سایت تحلیلی خبری عصر امروز 16 خرداد 1398 ساعت 23:37 http://asremrooz.ir/vdcgtx9xqak93t4.rpra.html -------------------------------------------------- عنوان : نجفی "قاتلی" که نشان داد اصلاح طلبان ترمز بریده اند و برای ماندن در قدرت ممکن است هر کاری بکنند -------------------------------------------------- قتل مرحومه استاد نشان داد که حذف فیزیکی هم نمی تواند از استراتژی کسب و نگهداری قدرت اصلاح طلبان از نظر دور نگه داشته شود و آنجایی که دکتر پرویز امینی تحلیل متفکر مسائل سیاسی بجا اشاره کرده است اگر فدرالیسم مورد نظر خاتمی و دولت اختتامیه روحانی سرفصل و چکیده میدانی شدن و اهداف اصلاح طلبان بشمار آید قتل افراد هم می تواند بعنوان راه کاری که هر وقت لازم دیده شود بکار گرفته خواهد شد متن : به گزارش سرویس سیاسی عصر امروز اصلاح طلبان در سراشیبی تندی ترمز بریده اند و به اشکال گوناگون تلاش می کنند تا خودروی اصلاحات را که می رود تا به ته دره پایان حیات سیاسی خود سقوط کند نگه دارند اما باید می دانستند از همان سال 92 که دولت بدون استراتژی و بی برنامه اعتدال را با تجمیع آرا به ساختمان پاستور فرستادند و تا به امروز نیز بهره های فراوان مالی و سیاسی را از کنار آن کسب کرده اند این چنین سرنوشتی برای ایشان رقم خواهد خورد. ضربات یکی پس از دیگری وارد می آید و طنز تلخ ماجرا اینجاست که حتی حرام خواری های بی سابقه سیاسی و اقتصادی یارانشان که سفره انقلاب را سهم خود می دانند بر سرعت این سقوط می افزاید و نگاهی به سوابق اصلاح طلبان حداقل در 6 سال گذشته ما را از تکرار این موارد بی نیاز می سازد که اصلاح طلبان بسوی یک سقوط آزاد بی بازگشت می روند که چشم اندازی را برای خاتمه امیدوار کننده حیات سیاسی این جریان نمی توان پیش بینی کرد زیرا سرعت موضعگیری های آشکار و برخلاف اصول مسلم دینی استحاله طلبانه مانند: پیشنهاد آزاد سازی مشروبات الکلی توسط مصطفی تاج زاده/ پیشنهاد اجازه بازگشت ضد انقلاب خارج نشین توسط عباس عبدی و غیره حاکی است که این سقوط آغاز گشته، لاکن آشکار شدن و رسوایی مواضع و افکار ضد مذهبی و ملی آنان آنهم در بدترین زمان یعنی نزدیک شدن به زمان انتخاباتهای سریالی پیش رو و بدترین شکل ممکن، به یک تیر خلاص نیاز داشت و حادثه قتل مرحومه میترا استاد همسر دوم و شوریدگی عشق دورانهای جوانی دردوران سالخوردگی نجفی این تیر خلاص بود. غفلت اصلاح طلبان با توجه به نکات یاد شده و نکات دیگری که خواننده گرامی می تواند از لابلای سطور رسانه ها به آن دست یابد درست در پیش چشم آنان در حال رخ دادن بود. آنان که در سه دوره ریاست جمهوری و دوران نخست وزیری دوران دفاع مقدس یاران خود را در سنگرهای کلیدی قدرت سیاسی و اقتصادی جایابی و جایگزین کرده بودند و با اتخاذ نوعی پروپاگاندای رسانه ای هر بار توانسته بودند رقیب دیرینه را از میدان بدر کنند غافل بودند که استفاده از یک روش برای دوره های متوالی اولین و مرگبارترین ضربه را نیز بر پیکرایشان وارد خواهد ساخت. نباید از نظر دور داشت که در کارنامه اصلاح طلبان موضوع قتل های زنجیره ای، برخی ترورهای ابهام انگیز اوایل دهه 60 و موضوعاتی همچون جریان مک فارلین هنوز هم پرونده های مفتوحی هستند که در گذر زمان بدنبال شناساندن عوامل میدانی این حوادث در حال بروز رسانی هستند و همین امر می تواند دخالت اصلاح طلبان در حادثه تیراندازی و مرگ مرحومه استاد را به ذهنها متبادر سازد. برخی ناظران سیاسی محمدعلی نجفی را بنوعی قربانی می دانند و تلاش می کنند تا نوک پیکان انتقادات خود را به سمت رئیس جریان اصلاحات بکشانند و شاید هم این نوع برخورد با وضعیت فعلی نجفی بتواند نوعی مظلوم نمایی را برای وی به ارمغان آورد لاکن انقلاب اسلامی به ما آموخته است که تک تک افراد و آحاد جامعه در برابر قانون و شئون مختلف انقلاب اسلامی مسئول و پاسخگو هستند درست است که افرادی مانند م . خ بستر استحاله های فرهنگی اجتماعی را در دوران قدرت سیاسی خود فراهم آوردند اما امثال نجفی ها باید هزینه این راهبرد سیاسی خود را بپردازند حال یا با زندان یا قصاص. هر چه باشد اگر حادثه تیراندازی و مرگ همسر دوم نجفی را ناشی از بروز اختلافات خانوادگی بدانیم و یا او را قربانی نوعی بازی قدرتهای در سایه و پرستوهای امنیتی آنان قلمداد کنیم، بنظر می آید که برادر مرحومه استاد قصد دارد با افشای برخی مسائل که آنرا به بعد از صدور حکم قصاص موکول کرده است زلزله سیاسی دیگری را برای اصلاح طلبان رقم بزند و اگر این امر رخ دهد شیرازه ادعای عملکرد های مثبت و یادمانی مورد ادعا جریان استحاله طلب و کدخدا محور دولت های سازندگی، اصلاحات و اعتدال به یکباره از هم فرو خواهد پاشید. این فرو پاشی تنها دامن دولت اعتدال حسن روحانی را نخواهد گرفت زیرا همانگونه که در مطالب قبلی اشاره کرده بودیم این دولت عصاره و چکیده دولت های همفکر ماقبل خود بوده است در نتیجه شکست میدانی دولت روحانی سونامی فروپاشی سریالی جریان اصلاح طلبی را نیز بدنبال خاهد داشت. قتل مرحومه استاد نشان داد که حذف فیزیکی هم نمی تواند از استراتژی کسب و نگهداری قدرت اصلاح طلبان از نظر دور نگه داشته شود و آنجایی که دکتر پرویز امینی تحلیل متفکر مسائل سیاسی بجا اشاره کرده است اگر فدرالیسم مورد نظر خاتمی و دولت اختتامیه روحانی سرفصل و چکیده میدانی شدن و اهداف اصلاح طلبان بشمار آید قتل افراد هم می تواند بعنوان راه کاری که هر وقت لازم دیده شود بکار گرفته خواهد شد حال بنام مشاجره خانوادگی و یا جلوگیری از قدرت یابی جناح رقیب و یا وادار کردن افراد به سکوت و خاموشی در برابر افشای رازهای مگوی اصلاحات. باید توجه داشت که منظور از این موضوع این نیست که مشخصا آنانی که در این آیینه امروز اصلاح و اعتدال در ساختار سیاسی دیده می شوند می توانند موضوع و محور قتل هم باشند لاکن باید توجه داشت که قدرت های در سایه اصلاحات میل و علاقه مفرطی به استراتژی "عروسک گردانی" عناصر خود توسط تشکیلات موازی و کنترل عناصر میدانی خود دارند و این امر می تواند موضوع "حذف و پاکسازی شخصیتی و حتی فیزیکی" را نیز مطرح سازد. در جریان مرحومه استاد همه دیدند که علاوه بر حذف فیزیکی شخص یاد شده انواع تهمتهای اخلاقی و سیاسی امنیتی نیز در باره وی و خانواده و خود محمد علی نجفی با گستردگی زیاد در فضای رسانه ای در حال اوج گیری است و رفتار آینذه اصلاح طلبان نیز می تواند مهر تائیدی براین امر تلقی گردد . رضا احمد زاده