سایت تحلیلی خبری عصر امروز 15 خرداد 1398 ساعت 10:38 http://asremrooz.ir/vdcj88e8auqemtz.fsfu.html -------------------------------------------------- عنوان : عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت // زین آمد و شد بر همه خیر دو جهان رفت -------------------------------------------------- ای مردم! این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نا امید می گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامتتان دارد متن : به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در یکی از اعیاد فطر خطبه ای خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده اند. در بخشی از این خطبه حضرت چنین فرمودند: ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم من منازلکم الی مصلاکم خروجکم من الاجداث الی ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم و وقوفکم بین یدی ربکم، و اذکروا برجوعکم الی منازلکم، رجوعکم الی منازلکم فی الجنه. عباد الله! ان ادنی ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون ای مردم! این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نا امید می گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوی پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوی منازل خود، متذکر شوید بازگشتتان را به سوی منازلتان در بهشت برین، ای بندگان خدا، کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد و می گوید: هان!بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید. 🌷نو کنید جامه را، 🌸پاک کنید خانه را، 🌷گل بزنید قبله را، 🌸عید خدا میرسد 🌷هوش کنید مست را، 🌸آب زنید دست را، 🌷سجده کنیدهست را، 🌸عیـد خدا میرسد 🌷سیر کنید گشنه را، 🌸آب دهید تشنه را، 🌷دور کنید غصـه را، 🌸عیـد خـدا میرسد 🌷عفـو کنید بنده را، 🌸ارج نهیـد زنده را، 🌷یاد کنیـد رفته را، 🌸عیـد خدا میرسد. زمزمه عید فطر مهمانِ تو بودم و قبله ی قلبم کوی تو عید فطر آمده و من آمدم به سوی تو خدای من خدای من... اللهمّ اَهلَ الکِبریا به روی لبِ من الهی یا الهی نغمه ی روز و شب من خدای من خدای من... عید رحمت آمد و من با اُمید آمده ام بر گدایی از درت در روز عید آمده ام خدای من خدای من... ماییم و یادِ گناهانِ خود و شرمندگی ما را کن اهل تقوی و صبر و زُهد و بندگی خدای من خدای من... عیدِ فطر و آرزو دارَم دَهی بر دل جَلا عرفه و اربعین روزیِ ما کن کربلا حسین جانم حسین جانم... عید فطر ماه رمضان رفته وشوال آمد بر بنده ی حق دولت اقبال آمد دراول این ماه بود فطر سعید آن عید ترین عید هرسال آمد فطریه بود واجب وروزه ست حرام خوردن بنگر بدون اشکال آمد یک ماه کمال بندگی ها طی شد بر ماه خدا نگر که اکمال آمد هر آنکه گرفته روزه شادست کنون تبریک به لب دارد وخوشحال آمد سی روز اطاعت خدا بنموده در عید اطاعتش سبکبال آمد پاداش خدا به بنده باشد این عید پاداش به مقبولی اعمال آمد برپا بشود نماز در عید بزرگ صف در صف آن زجمع ابدال آمد شعر:اسماعیل تقوایی عید فطر عید رمضان آمد و دل جلوه به جان داد جان آینه بر دل به صفای رمضان داد آن عاشق وارسته فروغ ازلی را از پرتو این عید دل افروز به جان داد مهمان خدا بود در آن محفل قدسی تا وا رَهَد از خویش بدو تاب و توان داد عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت زین آمد و شد بر همه خیر دو جهان رفت آموخت دو صد نکته چو در مکتب قرآن آموخته را هدیه به صاحب نظران داد ماهی که گرفت از تن ما شهوت و عصیان چشمی ز پی رحمت حق اشک فشان داد ماهی که شب قدر چو خورشید سحرگاه از روزن او روی جهان تاب نشان داد ماهی که به آوازۀ تکبیر جهان را از خواب بلا خیز دگر باره تکان داد آن ماه که از باغ شهیدان خدائی از لطف گل سرخ به گلزار جنان داد وداع با ماه مبارک رمضان ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم دارند سفره های تو را جمع می کنند با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم این حال خوش که سرزده در تار و پود من ای کاش ماندگار شود در وجود من این رحمت خداست که یاری نموده تا دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم شکر خدا که نیمۀ ماه خدا به لب ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم با یاد لحظه لحظهء ارباب بی کفن حتما برات کرببلا را گرفته ایم والله این بزرگترین افتخارماست از دست او نشان گدا را گرفته ایم داریم امید اینکه خدایی شدیم ما تا سال بعد کرببلایی شدیم ما وقت وداع با تو به هر حال می رسد ماه خدا چه زود به شوال می رسد این بنده با گناه به ماه خدا رسید حالا به عید فطر سبکبال می رسد شبهای قدر حال و هوایی عجیب داشت شاید عزیز فاطمه امسال می رسد شاید به کربلا نرسد دست ما دگر اما به دامن علی و آل می رسد فرقی نمی کند رمضان یا محرم است هر جا رویم روضه به گودال می رسد با چکمه ای به پا و سپس خنجری به دست در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست کریم العفو یا الهی الهی خداحافظ ماهِ ذکر و مناجات خداحافظ لحظه هایِ ملاقات خداحافظ ماهِ خوبِ خدا کریم العفو یا الهی الهی خداحافظ افتتاحِ سحرها به ما می شد نیمه شب چه نظرها خداحافظ ماهِ خوبِ خدا کریم العفو یا الهی الهی خداحافظ سفره هایِ ضیافت به ماکردی بارِ دیگرِ عنایت خداحافظ ماهِ خوبِ خدا کریم العفو یا الهی الهی خداحافظ سوز ونالة یارب خداحافظ اشک و روضة هرشب خداحافظ ماهِ خوبِ خدا کریم العفو یا الهی الهی خداحافظ تشنگی دمِ افطار ننوشیدنِ آب، شبیهِ علمدار خداحافظ ماهِ خوبِ خدا کریم العفو یا الهی الهی خداحافظ گریه با دلِ بی تاب جداشد زینب چگونه ز ارباب خدارا از این غم چه چاره کنم؟ حسین جان ای آبروی دوعالم نگینِ سلیمان به حلقة خاتم خدارا از این غم چه چاره کنم؟ خداحافظ ای برادر ِ زینب روی میدان در برابر زینب خدارا از این غم چه چاره کنم به دنبالت خیمه خیمه دویدم قسم بر این گیسوانِ سپیدم مرو میدان ای برادر من ببوسم آهسته زیرِ گلویت مده دست این و آن سرِ مویت قسم بر این دیدةترِ من بگو بر سر من چه خاکی بریزم اگر زیرِ پا بیفتی عزیزم حسین جان ای سایة سر ِمن چه سازم بینم به مویِ پریشان تنت عریان رویِ خاکِ بیابان به گوش آید آهِ مادر من بهم ریزد ذره ذره تنِ تو شود آخر بوریا کفنِ تو سرت بر نیزه برابر من میانِ لشگر بگو منِ تنها چه سازم با بی پناهیِ زن ها شود غارت بی تو معجر من #قاسم_نعمتی