سایت تحلیلی خبری عصر امروز 26 ارديبهشت 1398 ساعت 12:12 http://asremrooz.ir/vdcbwgb50rhb05p.uiur.html -------------------------------------------------- عنوان : افشاگری دختری که همراه قائدی در ارابه مرگ بود -------------------------------------------------- در خودروی مهدی قائدی فقط او و احمد حضور نداشتند، سه نفر دیگر هم بودند، امین، علی و دختری به نام «ل» که جزییات آن حادثه را ‏ فاش کرد. متن : به گزارش عصرامروز، فقط می خواهد حقیقت را بداند. این که آن روز چه کسی پشت فرمان بود و ‏چطور در جاده ای صاف و هموار آن تصادف وحشتناک رخ داد. حرف های زیادی شنیده، از بی ‏تقصیر بودن مهدی تا سرخوشی و جنون سرعت همه ٥سرنشین آن خودروی لعنتی. اما هیچ کدام را ‏باور ندارد. نه او و نه خانواده اش. آن ها فقط به دنبال حقیقت ماجرا بودند تا بفهمند چطور پسرشان ‏در آن حادثه جان باخت. اما بیش از یک سال طول کشید. پس از کلی کش و قوس بالاخره حکم ‏صادر شد. یک سال حبس تعزیری، همراه با ٢٠٠ ساعت کار اجباری و پرداخت دیه به تنها جانباخته و مصدومان حادثه. این حکم یعنی قاضی و دادگاه مهدی قائدی را راننده و مقصر حادثه ‏تشخیص داده اند. هرچند هنوز این فوتبالیست جوان خودش زیربار این موضوع نرفته و رانندگی اش را ‏انکار می کند. اما به هرحال حکم بدوی صادر شده و این یعنی مهدی مقصر این حادثه بوده است. از همان لحظه وقوع حادثه و مرگ تلخ احمد تاکنون منتظر بودند، منتظر مهدی، تا اصل ماجرا را ‏برای آن ها تعریف کند. به آن ها بگوید که چطور ماشین واژگون شد، چه کسی پشت رل بود و ‏احمد در لحظه حادثه کجا نشسته بود. اما همه این ها در حد انتظار باقی ماند، انتظاری که هیچ ‏وقت برآورده نشد. نه مهدی ماجرا را برای آن ها تعریف کرد و نه حتی همدردی با آن ها شد. همین ‏هم شد تا دلخوری خانواده شاکری از آن ها بیشتر شود، هرچند آن طور که مادر احمد شاکری می ‏گوید این دلخوری باعث نشد که آن ها راضی به زندان افتادن مهدی شوند: من و همسرم اصلا ‏دوست نداشتیم که مهدی زندانی شود. برای ما فقط روشن شدن حقیقت مهم بود. ما دوست داشتیم ‏که مهدی خیلی رک همه ماجرا را برای ما تعریف می کرد. او با پسر من سر یک سفره می نشست، ‏من مثل مادرش بودم، اصلا ما در یک ساختمان زندگی می کردیم. این توقع زیادی نبود که او مثل ‏قبل با ما رفتار کند. این مادر در ادامه صحبت هایش می گوید: اما چشم من به در ‏خشک شد، مادر مهدی فقط ٥ دقیقه در مراسم ختم پسر من حاضر شد و دیگر هیچ. مهدی هم به ‏ما اس ام اس داد که هر اتفاقی افتاده بیمه دیه احمد را پرداخت می کند. بعد هم که دروغ و شایعه ‏درباره این حادثه تمامی نداشت. خیلی ها ماجرا را رنگی دیدند. یعنی قرمز و آبی، اما اصلا موضوع ‏این نیست. مگر اشتباه مهدی پای باشگاه استقلال نوشته می شود، من و همسرم در این مدت با این ‏همه دغدغه سعی کردیم تا این این سوءتفاهم را برطرف کنیم. ضمن این که فراموش نکنید، خانواده ‏داغدار ما هستیم. به گفته این مادر او در جلسه آخر و اعلام حکم دادگاه حضور داشته و قبل از آن ‏هم به قاضی گفته که اصلا دنبال به زندان افتادن مهدی نیست: من چندبار به قاضی گفتم که برای ‏من و همسرم فقط روشن شدن ماجرا مهم است، نه زندانی شدن مهدی. حتی حکمی که برای او ‏صادر شد، ٣ سال بود، ٢ سال آن به ٢٠٠ ساعت کار اجباری تغییر کرد. ‏ با این همه، اما وکیل مهدی قائدی معتقد است که حکم مهدی می شکند. نادر آران همچنان بر بی گناهی موکلش در این حادثه تأکید دارد و می گوید این حکم در دادگاه تجدید نظر برمی گردد: ‏من وکالت پرونده های زیادی را برعهده داشتم، اما در هیچ کدام از آن ها این قدر مطمئن نبودم که ‏موکلم بی گناه است. مطمئن هستم که به زودی حکم برائت قائدی می آید. ‏ پایان سکوت لام اما در آن ماشین فقط مهدی و احمد حضور نداشتند، سه نفر دیگر هم بودند. امین، علی و دختری به نام ل. ‏امین و علی کم و بیش درباره آن حادثه و اتفاقات آن صحبت کرده اند، هرچند، اظهارات این دو نفر ‏هم چندان به رمزگشایی اصل ماجرا کمکی نکرد. اما لاله تنها زن سرنشین آن ماشین که تاکنون ‏با هیچ رسانه ای درباره آن حادثه صحبت نکرده است. او یکی از آسیب دیدگان همان حادثه است، با ‏این همه در این مدت ترجیح داده سکوت کند و به دور از جنجال مراحل قضائی پرونده را با ‏کمک پدرش پیگیری کند. اما این دختر بعد از یک سال لب به سخن گشود و جزییات آن حادثه را فاش کرد. ‏ آن روز چه اتفاقی افتاد؟ هیچی با بچه ها بیرون رفته بودیم. در مسیر بازگشت بودیم که این اتفاق افتاد. ‏ شما موقع حادثه کجا نشسته بودید؟ من صندلی عقب بودم. ‏ سرعت ماشین زیاد بود؟ هم سرعت بالا بود و هم کنترل ماشین از دست رفت. وقتی ماشین واژگون شد من دیگر چیزی ‏نفهمیدم. ‏ یعنی بیهوش شدید؟ ‏ من یک روز کامل بیهوش بودم. بعد هم که چشمانم را باز کردم خودم را روی تخت بیمارستان ‏دیدم. سه تا از مهره های گردنم به شدت آسیب دیده بود. سه تا از دنده هایم هم شکسته بود و ریه ‏هم آمبولی شد. زانوی پای راستم هم آسیب دیده بود. حدود ١٥ روز در بیمارستان بوشهر بستری ‏بودم. ‏ چه کسی پشت فرمان نشسته بود؟ من نمی توانم بگویم چه کسی پشت فرمان نشسته بود. ‏ شما از مهدی شکایت کرده اید؟ پدرم بیشتر پیگیر پرونده بود. البته من هم همراه او در جلسات دادگاه حاضر بودم، به جز جلسه آخر ‏که بوشهر نبودم. البته شنیدم که برای مهدی یک سال زندان و ٣٦٠ میلیون تومان دیه تعیین کرده ‏اند. البته این مربوط به خانواده شاکر است. این که برای من چه مقدار دیه تعیین شده است را به ‏درستی نمی دانم.