سایت تحلیلی خبری عصر امروز 4 بهمن 1398 ساعت 10:29 http://asremrooz.ir/vdcd590xfyt05s6.2a2y.html -------------------------------------------------- عنوان : آیا داوران عصر جدید تغییر می‌کنند؟ -------------------------------------------------- بر اساس شنیده‌ها برنامه رقیب عصر جدید بشدت با مشکلات تولید مواجه است و با اینکه سازندگان می‌خواستند قبل از عصر جدید نمایش داده شود و بازی جذب مخاطب را به نفع خودشان تمام کنند. متن : به گزارش عصر امروز موفقیت برنامه عصر جدید، زمینه بروز پویش برنامه ای موازی با عنوان پرشین گات تلنت (Persain Got Talent) در شبکه MBC persia را فراهم آورد تا فصل دوم برنامه عصر جدید را تحت الشعاع قرار دهد. حالا در آستانه فصل دوم عصر جدید شنیده ها حاکی از آن است که سازندگان این برنامه تصمیم دارند، برای رقابت با این برنامه، هیات داوران را متناسب با هیئت داوران مبتذل شبکه سعودی، لبریز از سلبریتی کنند تا مخاطبان این برنامه افزایش یابد و به نوعی در رقابت با آن شبکه، بازنده نباشند. درباره هرگونه تغییر احتمالی تیم داوران موفق عصر جدید، پیش از هر تحلیل و گمانه زنی یا توصیه و هشداری باید به مسئله اشاره کرد که هیچ مربی با درایتی که الفبای مدیریت و راهبری را بداند، به ترکیب تیم برنده دست نمی زند. در شرایطی که داوران متنوع این برنامه و سناریوهای بین آنها در زمان اجرا، بخش عمده محبوبیت آنرا تثبیت کرده است، آیا دست زدن به این ترکیب برای رقابت با مسابقه استعدادیابی شبکه سعودی ضروری است؟ آیا با تخصص و تسلط رویا نونهالی نمی توان به رقابت با رنگ و لعاب مهناز افشار رفت که قطعا بعد از چند برنامه، تامین کنندگان مالی سعودی را از چنین سرمایه گذاری نادرستی پشیمان خواهد کرد!؟ باید به این مهم دقت کرد که پرشین گات تلنت شبکه سعودی سبب می شود که عصر جدید بیشتر دیده شود و ارزش و عیار برنامه روندی صعودی به خود گیرد. سایت MBC زمان شروع برنامه را نیمه دوم ماه نوامبر اعلام کرده است. با گذر از تاریخ ۲۴ آبان همچنان خبری از برنامه پرشین گات تلنت نیست. آبان، آذر و دی گذشت و همچنان این برنامه پخش نشد. بر اساس شنیده ها این برنامه بشدت با مشکلات تولید مواجه است و با اینکه سازندگان می خواستند قبل از عصر جدید نمایش داده شود و بازی جذب مخاطب را به نفع خودشان تمام کنند، اما در مقابل عصر جدید نمی توانند عرضه اندام کنند. پرشین گات تلنت، محکوم به شکست است و علت آن کاملا واضح و روشن است. این برنامه با هر امکانات و هزینه ای که صرف آن شده، نمی تواند استعداد ویژه ای را معرفی کند. شاید داورهای سرشناسی را معرفی کند، اما کارزار یک برنامه استعدادیابی را حضور استعدادهای منحصر به فرد تثبیت می کند، که این امکان صرفا در داخل کشور فراهم است و جذابیت چند خواننده زن و یا رقاصه بیش از دو سه برنامه قابل هضم برای مخاطب نیست. اتکا چنین برنامه ای در بخش هایی است که می تواند استعدادهای تابوشکن را به برنامه بیاورد و عملکرد سعودی ها فراتر از برنامه های استعدادیابی شبکه من و تو و نکس پرشین استار نخواهد رفت. استعدادهای درجه یک در خارج از کشور به این برنامه نمی آیند و به سادگی می توانند در برنامه قابل دسترسی مثل Britain's Got Talent حضور پیدا کنند یا به برنامه اصلی America's Got Talent بروند ... کما اینکه چهره های آسیایی و ایرانی حضور پررنگی در برنامه اصلی دارند. نکته مهم این است که شبکه سوم سیما، یکی از پربیننده ترین شبکه های فارسی زبان در سطح دنیاست و شبکه MBC در همین شرایط فعلی با پخش فیلم های بشدت تکراری و بازیرنویس فارسی مخاطب چندانی ندارد و سریال های آمریکایی چون با زیرنویس فارسی از این شبکه پخش می شوند، نمی توانند مخاطبی برای این شبکه جذب کنند. اما نکته حائز اهمیت درباره عصر جدید این است که حتی مجری هم در این برنامه محور نیست و نتوانسته محبوبیت ذاتی کسب کند و استخوان بندی برنامه کاملا متکی به داوران و استعدادهایی است که در آن حضور دارند. در چنین شرایطی دست زدن به ترکیب برنده خطای راهبردی سازندگان است و در رقابت با نمونه فارسی، افزودن یک سلبریتی دیگر و یکدست کردن ترکیب داوران به این برنامه صدمه خواهد زد. در واقع ترکیب هیات داوران عصر جدید، مهمترین و مردمی ترین هیات ژوری برنامه های استعدادیابی است. این هیات ترکیب معقولانه ای است و اگر این ترکیب به جاده یکطرفه سلبریتی ها تبدیل شود، برنامه با آسیب های فراوانی مواجه خواهد شد. چون عامل پذیرش از سوی مخاطب مقوله ای نیست که بتوان به صورت سرسری از آن عبور کرد. ساختار چنین برنامه های استعدادیابی در صورت موفقیت، در صورتی امتداد پیدا خواهد کرد که در بدو تاسیس و فعالیت به مخاطب پیش فرض های جدیدی ارائه نکند. ضمن اینکه کاملا مشهود است، تناسبی تدریجی میان داوران و برنامه شکل گرفته و هر سلبریتی یا چهره مشهوری در مقابل این استعدادها قرار بگیرد، زمان بسیاری باید صرف کند تا با منطق و نحوه برخورد با استعداد حاضر شده در این برنامه تطبیق پیدا کند، چه اینکه همین داوران هم بعد از گذشت چند برنامه رفته رفته با نحوه داوری استعدادها آشنا شدند و در یک سوم پایانی برنامه با داورانی مجرب روبرو بودیم که اعتماد کامل مخاطب و شرکت کنندگان را نیز با خود همراه کرده بودند. اگر ترکیب هیات داوران تغییر کند، سیر تدریجی تعامل شرکت کنندگان و مخاطب دچار مخاطراتی خواهد شد. چون شرکت کنندگان فصل دوم بر اساس پیش فرض و نحوه داوری داوران فصل اول در این برنامه شرکت می کنند. به عنوان مثال شرکت کننده ای که برای نمایش استعداد موسیقیایی خود راهی برنامه می شود، خود را با نحوه داوری آریا عظیمی نژاد تنظیم می کند، کما اینکه امین حیایی با موسیقی و آوازخوانی بشدت آشناست. مولفان حرکات ورزشی و موزون به سلیقه رویا نونهالی توجه می کنند. در این میان یک مهره مهم در میان داوران نقش اساسی تری ایفا می کند که نباید اثرگذاری او را نادیده گرفت. دکتر سید بشیر حسینی، یکی از داوران این برنامه که از اساتید دانشگاه است که نمونه های مشابه را با دقت رصد کرده و به عنوان معلم سوادرسانه ای، تخصصی منحصر به فرد در شناسایی استعدادها پیدا کرده است. یعنی جایی که همه داوران به حرکات و تکنیک یک استعداد رای مثبت می دهند، و زمانی که آن استعداد صراحتا ابراز می کند که علاقه ای به درس خواندن ندارد، در این نقطه هیئت داوران با یک دوراهی مواجه می شود. از یک سو مجری برای حفظ مصالح برنامه و رسانه ملی او را توصیه به درس خواندن می کند، اما دکتر سید بشیر حسینی با منطق و بهره گیری از دانش خود، به درستی تشخیص می دهد که "استعداد" این شرکت کننده، درس خواندن نیست و نظام آموزشی کشور چنین استعدادهایی را خاموش می کند، بنابراین برخلاف انتظار، او را به پیگیری استعدادش و اولویت دادن به آن، توصیه می کند. نکته حائز اهمیت این است که برنامه های استعداد محور داوران را با محدودیت یک یا دو فصل انتخاب نمی کنند. سایمون کاول (Simon Cowell) در نسخه اصلی امریکن گات تلنت (America's Got Talent ) از سال ۲۰۱۶، هایدی کلوم(Heidi Klum) از سال ۲۰۱۳، هاوی مندل (Howie Mandel) از سال ۲۰۱۰ داور برنامه اصلی هستند. در نسخه بریتانیایی بی جی تی (Britain's Got Talent) حضور و حیات حرفه ای داوران به همین سیاق است. داوران در سایر برنامه های استعدادیابی حداقل تا چهار فصل مشخص به بخشی از تشخص برنامه تبدیل می شوند. فرآیند کاشت، داشت، برداشت در مورد هیات داوران بسیار ضروری است. کاراکترهای هنری امین حیایی، بشیر حسینی، رویا نونهالی و آریا عظیمی نژاد، مستقل از شخصیت های هنری و آکادمیک، با حضور در فصل اول، شخصیت داوری این برنامه را به خود گرفته اند و در فصل نخست مرحله آزمون و خطا را پشت سر گذاشته اند. آن ها حالا به جز رشته خود، به عنوان "داور" شناخته می شوند و اعتبار قضاوت استعدادها را دارند. تغییر هیات داوران سبب می شود، افراد بعدی در این برنامه جایگاه خود را سست احساس کنند و آرای واقعی خود را ارائه نکنند. عدم اعطای امتیاز به استعدادها در این برنامه باید برای مردم عادی شود و در میان داوران عدم امتیاز دهی نباید آنان را به ضد قهرمان این برنامه تبدیل کند. هیات داوران عصر جدید با سایر برنامه داوران برنامه های استعدادیابی مثل فوتبالی ها، شب کوک، آقای گزارشگر، خنداننده شوء برنامه خندوانه بسیار متفاوت است. لذا هرگونه تغییر، این شبهه را تقویت می کند که عدم اعطای امتیاز از سوی برخی داوران به برخی استعدادها به تغییر آنان منجر شده است. از قضا در این برنامه جایگاه مجری باید کمرنگ شود. کما اینکه در برنامه های مشابه America's Got Talent و Britain's Got Talent مجری آنچنان برجسته نیست. برخلاف جایگاه کمرنگ تری کروز، در این برنامه مجری یک جایگاه ثابت دارد، ریتم برنامه را مختل می کند و یک مجری اضافی پشت صحنه فعالیت می کند که فعالیتش شبیه مجری اصلی دو نمونه آمریکای و انگلیسی است. اتکا به فرد و مجری محوری به معضل برنامه های سیما بدل شده است. مثلا احسان علیخانی در برنامه عصر جدید از خانواده شهدا و رزمندگان دعوت می کند تا بار معنوی و حماسی برنامه را افزایش دهد، اما با یک پست اینستاگرامی و سوار شدن بر امواج شکل گرفته در شبکه های اجتماعی، از اعتراضات غیرمدنی و آشوب های آبان ۹۸ حمایت می کند. تمامی انتقاداتی که در قالب یک داستان توسط مجری برنامه عصر جدید درباره اعتراضاتی که منجر به یک آشوب مسلحانه بزرگ در سطح کشور شد و می رفت مقدمه یک جنگ خانمان سوز داخلی باشد، ارائه می شود، تبیین و توجیه اعتراض منجر به آشوب است. در این پست به صراحت مجری اصرار دارد، وضعیت اقتصادی مردم چندان مناسب نیست و چنین شرایط زمینه اعتراض باید فراهم شود. اما در گزارشی پیش از این روابط حسنه احسان علیخانی را با امیر شریعت، آقازاده محمد شریعتمداری وزیر تعاون رابطه حسنه ای دارد با مستندات ارائه شد. این داستانسرایی برای توجیه فقر و خشونت بی انتها در بطن جامعه از جانب او در حالی اتفاق می افتد که فقر، ابزار کار احسان علیخانی برای ساختن ماه عسل و فیلم سیاه "بدون تاریخ بدون امضا" (فیلمی که مردارخواری ایرانیان را به تصویر می کشد) است. فقر مردم برای علیخانی یک بهانه برای برنامه سازی، مستندسازی و فیلمسازی است و با این افسانه سرایی درباره خشونت در بطن جامعه، احسان علیخانی با تاکتیک یکی به نعل و یکی به میخ به شورشیان صدای آبان گره می خورد. به همین علت سیمای ملی در ساختار برنامه هایش باید چنین فعالان رسانه ای را محدود کند. کاستن از نقش احسان علیخانی در برنامه عصر جدید، لطمه ای به این برنامه نخواهد زد. کما اینکه در نسخه آمریکایی مجری نقش چندانی ندارد. او می تواند تهیه کننده خوبی باشد و کار را هدایت کند، می تواند همزمان رئیس هیئت داوران هم باشد و از جایگاهی بالاتر در روند داوری ها و انتخاب ها نیز تصمیم گیر باشد؛ اما علیخانی باید قبول کند در برنامه استعدادیابی، مجری با هیچ وصله و پینه ای نمی چسبد و مخاطب را دلزده می کند؛ حتی اگر احسان علیخانی باشد.