سایت تحلیلی خبری عصر امروز - آخرين عناوين تاريخ و حماسه :: rss_full_edition http://asremrooz.ir/history Mon, 06 Apr 2020 11:53:15 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 {FILE_SERVER_DOMAIN}/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط سایت عصر امروز http://asremrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سایت عصرامروز آزاد است. Mon, 06 Apr 2020 11:53:15 GMT تاريخ و حماسه 60 عشق اگر معنا شود معنا علی اکبر است // دل بده بر قامتش رعنا علی اکبر است http://asremrooz.ir/vdcj8ye8huqeovz.fsfu.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز یازدهم شعبان المعظم سال۴۳ قمري مصادف است با ولادت جوان برومند حضرت سید الشهدا(علیه السلام) حضرت علی اکبر (علیه السلام)، کسی که شبیه ترین فرد خلقا و خلقا و منطقا به رسول اکرم(صلی الله و علیه و آله) می باشد.شباهت حضرت علی اكبر(علیه السلام) به رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) را نبايد تنها يك شباهت موروثي صرف دانست بلكه اين شباهت فضيلتي بزرگ براي ايشان و حتي مادر بزرگوارشان است. سيد جوانان بني هاشم در دشت كربلا به اوج مقامات انسانی رسيده بود تا جايي كه شايد بتوان مقام ايشان را تا نزديكي مقام امامت دانست. لذا در «زیارت ناحیه مقدّسه»، حضرت ولی الله العظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خطاب به ایشان آورده است:  السَّلامُ عَلَیكَ یا أوَّلَ قَتیلٍ مِن نَسلِ خَیرِ سَلیلٍ مِن سُلالَةِ إبراهیمَ الخَلیلِ، صَلَّى اللّه ُ عَلَیكَ و عَلى أبیكَ، إذ قالَ فیكَ : قَتَلَ اللّه ُ قَوما قَتَلوكَ ، یا بُنَیَّ ما أجرَأَهُم عَلَى الرَّحمنِ وعَلَى انتِهاكِ حُرمَةِ الرَّسولِ ! عَلَى الدُّنیا بَعدَكَ العَفا...   سلام بر تو، اى نخستین كُشته از تبار بهترین بازمانده از نسلِ ابراهیم خلیل! درود خدا بر تو و بر پدرت، آن گاه كه در باره ات فرمود: «خدا، بكُشد آن گروهى را كه تو را كُشت. پسرم! چه جرئتى بر خداى مهربان كردند. و چه جسارتى در هتكِ حرمت پیامبر! پس از تو، خاك بر سرِ دنیا !»#یا_علی_اکبر_علیه_السلامعشق اگر معنا شود معنا علی اکبر است دل بده بر قامتش رعنا علی اکبر استنام او نام ولی و ذات او ذات نبیماه رویِ حضرت لیلا علی اکبر استروی او رویِ خدا، الله اکبر مدح اوحقّ مُطلق،عالیِّ اعلا علی اکبر استیوسف مصری نوا دارد ز عشق دلبرشدر عوالم دلبرِ زیبا علی اکبر استمحشری برپا کند در روز محشر صاحبمدر قیامت بخشش ما با علی اکبر استقامتِ ارباب عالم در کنارِ او خمیددر سجودم دائما، هرجا علی اکبر استهر کجا کردم نظر من دیده ام آیات حقدر مرام شیعیان عُظما علی اکبر استبرتر از حج و نماز و روزه و خمس و زکاتبهترین اذکار این دنیا علی اکبر استدل نباشد طالب باغ جنان و حوریشخالق آن جنتُ العلا علی اکبر استرزم او مانند حیدر،هیبتش عباسی استدر میان معرکه غوغا علی اکبر است تا قیامت خادم شهزاده اکبر میشومتا قیامت پرچمش بالا علی اکبر استدر کنارِ پیکرش افتاده بر خاک بلاروح و جان و دلبر بابا علی اکبر استاین جوانِ دلربا تکثیر شد در کربلا علت تکثیر عاشورا علی اکبر استانتقام دشمنان را منتقم گیرد یقینهر نوای مهدی زهرا علی اکبر است/عبدِ کریممیلاد شبه پیغمبر در بیت حسین بن علی جشن وسرور است میلاد عزیزی زسراپرده ی نور است  لیلا به شعف دست پدر داد پسر را از چهره ی مولا غم واندوه بدور است  او اکبر اولاد علی نام حسین (ع)است برخلقت او خالق دادار فخور است  با دیدن رویش همه در حال تحیر در چشم همه روی پیمبر به ظهور است  آتیه نشان داد که آقا علی اکبر از حیث عمل در ره جدش به عبور است  از قول معاویه شده ثبت به تاریخ لایق به خلافت علی آن ماه فکور است  تمرین اذان می کند از کودکی خویش در کرببلا صوت اذانش به وفور است  روزی که به دنیا زده پا روز جوان است تبریک همه در طبق شادی وشور است  تبریک بگو شیعه تو بر حضرت صاحب عیدی زسوی سرور ما اذن حضور است  شاعر :  اسماعیل تقوایی#حضرت_علی_اکبر حاج افشین بابک اردبیلی . آمد نگاری که به عالم بی بدیل است در آسمان عشق خورشیدی جمیل است . امشب مدینه ناز بر عالم فروشد چون مطلع نور خداوند جلیل است . آمد به دنیا اکبر ارباب هستی این کودک نیکو رخ از نسل خلیل است . مشتاق روی یوسف زهراست یوسف از بس که او دارای اوصاف جمیل است . گیسوی حورای جنان بند قماطش گهوارۀ او بالهای جبرئیل است . برتار گیسوی کمندش عاشقانه الغوث گویان عالم و آدم دخیل است . باب کرم بگشوده این فرزند خاتم حاتم به پیش یار ما ابن سبیل است . این سلسله خرد و کلانش بحرجود است این خانواده طاهر و ذاتش اصیل است . گویا به عالم احمدی دیگر رسیده سیمای او جنات و لعلش سلسبیل است . برما نظر کن ای گل خوشبوی لیلا برعشق تو چشمان گریانم دلیل است . ای شهد خرمای لبت اکسیر جانها دستان ما کوتاه و خرما برنخیل است . یارب عنایت کن شبی پایین پا را چشمان (بابک) در فراقش همچو نیل است . . #اکبریه_میلادیه #حضرت_علی_اکبر می شود گاهی وصال ازسختی هجران درستمثل لبخندی که شد ازدیده گریان درستکوزه مجنون شکست و حال مجنون خوب شدمیکنند از اخم لیلا هم دوا درمان درستاز پیمبر زاده ما یک پیمبر آمدهیک ربیع الاول دیگر شد از شعبان درستهم چراغ راه هم پشت وپناه است این علیاین چنین از ماهِ گردان شد بلاگردان درستخانه ات آباد آقا!یوسف کنعان تو..صد گلستان میکند از کلبه احزان درستزین ولادت هم دل مولا و هم نوکر خوش استمستی عشاق با ذکر علی اکبر خوش استمینویسم هرچه احمد باز حیدر میشودمینویسم هرقدَر الله! اکبر میشودساکن عرش است و عرش از او معلی میشودکوثر محض است و آب از او مطهر میشودهرکه یک دفعه نگاهش کرده با خود گفته استشک ندارم این جوان روزی پیمبر میشودهرزمان که بی نقاب از کوچه ای رد میشودبه هوای دیدنش در کوچه محشر میشوددر بقیع و در نجف سر میشود هرلحظه اشروزگار هرکسی پایینِ پا سر میشودبا اذانش سُبحه و سجاده مستی میکنندهم بلال و هم موذن زاده مستی میکنندنام او باشد علی و هست زهرا بیشترتکیه بر این شاهزاده کرده بابا بیشترقدو بالای پسر ها دلخوشی مادر استکیف کرد از دیدنش پس ام لیلا بیشترخَلق احمد خُلق احمد منطقش هم احمدیستجبرییل از این شباهت میخورد جا بیشترذوالفقار دست مولا دستبوس اکبر استمی‌دمد روی لبش انا فتحنا بیشترزهره از یل های شامی آب خواهد شد یقینگر بگوید ذکر لاحول و لا.. را بیشترمثل جدش بی نظیر و مثل جدش لافتی ستچرخش شمشیر او عینا شبیه مجتبی ستعرش حق را نور بود و بر زمین هم نور شددر کریمی چون عمویش مجتبی مشهور شدجار میزد اسم حیدر را بروی ماذنهچشم بدخواهش الی یوم القیامت کور شددستبوس عمه اش بود و رکاب عمه اشبر حفاظت از حریم زینبی مامور شدای بقربان نمازش ای فدای گریه اشدر مناجات شبش سجاده کوه طور شد..اذن میدان خواست زهرا را ببیند زودتربا خودش میگفت مادر جان! زیارت جور شد!راه افتاد و پدر گریه کنان پشت سرشدست بر زیر محاسن برد بهر اکبرشبر تن اکبر زره بر شانه بابا عباگریه میکرد از غمش حتی زره حتی عباتا که آقا دست سمتش برد از هم باز شدجمع و جورش کرد آخرسر علی را باعبایک علی آمد به میدان !شد صدو ده تا علی!یک عبا نه!لازم است اینجا صد و ده تا عبااین جوانان بنی هاشم چه زجری میکشندتا نگردد ناگهان سرریز از هرجا عبا..خاکی است و خاکی است و خونی است و خونی استچادر زهراست بر دوش جوانان یا عبا؟!در محرم روضه ماه صفر را میبرندیک نفر کشته شد اما دونفر را میبرندسید پوریا هاشمی#حضرت_علی_اکبرکیست سوم شخص مفرد غیر تو؟کیست تصویر محمّد غیر تو؟باء بسم‌الله جز حیدر که شد؟باغ بسم‌الله جز اکبر که شد؟السلام ای مصطفای صیقلییا علی بن حسین بن علیای همه انوار در نور تو گمانظروانا نقتبس من نورکمای تو سبحان الذی‌اسرا شدهدر زمین پیغمبر بالا شدهحمل این بار از کرامات تو بودمصطفی یک راه اثبات تو بودای بلوغ مصدر خُلق عظیمنوترین فصل پیمبر از قدیماز همه پاک است اگر تصویر تورقص لولاک است در شمشیر توچون حسینیون ز یثرب خاستندوقت هجرت یک پیمبر خواستندپس تو این بار امانت را بکشاز پدر این بار، منت را بکشمحمد سهرابی ]]> تاريخ و حماسه Sat, 04 Apr 2020 13:11:31 GMT http://asremrooz.ir/vdcj8ye8huqeovz.fsfu.html راوی «آب هرگز نمی‌میرد» در همدان آسمانی شد http://asremrooz.ir/vdcdxz0xoyt0jz6.2a2y.html به گزارش عصر امروز، سردار حاج‌ میرزامحمد سلگی، جانباز سرافراز و فرمانده دلاور گردان حضرت ابوالفضل (ع) و رئیس ستاد لشکر انصارالحسین (ع) در سال‌های دفاع مقدس، صبح امروز در بیمارستان شهید بهشتی همدان به یاران شهیدش پیوست.سردار سلگی به دلیل عوارض ناشی از استنشاق گازهای شیمیایی دوران دفاع مقدس و جراحات جانبازی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود که امروز صبح به ملکوت اعلی پیوست.بر اساس اعلام خانواده این سردار شهید، به منظور حفظ سلامت مردم، هیچ گونه مراسم تشییع و گردهمایی برگزار نخواهد شد.عصر امروز، شهادت این یادگار سرافراز سال‌های حماسه و مقاومت را به خانواده و همرزمانش تبریک و تسلیت می‌گوید. ]]> تاريخ و حماسه Thu, 02 Apr 2020 13:27:39 GMT http://asremrooz.ir/vdcdxz0xoyt0jz6.2a2y.html از شعف امروز گیتی رشک فردوس برین است // پنجم شعبان و میلاد امام چارمین است http://asremrooz.ir/vdcjxhe88uqeaoz.fsfu.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز حضرت امام علي ابن الحسين ابن علي ابن ابيطالب عليهم السلام مشهور به سجاد(علیه السلام)، بنا به قول مشهور، در پنجم شعبان المعظم سال ۳۸ هجري قمري متولد شدند.یکی از مهمترین دوره زندگی حضرت سجاد علیه السلام پس از واقعه کربلا و دوران اسارت ایشان بود که همانند قهرمانى بزرگ با گفتار و رفتارش حماسه آفريد و همچون يك انقلابى پرخروش، به دشمنان مقتدر خود، در برابر همه، پاسخ‏هاى دندان شكن و پرخاشگرانه می داد.#امام_سجاداز جنان امروز میکائیل عود آورده استسجده هایش عاشقان را در سجود آورده استچشم هایش عشق را بر قلب ها تزریق کرد چشم هایی که خدا را به شهود آورده استجان مارا در جهان جام شرابش پاک کرد هر پلیدی را در عالم انقلابش پاک کردروسیاهی مرا آب طهورا هم نشستلیکن او با پرتویی از آفتابش پاک کردبارگاهش را خدا در عرش اعلا زد رقم تا که در شأن مقام او، بنا گردد حرمچهره ی او را تَواریخ عرب تحریف کرد تا به زیبایی شود یوسف در عالم متهمعاشقان را مست، با چای ابو سجاد کردهر اسیری را نگاهش در جهان آزاد کردکوری چشم حسودان نام او هم شد علیروز میلادش دِلِ شیر خدا را شاد کرد زینتی بر عابدان او را خداوند آفریدبی بها بودیم و او از لطف مارا هم خریدجلوه ی پروردگاری خدا ،درچشم اوستهیف شد هر دیده ای این نور زیبا را ندیدعلی اصغر یزدی#امام_سجادمرا در هوای نجف آفریدمرا حق برای نجف آفریدخدا خواست عاشق شوم پس مرابه یا مرتضای نجف آفریدستونهای این آسمان را خودشزِ گلدسته‌های نجف آفریدخدا خواست دنیا بهشتش شودکه ایوان طلای نجف آفریدرُطب های آنجا مرا مست کردمرا چاییِ کربلا مست کردتو دامادِ ایرانیِ ما شدیتو مهمان مهمانیِ ما شدیتو زیباترین جلوه‌های خدامناجات شعبانیِ ما شدی گرفته است بوی تو این سرزمیندلیل مسلمانیِ ما شدی اگر خاک ما خاک عشق علی استخودت آمدی بانیِ ما شدیبه ایران صفا را تو آورده‌ایامام رضا را  تو آورده‌ایزمین پُر شد از عطر گلخانه‌اتکه بوی حسن می‌دهد خانه‌اتعلی هستی همسرت فاطمه*کَرَم در کرم داشت کاشانه‌اتپس از تو رسیدند تا مجتبیکریمان زِ فیض کریمانه‌اتاگر هشت معصوم ما می‌رسندبه بیتِ حسن بیت فرزانه‌اتزِ تو بر حسین و حسن منتصبحسن زاده‌اند و حسینی نصبنسیمی مرا سمتِ سجاده‌اتسحر می‌برد تا سرِ جاده‌اتهوای زیارت سرم زد ربوددلم را سرِ زُلف اُفتاده‌اتخدا را در این خانه دیدم فقطمن از برکت سفره‌ی ساده‌اتمیانِ علی‌اکبر و اصغریکه تا دل بری از دو دلداده‌اتپدر گفت تاج سرم آمدهعلیِ علی اکبرم آمدهتو جام بلا با بلا می‌زدیتو قالوبلا با رضا می‌زدیاگر جلوه می‌کردی آقا خودت سرِ لشکرِ کینه را می‌زدی بنا این نبود و خدا این نخواستاگر نعره یا مرتضی می‌زدیعلمدار محوِ تو می‌شد فقطبه تیغِ علی ضربه تا می‌زدیزمین می‌شود خاک طوفان زدهکه فرزند حیدر به میدان زدهتو پنهان به حجِ خدا می‌رویبه دنبال جامانده‌ها می‌رویتو خود کعبه‌ای مکه‌ای زَمزمیبرای زیارت کجا می‌رویتو بر دوشتان بارِشان می‌کشیشبیهِ شبِ مرتضی می‌رویتو بر زخمِ زنجیر نان می‌بَریکنارِ فقیر و گدا می‌رویکریمی به بیتت حرامی نشست**سر سفره‌ی تو جذامی نشستمرا می بَری تا ملاقات خودبه سوی خدا با مناجات خودمرا مسجد و کعبه و دِیر کنببر تا تماشایِ میقاتِ خودبیا فارغ از قیل و قالم نمامرا پُر کن از نورِ اوقات خودصحیفه گشودم به درکَت رِسَملبم آشنا کن به سوقات خودبیا جان من سر به راهم نماابوحمزه خوان و نگاهم نماالهی وَ رَبی نعیمی نعیمو نحن المَسیئونَ ذنبی جَحیموَ اِن کانَ جُرمی عظیمُ کبیرو عفُّک قدیم و لطفک عظیمو ابکی علی ضیغ قبری و حشرتَرَحَّم علی عبدک یا رحیموَ غَفِّر ذنوبی و سَتِّر عیوبوَ حَقِّق رجایی اَلا یا‌کریمفقط آمدم با سری سربِزیرامیری حسین فنعم الامیر*فاطمه بنت الحسن علیهما السلام مادر جلیله امام باقرعلیه ااسلام**اشاره به پناه بردن مروان حکم ملعون در واقعه حره به بیت امام سجاد السلامحسن لطفی#امام_سجادأیُّها الصَّلوٰةبا تو تمام کُون و مکان سجده میکنند پشت سرت زمین و زمان سجده میکنند سجادی و سجود برایت سجیّه بود سجاده ها به سجده‌یتان سجده میکنند ای مقتدا و پیشنماز خود نماز با تو قیام و حمد و اذان سجده میکنند گاهی مقرّبین که هوادار کعبه اند بر تو امام قبله نشان سجده میکنند سنگی که زیر پای شما رفت کعبه شد سنگی که عاشقان به همان سجده میکنند در عرش هر زمان که نماز جماعت است با اقتدا به تو همگان سجده میکنند جز خاتم الرّسُل همهء انبیای دهْر پشت سر تو با دل و جان سجده میکنند در گودی خطر پدرت درس سجده داد اسطوره ها به حد توان سجده میکنند شمشیر و نیزه خورد و سر از سجده بر نداشت جنگاوران به خون روان سجده میکنند بعد از سه شعبه ای که تنش را نشانه رفت اصحاب حرمله به کمان سجده میکنند بعد از قیام از بدن شاه، نیزه ها گاهی به حلق و گاه دهان سجده میکنند شد غصه ام ازینکه دلاور ندیده ها بر شمر و خولی و به سنان سجده میکنند *** یا ایها الصلوٰه‌ خراب است حال دین مردم برای نام و نشان سجده میکنند #شعر_مدح_امام_زين_العابدين#امام_سجاد_علیه_السلام  باید زمین فصلی پریشانی بنوشدشعری که دل دادیّ و می خوانی بنوشدتغییرِامروزِ سیاهِ قومِ وقتی ستصبحِ عمل آیاتِ قرآنی بنوشداز آسمانها حضرت سجاد آمدتا خاک ، جرعه جرعه پیشانی بنوشدبی فاصله پشت سرِ بابا قدم زدتا شربتی از یوسفِ ثانی بنوشدقرآنِ او از جنسِ جانبخش قنوت استشاید جهانداری!، مسلمانی بنوشدتا در جهان باقی بماند رشته ی عشق بیمارشد تا جام قربانی بنوشدسجادیک نسخه ست یک اندیشه ی نابتا هر دیاری بذر انسانی بنوشدگل های داوودی برایش سجده کردندعطرِ زَبورش را هر ایرانی بنوشدامروز رستاخیز زین العابدین ستتا جان تو شعری فریمانی بنوشد #علی_اکبر_مقدم ولادت حضرت فخر الساجدین (ع) . مرحوم حسینی #سعدی_زمان . از شعف امروز گیتی رشک فردوس برین است پنجم شعبان و میلاد امام چارمین است . از پدر شهزادۀ والا ز مادر شاهزاده مصطفی فخر دو عالم را چهارم جانشین است . باب وی شاهنشه کونین و ماه مشرقین است شهربانو مادرش شهزادۀ ایران زمین است . نام زیبایش علیّ ابن حسین ابن علی بود کو مُلقّب از حق یکتا بزین العابدین است . کی تواند ذرّه گوید مدح خورشید جهانرا من یکی از ذرّه کمتر او خور افلاک دین است . شرق انوار الهی آسمان هشت نیّر مخزن علم لدّنی دُرج دُرهای ثمین است . ممکن است اما صفات واجبی از وی هویدا مظهر ذات و صفات خالق جان آفرین است . محرم اسرار یزدان عالم آیات قرآن حجت خلّاق رحمان اصل قرآن مبین است . می ندانم چیست حکمت خسروی با این جلالت دست بسته دلشکسته دستگیر قوم کین است . مطلع انوار لامع بسته اندر غل جامع ایعجب جوید معینی آنکه عالم را معین است . خارجی خوانند نامش مسلمین بی حقیقت آنکه جدّ امجدش اسلام را رکن رکین است ]]> تاريخ و حماسه Sun, 29 Mar 2020 15:05:02 GMT http://asremrooz.ir/vdcjxhe88uqeaoz.fsfu.html ای شیرِ دشت کربلا چون حیدر هستی // باب الحوائج! یاور هر مضطر هستی http://asremrooz.ir/vdceoo8wxjh8ffi.b9bj.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز چهارم شعبان المعظم مصادف است با ولادت آقایی که امام زمان (عجل الله تعالی)، در بخشي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد فرمودند، حضرت عباس (علیه السلام) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،‌الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي. اوج شخصیت حضرت عباس(علیه السلام) به دلیل بصیرت نافذ ایشان است چرا که امام صادق(علیه السلام) وقتی که می‌خواهد از عموی خویش یاد کند، با اینکه حضرت عباس فضیلت‌های بسیاری دارد اما در مورد ایشان می‌فرماید: «کانَ عَمُّنَا الْعَبَّاسَ نافِذَ البَصیرَةِ، صَلْبَ الْأیمانِ، جاهَدَ مَعَ أَبی‌ عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَأَبْلی بَلاءً حَسَناً وَمَضی شَهیدا» عموی ما عباس دیده‌ای تیزبین و ایمانی استوار داشت. همراه حسین(علیه السلام) جهاد کرد و از امتحان سرافراز بیرون شد و سرانجام به شهادت رسید.#مدح_حضرت_عباس #اعیاد_شعبانیه باز آمدم بر درگهی که فیضِ عام است صاحب کرم ،زیباتر از بدرِ تمام است باز آمدم سائل شوم چیزی بگیرم.. از دستِ آقایی که جُودِ او بنام است بگرفتن از غیرِ اباالفضلِ علمدار ای شیعیان! تا آخرِ دنیا حرام است (ای دل بیا با خاکِ پاهایش عجین باش) (عبد و گدایِ تک یلِ امّ البنین باش) شکر خدا پشت گدایی یا اباالفضل هم باصفا هم با وفایی یا اباالفضل از درگهت حتّی نشد خاری برانی مثلت کجا باشد خدایی یا اباالفضل هرگز ندیدم جمله ای شیواتر از این :سقایِ دشتِ کربلایی یااباالفضل (ای ساقیِ لب تشنگان لب تشنه هستم) (دل را به یک جرعه ز دستانِ تو بستم) من ماندم و شرمندگیِ یک قلم ماند من ماندم و مدح و ثنایت در عدم ماند هرچه بگویم از فضلیت هایت عباس بازم سخن ها از تو و فیضِ کرم ماند امشب هوائی توام مرغِ دلِ من بال و پری زد آمد و بینِ حرم ماند (قربانِ آن صحن و سرایت یااباالفضل) (لطفی نما با دستهایت یااباالفضل) ای شیرِ دشت کربلا چون حیدر هستی باب الحوائج! یاور هر مضطر هستی در شأن تو بس باشد ای بابُ الفضائل در نُه فلک تو صاحبِ دو مادر هستی امّ البنین امّ الادب را نورِ عینی.. در دامن زهرایِ اطهر در بر هستی (آری سزایِ نوکریِ خوب اینهاست) (آری خریدارِ دو دستت دستِ زهراست) 🔸شاعر :#محسن_راحت_حق#مدح_حضرت_عباس #اعیاد_شعبانیه به دوشت می کِشی "بار امانت" را تک و تنهابه دامانت پناه آورده ام یا عروة الوثقی جهان جامِ می اش را پیش تو می آورد بالا"الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها"شگفتا! شرح و توصیف مقامت کار انسان نیست به چشمت هر کسی ایمان نیاورده مسلمان نیست به جرئت می نویسم با خدایت هم نشینی توعلم بر دوشی و دست خدا در آستینی توبنازم هیبتت را تک یل ام البنینی توبه حق فرزند بی باک امیر المومنینی تو یقین دارم که دنیا در کف اقبال من باشداگر مُهر تو در پرونده ی اعمال من باشدملائک بوسه می چینند از خاک کف پایت دل از ارباب ما برده ست لبخند دل آرایتبه وقت جنگ زینب می شود محو تماشایتجهان پیش تو و تو سر به زیری پیش مولایت بدون دست، آری دستگیر عالمینی تو چه باید گفت در مدحت؟ علمدار حسینی توشبیه کوه ها ثابت قدم می ایستی عباسهزاران سال قبل از خلق ما می زیستی عباس گرفتار کسی غیر از حسینت نیستی عباس خودت باید بیایی و بگویی کیستی عباس به درک جایگاهت هیچکس نائل نخواهد شدکه دین هیچکس بی عشق تو کامل نخواهد شددل از اهل زمین و آسمان برده ست گیسویت به میدان می روی و می شود زینب دعاگویت ولی ای کاش غرق خون نمی شد چشم و ابرویتنمی زد هیچکس در علقمه نیزه به پهلویتعلی اصغر برای آب بی تاب است...یا عباس تمام فکر و ذکرت قحطی آب است...یا عباس🔸شاعر: #احسان_نرگسی_رضاپور #مدح_حضرت_عباس #اعیاد_شعبانیه قرص قمر ، آمده یثرب فرودآمده اندر قدمش در سجودماه فقط شِکل ابوفاضل استورنه کجا نزد رُخش قابل استدر همه عالم چو علمدار نیستهیچ کجا شِبه تو سردار نیستهر چه نبی(ص) فخر به مولا کندحضرتِ ارباب ، به سقّا کندبازویِ مولاست به عین الیقینخدمت ارباب ، چو حبل المتینشهره ی صفّین ، یلِ نام آوریاُسوه ی ایثاری و جنگاوریدست علمدار ، چه ها می کندبابِ حوائج ، گِره وا می کندشیرِ شجاعت ، یلِ اُمّ البنینبوسه بزد دست تو را شاهِ دینساقی لب تشنه کسی دیده است؟کامِ تو دریاست و خشکیده استجان به فدای کَرمت ، عشق منهستِ من است و حَرمت ، عشق من🔸شاعر: #حسن_نبی_جندقی مدح حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام رضا ماه پری زنجانیشدم امشب غزل خوان ابوالفضلبگیرم تا که دامان ابوالفضلزبیگانه نخواهم حاحتی رابود چشمم به احسان ابوالفضلدو دست خویش در راه خدا دادشد عالم مست و حیران ابوالفضلبه میدان شجاعت بی مثل بودهم جانها به قربان ابوالفضلعلی را بر حسین بوده سفارشحسین؛جان تو جان ابوالفضلامان نامه چو آمد دست رد زدعیان شد عهد و پیمان ابوالفضلبه دریا لب نزد دریا خجل شداز آن لبهای عطشان ابوالفضلعلم بر قله ی عشق و شرف زدملائک گشت دربان ابو الفضلهزاران ارمنی را گر بپرسیمسلمان کرد ایمان ابوالفضل(رضا)عمریست از لطف و محبتنشسته بر سر خوان ابو الفضل ]]> تاريخ و حماسه Sat, 28 Mar 2020 13:49:40 GMT http://asremrooz.ir/vdceoo8wxjh8ffi.b9bj.html ای دل و دلبر و دلدار سلام آقاجان // حضرت سید و سالار سلام آقاجان http://asremrooz.ir/vdcjihe88uqeaaz.fsfu.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز سوم شعبان المعظم مصادف است با ولادت یکی از عروة الوثقی های الهی در روی زمین می باشد. در روایتی از امام محمد باقر(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «هر کس بخواهد به عروة الوثقی ـ که خداوند متعال در قرآن فرموده است که هرگز گسسته نمی شود ـ چنگ بزند باید علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را دوست بدارد؛ زیرا خداوند متعال در عرش عظمت و جلال خود آنها را دوست می دارد.» به میمنت این ولادت با سعادت اشعار زیر تقدیم شما خوبان می شود:💠ميلاد امام حسين (عليه السلام)💠🔻محمدحسین رحیمیانمژده‌ای ناب تر از ناب به دنیا دادندخبر از آمدن لیلی دل ها دادندچه مبارک سحری گشت و چه فرخنده شبی رحمت واسعه را هدیه به زهرا دادندحسن دوم این خانه به دنیا آمدشکر حق باز ولیعهد به مولا دادندباز زهرا و علی معجزه کردند امروز بین گهواره عجب معرکه ای جا دادنداو همان است که پای عَلَمش روز ازل آن همه معجزه را یاد مسیحا دادنداین چه عشقی است که آرامش عالم را برداین چه شوری است خدا بر دل شیدا دادندعالَم پیر! نخور غم که جوانی آمدساقیا باده بده عشقِ جهانی آمدای دل و دلبر و دلدار سلام آقاجانحضرت سید و سالار سلام آقاجانبوی سیب حرم کرببلا می آیدتا صدا می زنم هر بار سلام آقاجاندل و دین همه را روی تو نه ، نام  تو بردیوسف حیدر کرار سلام آقا جانای وفادارترین عشق اباعبداللهبهترین مونس و غمخوار سلام آقاجاننا امید آمدم اما تو امیدم دادیآی مهتاب شب تار سلام آقاجانای رفیق غم و شادی و من بیچارهبهترین محرم اسرار سلام آقاجانکرمت سنگ صبور دل ما نوکر هاستلطف تو بیشتر از لطف پدر مادرهاستآتش عشق تو از عالم ذر روشن بوددست هر کس که کسی بود برین دامن بودنه زمین بود نه لوح و نه قلم بود ولینام زیبای تو در عرش طنین افکن بودچشم واکردی و دادند به فطرس پر و بالاولین کار تو تقدیر عوض کردن بودروز محشر چه جوابی به ابالفضل دهدآن که با گریه کن مجلس تو دشمن بودوقت مردن مدد حضرت زهرا گیرددست آن بنده که مشهور به سینه زن بودجاودانه است کسی که شده مست جامتمرده آن است که یکبار نبرده نامتتو شدی شاه و چه خوب است که رعیت هستیمدر کرم خانه تو صاحب عزت هستیماز خدا ما چه بخواهیم ازین بالاترسالیانی است که جارو کش هیئت هستیمخوب و بد بودن ما ربط ندارد به کسیهر چه هستیم سر سفره حضرت هستیممی خورد غبطه به ما زاهد سجاده نشینتا که با نام تو مشغول عبادت هستیمروی ما هیچ دری بسته نگردد هرگزتا که پشت درِ این بیت کرامت هستیمکوله بار گنه از شانه ما بردارنددر همان ثانیه که زیر علامت هستیمرحمت حضرت حق باد برین چشمه نورما کجا این همه خیر،این همه عشق،این همه شورهر نفس اهل مناجات صدایت کردندعرشیان سجده به ایوان طلایت کردندهر کجا تا که شنیدند بهشت ، عشاقتهوس علقمه و کرببلایت کردندبه خدا ظرفیت معجزه کردن دارندآن جماعت که جوانی به فدایت کردند سال ها پیش تر از آمدنت روی زمینانبیا تک تکشان گریه برایت کردندعرش هم کرببلا گشته ، ملائک از بسگریه با فاطمه بر راس جدایت کردندنه شدی غسل و کفن ، نه بدنت شد تشییعتن بی سر ! ته گودال رهایت کردندیک تنه فاطمه شد گریه کن و سینه زنتغسلت از خون گلو ، خاک بیابان کفنت#محمدحسین_رحیمیان#ولادت_حضرت_امام_حسین_علیه_السلامآرش براریزینتی بر دوش ختم المرسلینی یا حسیندُرّی و بر شانه ی خاتم ، نگینی یا حسیندامن تو دست آویز تمام انبیاستپس برای انبیا حبل المتینی یا حسینگاه فطرس ، گاه جبرائیل نزدت می رسدپس همیشه با ملائک همنشینی یا حسینگاه باید اصل و فرع دین فدای تو شودچون که در واقع خود تو اصل دینی یا حسینهر کجای این جهان که شیعه باشد ، خاک توستاین چنین پس مالک کل زمینی یا حسینصبر حیدر جلوه کرد و صورت آن شد حسنپس تو هم خشم امیر المومنینی یا حسیندر میان چهارده معصوم ، جور دیگریدر میان بهترین ها بهترینی یا حسینآمدی درهای رحمت رو به عالم باز شدیا حسین بن علی گفتیم و عشق آغاز شدرحمتت اهل زمین را آسمانی می کندبا همه یکجور مهرت ، مهربانی می کندحرف عشقت را پذیرفتم نه عقلم را حسیندر دلم عشق تو تنها حکمرانی می کندمانده ام اکسیر عشق تو چه کرده با حبیب که در اوج پیری احساس جوانی میکندهر شب جمعه خدا با انبیا مهمان توستفاطمه از زائرانت میزبانی می کندهستی ات را " فی سبیل الله " دادی ، پس خدابا تمام هستی از تو قدردانی می کندجای ما در کشتی ات امن است ، تا آن روز کهناخدایی چون تو آنرا بادبانی می کند عرشه ی کشتی تو بی شک همان عرش خداستساحل امن نجات تو زمین کربلاستاز ازل تا روز محشر دوستت دارم حسیندر همه عمرم سراسر دوستت دارم حسینگفته پیغمبر تو را باید همیشه دوست داشتطبق دستور پیمبر دوستت دارم حسینگرچه خیلی دوست دارم چهارده معصوم رابین آنها جور دیگر دوستت دارم حسینساده می گویم شبیه کودکان بی سواداز خودم هم بیشترتر دوستت دارم حسینمادرم می گفت پای روضه شیرم داده استپس من از آغوش مادر دوستت دارم حسین" همنشینی با تو " را در آخرت از من نگیرهرچه هم که باشم آخر دوستت دارم حسیندوستت دارم تو آیا دوستم داری حسین ؟جان زهرا ! جان زهرا دوستم داری حسین ؟نور پاکت قبل خلق عرش و آدم خلق شداز تشعشع های نورت هر دو عالم خلق شدگفت که " من از حسینم هستم ، او هم از من است "پس زمان خلقت تو مصطفی هم خلق شد" نیستی " با خواست تو عین " هستی " می شودهرچه را که خواستی باشد ، همان دم خلق شددر صفا و مروه هاجر زمزمه کرده " حسین " تا که زیر پای اسماعیل زمزم خلق شدماه شعبان خلق شد تا شیعیان شادی کنندپس برای گریه هم ماه محرم خلق شددر عزای هیچ کس جز تو نباید غصه خوردچون فقط بهر عزاداری تو غم خلق شدگریه خواهم کرد تا هر موقعی که زنده امکم برایت گریه کردم تا ابد شرمنده ام#ولادت_حضرت_امام_حسین_علیه_السلاممحمد رسولیدر بیابان جهان دریا به دنیا آمدهای خلایق ، صاحب دنیا به دنیا آمدههیچ مخلوقی نبود و نور او تابنده بوددر ازل او خلق شد ، حالا به دنیا آمدهاو که بر بالای طاق عرش جایش خوب بودپس یقین دارم برای ما به دنیا آمدهپیش از آنی که بیاید عاشقانش را خریداز همان اول چنین آقا به دنیا آمدهزود بشتابید ای بیچارگان ، درماندگانچون که امشب ، شافع فردا به دنیا آمدهجبرئیل امشب به پرّ و بال فطرس رشک بردچون شنیده کودک زهرا به دنیا آمدهدر شب میلاد ، اشک از چشم هایم جاری استسوم شعبان شد عاشورا به دنیا آمدهقصه ی زیبای عشق و عاشقی آغاز شدتا حسین آمد در رحمت به عالم باز شدعشق را در ذیل چشمان تو معنا کرده امهرچه غیر از نام تو گفتند حاشا کرده امبی تو شیرینی دنیا نزد من بی مزه استمن که کام خویش را با تربتت وا کرده امدر پی ات بودم شنیدم در دلم داری حرمخوش به حالم ، دوست را در خانه پیدا کرده امتو مرا با عاشقان روسپیدت میخریگرچه میدانی که خود را بینشان جا کرده امهرکه می پرسد ز من روزی ، چطوری پیرمرد ؟زود می گویم که قامت پیش تو تا کرده امبین خیل عاشقان تو شهیدش بهتر استبر در این خانه گیسویم سپیدش بهتر استبرکه ای بودم دلم را جلوه ی مهتاب بردسجده ام را فکر ابروی تو در محراب بردبگذر از من بی وضو گاهی صدایت کرده اممستی نامت چنین از خاطرم آداب بردرحمت بی انتها هستی و کشتی نجاتدلبرا ، دل از گنهکاران همین القاب بردخواب دیدم بوسه ای می گیرم از شش گوشه اتای ضریح عشق ! رویایت ز چشمم خواب بردگریه کردم تا که نامت را شنیدم یا حسینآنقدر که نامه ی اعمال من را آب برددر صف دوزخ به هم مردم نشانم می دهند :دیدی آخر دست نوکر را گرفت ارباب بردتو به قدر عالمی پیمانه داری یا حسینتو چه کردی این همه دیوانه داری یا حسینچيست در اسم تو كه جز اشك در اين نام نيستهر کسی از عشق تو جان می دهد ناكام نيستفاش می گويم كه عشق تو همه دين من استنام دینی كه تو در آن نیستی اسلام نيستما امان نامه نمي خواهيم از مستكبرانوعده های دشمنان تو به غير از دام نيستما كه از آن ابتدا مستيم مست از جام تومطمئن هستيم كه فرجام در برجام نيستما سری داريم كه آن هم فدای زينب استتا به پای او نيافتد جان ما آرام نيستگرچه اين دنيا پر از آل ابوسفيان شدهليك می گوييم با آن ها كه شام آن شام نيستمی زنيم از ريشه اين قوم خدا نشناس راتا ببینی دور زينب لشكر عباس را#ولادت_حضرت_امام_حسين_علیه_السلام #مدح_امام_حسین #اعیاد_شعبانیهشهر بطحا غرقِ در پیغام شدقلبِ مولایم علی (ع) آرام شدپا به دنیا می گذارد خونِ حقخونِ حق ، اندر رگِ اسلام شدزینتی بر دوشِ پیغمبر سزااز نبی انگشت بر آن کام شداو علمدار شفاعت می شودباده نوشش فُطرس از آن جام شدکربلا امروزه می بالد به خودچونکه با خونِ خدا ادغام شدتکیه گاهی از برای زینبشدر مدینه ،کربلا ،یا شام شدهرچه میخواهم کنم شادی چراگریه بر قلبم ، خدا الهام شدمحتشم ، شعرت به یادم آمدهبوی عاشوراش ، استشمام شد🔸شاعر:#حسن_نبی_جندقی #مدح #امام_حسین #اعیاد_شعبانیه فطرس رسیده جا به کبوتر نمی‌رسدحتی فرشته پیش تو با پر نمی‌رسد پس با وجود این همه شعبان که رفته استدیگر گناهکار به محشر نمی‌رسد با یا حسین مست‌ترینم به مقصدشهر قدر کاه گشت سبک‌تر، نمی‌رسد گاهی برای ما نرسیدن رسیدن استآن جا که دست شاه به نوکر نمی‌رسد دنیای بی‌حسین اگر آخر غم استدنیای با حسین به آخر نمی‌رسد کوهی به کوه نه که در این روزگار پستدست برادری به برادر نمی‌رسد در هیچ لحظه‌ای به جز از لحظه‌ی اخادر نقشه‌ها فرات به کوثر نمی‌رسد ارث پدر گلوی بریده‌ست لاجرموقتی که اکبر است به اصغر نمی‌رسد وقتی که نیستند علی‌های کربلاانگشترت مگر که به دختر نمی‌رسد؟ در آخرین دقیقه به داد گلوی توحتی نه بوسه‌های پیمبر نمی‌رسد حق در مثل همیشه به حق‌دار می‌رسدبا این حساب شمر به حنجر نمی‌رسد با این حساب بر تن او پاره هم شودپیراهن حسین به لشگر نمی‌رسد این شاکلید قصه‌ی صحرای کربلاستسر می‌دهد حسین ولی سر نمی‌رسد🔸شاعر:#مهدى_رحيمى #امام_حسین_علیه_السلام  #مدح_برگرفته_ازغزلیات_حافظ"ساقی به نور باده بر افروز جام ما"فطرس رسان به کرببلایش سلام ما امشب علی و فاطمه دلشاد گشته اند "مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما"مست از حریم پاک حسینی شویم ما "ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما"هرگز نمیرد آنکه بود نوکر حسین "ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما"ای ماه آسمان برو جای دگر بتاب "کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما"ای باد اگر به کرببلا میروی کنون "زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما"مستی ز شرب چای حسینی چه خوش بود "زانرو سپرده اند به مستی زمام ما"از مجلسش زیارت او کرده ام طلب "باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما"طبق حدیث کل جهان وام دار اوست"هستند غرق نعمت حاجی قوام ما" #یونس_وصالی_خوراسگانی(زائر) ]]> تاريخ و حماسه Fri, 27 Mar 2020 14:54:53 GMT http://asremrooz.ir/vdcjihe88uqeaaz.fsfu.html عید مبعث، شد طلوع فجر ختم المرسلین // احمد آمد تا که باشد رحمت للعالمین http://asremrooz.ir/vdciw3ar5t1ay52.cbct.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز امشب شب یگانه ای در تارخ عالم بشریت از ابتدای خلقت تا کنون می باشد که امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره برکاتش چنین فرمود ه اند:«پیامبر را در زمانی فرستاد که رشته رسالت منقطع، و خواب غفلت ملت‌ها طولانی، و فتنه‌‏ها جدی و امور حیات از هم گسیخته و آتش جنگ‌ها شعله‌‏ور بود. نور دنیا در کسوف، و دنیا با ظهور چهره فریبنده در حال خودنمایی، برگ‌های درخت زندگی زرد، نومیدی از بارور شدن شجره حیات بر دل‌ها چیره، و آب زندگی فروکش کرده بود. زمانی که نشانه‌‏های هدایت کهنه، علائم گمراهی نمایان بود. دنیا به اهلش روی زشت کرده و نسبت به خواهنده‌‏اش عبوس بود. میوه‏‌اش فتنه، غذایش مردار، جامه زیرش ترس، و جامه رویش شمشیر بود...»ضمن تبریک این عید بزرگ و با 🌺 خواندن صلوات خاصه پیامبر مکرم اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم اشعار زیر را تقدیم شما خوبان می نماییم:🌹اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا حَمَلَ وَحْيَكَ وَ بَلَّغَ رِسَالاتِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَحَلَّ حَلالَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ وَ عَلَّمَ كِتَابَكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَقَامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكَاةَ وَ دَعَا إِلَى دِينِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا صَدَّقَ بِوَعْدِكَ وَ أَشْفَقَ مِنْ وَعِيدِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُيُوبَ وَ فَرَّجْتَ بِهِ الْكُرُوبَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا دَفَعْتَ بِهِ الشَّقَاءَ وَ كَشَفْتَ بِهِ الْغَمَّاءَ وَ أَجَبْتَ بِهِ الدُّعَاءَ وَ نَجَّيْتَ بِهِ مِنَ الْبَلاءِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ وَ أَحْيَيْتَ بِهِ الْبِلادَ وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبَابِرَةَ وَ أَهْلَكْتَ بِهِ الْفَرَاعِنَةَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَضْعَفْتَ بِهِ الْأَمْوَالَ وَ أَحْرَزْتَ بِهِ مِنَ الْأَهْوَالِ وَ كَسَرْتَ بِهِ الْأَصْنَامَ وَ رَحِمْتَ بِهِ الْأَنَامَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا بَعَثْتَهُ بِخَيْرِ الْأَدْيَانِ وَ أَعْزَزْتَ بِهِ الْإِيمَانَ وَ تَبَّرْتَ بِهِ الْأَوْثَانَ وَ عَظَّمْتَ بِهِ الْبَيْتَ الْحَرَامَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما .#مبعثاين چه حكايتي است كه اصلاً براي مامبعث بدون شاه خراسان نميشودجبریل علی، وحی علی و زبان علیستقرآن بخوان رسول، که قرآن همان علیست#علی_اکبر_لطیفیانبعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم حاج علیرضا #امانی_اردبیلی . ای دل این مُلک از اَزل ویرانه بود بگذر از ملکی که چون غمخانه بود عشق را دریاب کین سان کیمیا یادگار از مردم فرزانه بود . . عشق را گفتند بر میزان کنیم گوشه ای پیدا از آن پنهان کنیم شرح شوق حضرت جانان کنیم ما کلام عشق چون عنوان کنیم؟ هر چه بادا باد ، این را آن کنیم گرچه از آن راه این بیگانه بود . . عشق ، یعنی ابتدایِ انتها عشق یعنی خویشتن از خود رها التماس و سوز و سازی برملا عشق یعنی باده از جام بلا شام تار و آتش و بال و ، رضا شمع را آه ، از غم پروانه بود . . عشق ، یعنی التهابی بی قرار رمز و راز و خلوت و دلدار و یار عشق یعنی پر زدن سوی شرار اشتیاق و سوز و ساز و انتظار عاشق آن باشد که جوید افتخار وصف مجنون نیست او دیوانه بود . . وصف مجنون نیست کو غرق مجاز ناله سر می داد ، از بیداد ناز یارِ ما بود و نیاز و بی نیاز ناگهان شد ، پردۀ اسرار باز آمد آن پیکی که می فرمود راز گفت جان را ، آنچه از جانانه ب ...#بعثت_پیامبر_اعظم_ص 🌹#امیرالمؤمنین_علیه_السلام_مدح🌹به طرزی آدم از جبریل هم اینبار زد بالامحمد شد عیار و آدم از معیار زد بالاعیان شد گوشه ی چشم خدا چون مصطفی آمدخدا با ذوق آن شب پرده را بسیار زد بالاخدا فرمود أنالآدم همین که مصطفی را دیدتعجب کرد منصور و سرش از دار زد بالاعرق از صورت پیغمبر ما بر زمین افتادتمام دشت شاخه گل شد و از خار زد بالاشعاع نور را تا قبل از این در چهره مخفی داشتمحمد مصطفی شد نور از دستار زد بالاخدا گرچه پیمبر را دوتا رکعت به زیر آوردولی قد بنا یک لحظه از معمار زد بالادر آن شب بارها حرف علی و بچه هایش شدامامت از نبوت بعد از این دیدار زد بالاعلی تا قبل از این با هر پیمبر بود در پنهانعلی جلوه نمود اینگونه یار از یار زد بالاهمین شد که برای گفتن تبریک با حیدراز امشب آستین ها را درودیوار زد بالاهمین شد که میان خانه ی نورُ علیٰ نوریبه جای نور از آن خانه روزی نار زد بالا#مهدی‌رحیمی‌زمستان#مبعث#حضرت_رسول_اعظم_ص آمد از یثرب ندای اقرأ روح الامینآیه های نور نازل گشته بر ،کهف الحصینسجده بر محراب ابروی محمد آمدهختم آل المرسلین از یثرب احمد آمدهجمله ارکان جهان استاده بر فرمان اوآیه های عشق نازل شد به جان جان اواز حرا باران رحمت میرسد اینک ، بخوانبسم ربک ، بسم ربی ، بسم رب دو جهانهل أتی را جرعه جرعه ، نوش جانت میکنندنرم نرم اینک به خالق ، آیه خوانت میکنندمور شد ملک سلیمان ها به خاک پای تونور شد "إقرأ" میان آیه ی لبهای تواز حرا "إقرأ" به گوش آمد ، جهان آواز کردجبرییل امشب به بوی پیرنت پرواز کرد خلعت پیغمبری باشد مبارک بر شمارحمت للعالمین از یثرب آمد سوی ماچشمه ی توحید لبهای تو جوشیدن گرفتآیه های رحمت و رأفت خروشیدن گرفتآسمانها نور پاشیدند بر نور خدامنجلی شد کوه نور امروز ، از غار حراسفره دار خالقی و دست تو حاجت رواستآیه های روشن تو،جلوه ی شمس و ضحی ستعید مبعث، شد طلوع فجر ختم المرسلیناحمد آمد تا که باشد رحمت للعالمین#نرگس_غریبی#بعثت‌_پیامبر_اعظم‌_ص 🌹#امیرالمومنین_علیه_السلام_مدح🌹بی مهر علی این ، دل در دام نمی آیدجز وِردِ علــــی ما را ، در کام نمی آیدشد حُبّ علی ما را  از روز ازل روزیساقی بسوی مستان  بی جام نمی آیدآدم که شده مسجود  حق را به علی بشناختوَر نَه ز هبوطش این  اکرام نمی آیدنوح از کرَم مولا  شد ناجیِ قوم خویش وَرنَه نظرِ لطفی  مادام نمی آیدآتش که گلستان شد  بر حضرت ابراهیمدانست که بی مولا  فرجام نمی آیدعیسی دمِ گرم خود  از ذکر علی داردوَر نَه به دعای او  الزام نمی آیدموسی دل دریا را  بشکافت بنام اوورنه مددی در آن  هنگام نمی آیدهمراهِ پیمبرها  مخفی است علی، اماهمراه نبی جز با  اندام نمی آیددر فلسفه ی بعثت  سِرّیست نهان حق رابی حبِّ علـــــــــــی دینِ  اسلام نمی آیداسلامِ پیمبر جز  ابلاغِ ولایت نیستجز امر علــــی امری  اعلام نمی آیدرمزیست در این نکته  رازیست در این جملهجز سِرّ علـــــــــــی در گوش  پیغام نمی آیددر قلب محمد حق  تمثالِ علـــی بنهادزین رو به لبش غیر از  این نام نمی آیدفرمود: سخن با تو  با صوت علی گویمچون جانِ تو جز با او  آرام نمی آیدآیاتِ خداوندی  با لحنِ علـی زیباستبی صوت علی این کار  انجام نمی آیدهر سوره امینِ وحی  با ذکر علی آوردجبریل که بی اِذنش  اعزام نمی آیدچون ختم رسل هر بار  تا غار حرا میرفتمیدید که جز مولا  همگام نمی آیدهر جا که رود احمد  آنجاست علی قبلهاز هیچ مصلّایی  ناکام نمی آیدبی یادِ علی هرگز  قرآن نشده نازلدر ذهنِ نبی هرگز  اوهام نمی آیددر منطقِ پیغمبر  شک نیست علی مولاستدر گفتنِ این مطلب  ابهام نمی آیداین هست نبی الله  او هست ولی اللهبی همرهیِ مولا  یک گام نمی آیداز یک شجرند این دو  یک ریشه و یک ساقهدین بی شجرِ طوبی  تا بام نمی آیداین دین نبوی، اما  ذاتی علوی داردبی ذات کسی در هیچ  اِفهام نمی آیداو کاشفِ کرب است و  از یار زُداید غمتا هست علـــــــــی او را  آلام نمی آیداین قصرِ مَشید است و  آن بِئرِ مُعَطَّل شدبی عدل که اجرای  احکام نمی آیداو تیغ دو دم دارد  در پنجه علَم دارددین جز به علـی تا این  ایام نمی آیدشد جانِ نبی حیدر  جانانِ نبی حیدرجز او شبِ جانبازی  در دام نمی آیدبس دور و برِ احمد  او شد سپرِ احمد فرمود ترا غیر از زهرام نمی آیدزهرا سپرِ او شد  دفعِ خطرِ او شدفرمود که یاری بر  مولام نمی آیدبانو چه تلافی کرد در کوچه طوافی کردمیگفت دگر وقتِ  اقدام نمی آیدبهتر که بمیرم در  مظلومیَت ای حیدرجز این به تلافی از  بابام نمی آيد#محمودژولیده ]]> تاريخ و حماسه Sat, 21 Mar 2020 17:50:28 GMT http://asremrooz.ir/vdciw3ar5t1ay52.cbct.html ای هفتمین امام همام! ای جهان و جان // جم آمده تمام به زیر نگین تو http://asremrooz.ir/vdcd9n0xnyt05s6.2a2y.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز، امشب شب شهادت آقا و مولایی است که نام شریفش، «موسی»، لقبش «کاظم»، مادرش بانویی با فضیلت به نام «حمیده»، و پدرش حضرت امام صادق (علیه السلام) است و سجده‌های طولانی و چشمان بارانی‌اش، از عشقی پایدار و ایمانی عمیق به ساحت قدس ربوبی حکایت می‌کند چنان که در زیارت آن بزرگوار می‌خوانیم: « حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیره »؛ زندگی‌اش با سجده‌های طولانی و چشمان اشکبار همراه بود.حضرتش در حدیثی شریف خطاب به ما چنین می فرمایند:كانَ لُقمانُ عليه السلام يَقولُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ وقَد غَرِقَ فيها جيلٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّه ِ تَعالى، وَليَكُن جِسرُكَ إيمانا بِاللّه ِ، وَليَكُن شِراعُهَا التَّوَكُّلَ، لَعَلَّكَ ـ يا بُنَيَّ ـ تَنجو وما أظُنُّكَ ناجِياً ! لقمان همواره به پسرش مى گفت: «اى پسرم! دنيا دريايى است كه گروه هاى بسيارى در آن، غرق شده اند. پس بايد كشتىِ تو در آن، پَروامندى از خداى متعال باشد و پل تو ايمان به خدا، و بادبان كشتى ات توكّل، تا شايد ـ اى پسرم! ـ نجات يابى، هر چند من گمان ندارم كه نجات يابى!» . اشعار زیر در رسای شهادت این امام همام تقدیم شما خوبان:#امام_موسی_کاظم_علیه_السلامدریا شکست کوه شکست آسمان شکستای وایِ من که حرمت این آستان شکستای وایِ من که ساقه‌ی پایی نحیف و سرخاز ضربه‌های چکمه‌ی یک پاسبان شکستدر زیرِ این عبا به گمانش کسی نبودسَندی که پا گذاشت شنید استخوان شکست از بس که تنگ بود و نمور و سیاه و سرداز بس به سنگ خورد سری ناتوان شکستباب‌الحوائجِ همه بود و کسی نداشتروزی دِهِ همه بی آب و نان شکستامسال هم گذشت ولی روز را ندیددور از بهار قامتِ این باغبان شکستامسال هم گذشت و رضا را ندید آهبِینِ سیاه‌چال دلش ناگهان شکستمعصومه را نشد که عروسش کند - گریستامشب که بغضِ دخترِ او بی امان شکستاز زهر تشنه بود و همین بابِ روضه شدبا داغهای کرببلا با همان شکستلب تشنه بود و حرمله را با سه‌شعبه دیدطوری کمان کشید گمانم کمان شکستوقتی صدایِ تیر به زینب رسید گفت :قلب رُباب پشتِ پدر توأمان شکستمی‌خواست خنده ای بکند که گلوش ریختمی‌خواست بوسه ای زندش که دهان...#حسن_لطفی ۹۸/۱۲/۲۹#امام_موسی_کاظم_علیه_السلام تو را بردند نامردان؛ از این زندان به آن زندانشدی با خونِ دل مهمان؛ از این زندان به آن زندانشنیدم در غل و زنجیر با توهین ِ پی در پیتو را انداخت زندانبان از این زندان به آن زندانمناجاتت دو چندان شد! پس از هر سجده ات میرفت...صدای جذبۂ قران؛ از این زندان به آن زندانبه جای آه و نفرین ذکر میگفتی و جاری شد-دعای بارش ِ باران؛ از این زندان به آن زندانعبایت را کشیدند و امان از هتک حرمت هاشدی حیران و سرگردان؛ از این زندان به آن زندانسرِ افطار خوردی تازیانه های محکم رابه جای آب و قدری نان؛ از این زندان به آن زندانبه دست سِندی بن شاهِک ملعون زمین خوردیبمیرم! با تنی لرزان؛ از این زندان به آن زندانسکوت و کظم غیظَت، زهرِ دشمن را دو چندان کردچه مظلومانه دادی جان؛ از این زندان به آن زندانبه یادِ جدّ لب تشنه گلویَت سوخت و خواندی-چه روضه با لبِ عطشان؛ از این زندان به آن زندان!#مرضیه_عاطفی#امام_موسی_کاظم_علیه_السلام بر روی لب هایت به جز یا ربنا نیستغیر از خدا ، غیر از خدا ، غیر از خدا نیستزنجیر ها راه گلویت را گرفتنددر این نفس بالا که می آید صدا نیستچیزی نمانده از تمام پیکر توانگار که یک پوستی بر استخوانی استزخم گلوی تو پذیرفته است امازخم دهانت کار این زنجیر ها نیستاین ایستادن با زمین خوردن مساوی استاز چه تقلا می کنی ؟ این پا که پا نیستاصلا رها کن این پلید بد دهان رااز چه توقع می کنی وقتی حیا نیستنامرد ! زندان بان ! در این زندان تاریکاینکه کنارش میزنی با پا عبا نیستاین تخته ی در که شده تابوت حالابهتر نباشد بدتر از آن بوریا نیستاما تو را با نیزه ها بالا نبردندپس هیچ روزی مثل روز کربلا نیست#علی_اکبر_لطیفیان#یا_باب_الحوائج_دخیلکای جلوه‎ی جلال مبین در جبینِ تودست خدا برون زده از آستینِ توای هفتمین امام که هفت آسمان حقهفتاد بار گشته به گرد زمین توتو خرمنِ جمال و جلالیّ و آفتاببا آن سَخاش، خُردترین خوشه‎چین تووی شب گرفته آینه‎ها از ستارگاندر پیش روی شعشعه‎ی راستین توای کاظمی که غیظ و غضب هر دری که زدپیدا نکرد راه به حصنِ حصین تونشنیده از زبانِ تو نفرین و ناسزاهرچند بسته خصم، کمرها به کین توای مژده‎ی بهشت رسانده به شیعیانحق با حدیثِ «عاقبه المتقین» توزندان، نمازگاهِ تو بود و سپرده گوشافلاکیان به صوتِ دعای حزین تودیوارها به ذروه‎ی توحید می رسنداز بانگِ نعبدوی تو و نستعینِ تولرزاند سنگ سنگ ستون‎های عرش راظلمی که بر تو رفت ز خصم لعین توای هفتمین امام همام! ای جهان و جانجم آمده تمام به زیر نگین تورنگین کمانِ شعرِ من اینک زده است پُلدر پیشگاهِ کوکبه‎ی راستین توالتماس دعای فرج#حسین_منزوی#امام_موسی_کاظم_علیه_السلام چه حالی، احسن الحال است، چه خیری اول سال استعزا و گریه بر موسی بن جعفر، خیرالاعمال استهر آن کس زد صدا در زندگی، باب الحوائج راعلی رغم تمام مشکلاتِ خود، خوش اقبال استکسی که اعتقادش بر شفای روضه اش سُست استاساساً ریشه ی توحید و ایمانش پُر اشکال استهمین که نام او در خاطر بیمار می آیدطبیب از راه می آید، شفایش هم به دنبال استهمیشه کار سائل ها، تمنا از کریمان استکریمان بینشان همواره بخشش، رسم و منوال استزن بدکاره را با یک نظاره زیر و رو کرد و...زن افتاده به سجده، نزد معبودش سبک بال استکسی که عرشیان مشتاق بر پابوسی اش هستندچرا منزلگهش بر خاک نمناک سیهچال است؟!به لب خلصنی یا رب دارد و مانند صدیقهنمی دانم چرا جسمش شبیه باغ آلاله استچرا جسم نحیفش از رد شلاق گلگون شد؟!چرا آخر عبای ریش ریش او لگدمال است؟!چرا مولای ما افتاده گیر بددهانی پست؟!چرا هر صبح و شب در دور آقا جار و جنجال است؟!چگونه ساق پایش را شکسته سندی ملعون؟!تکان که می خورد پایش، تمام روز بدحال استچکیده اشک روضه بر لبِ خشکیده از زهرشبه یاد غربت لب تشنه ای در بین گودال استمگر آخر چه شد در وقت غارت کردن ارباب؟!به دست هر کسی یک تکه از پیراهن و شال استمحمدجواد شیرازی ]]> تاريخ و حماسه Thu, 19 Mar 2020 20:34:09 GMT http://asremrooz.ir/vdcd9n0xnyt05s6.2a2y.html حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی // حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی / یازینب(س) http://asremrooz.ir/vdcf1cd0tw6deea.igiw.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز حضرت زینب سلام الله علیها همچون مادرش حضرت زهرا(علیها السلام) و پدرش حضرت علی(علیه السلام) با تکیه بر قرآن و علوم نبوی، برای تداوم نهضت احیاسازی دین پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) همراه برادرش به کربلا و رفت و طعم اسارت را برای احیای دین جدش به جان خرید چنانکه حضرت امام سجاد (علیه السلام) در روایتی در بیان جایگاه حضرت زینب علیها السلام می فرماید: «خدا حق عمه ام زینب را بر ما و شیعیان ما حلال بگرداند!». و اما در تاریخ وفات حضرت زینب (سلام الله علیها)‏ همانند تاریخ ولادت وی، اختلاف نظر وجود دارد. از عبیدلى که از نسب‏شناسان مشهوراست، در «اخبار الزینبیّات» پس از ذکر داستان تبعید آن حضرت از مدینه به دستور یزید، نقل شده که آن حضرت، مصر را انتخاب کرده، در شامگاه روز یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ هجرى در آن جا دیده از جهان فرو بست و در خانه مسلمة بن مخلّد انصارى، والى آن جا، دفن شد. سنّ آن حضرت هنگام ارتحال، ۵۵ تا۵۸ ساله ذکر شده است.درباره این که حضرت زینب (سلام الله علیها) در چه مکانى از دنیا رفته و مدفون شده، سه احتمال وجود دارد: قاهره، شام و مدینه.عمده سیره نویسان مرقد آن بانوى بزرگ را "قاهره" و "شام" گفته اند. #حضرت_زینب_س_زینب آن بانوی عظمایی که دست قدرتشکهکشان چرخ را بر پا طناب انداختهشمسه کاخ جلال و رفعتش از فرط نورمِهر عالم تاب را٬از آب و تاب انداختهدختر مرد دوعالم٬آنکه گاهِ خشم خویشرَعشه بر این چارمام و هفت باب انداختهاین همان بانوست٬که از نطق و بیان همچون علیانقلاب از کوفه تا شام خراب انداختهگر زبانش ذوالفقارحیدری نَبود چرا؟خصم را دردل شرر٬همچون شهاب انداختههمتش چون بازوی خیبر گشای حیدریستبارگاه کفر٬را در انقلاب انداختهکشتی دین٬کربلا شد غرق از طوفان کفرهمت زینب زنو آنرا بر آب انداختهحِلم او٬صبر و توانایی زدست صبر بردعِلم او٬از دست هر دانا کتاب انداختهتا قیامت وصف او "موزون"اگر گویی کم استزان که حق او را چو خود در احتجاب انداخته#موزون_اصفهانی#ام‌المصائبپس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟کسی که کرببلا رو به چشم دیده و ماندهگمان نمی کنم اصلا وفات داشته باشدبه وقت مرگ نه ،حقش نبود زینب کبریکنار خویش دو شاخه نبات داشته باشدچه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشدکسی که معجزه در کائنات داشته باشدقسم به عمه ی سادات می دهد همگی راکسی که کار مهم با ذوات داشته باشددمشق جمع پریشان کربلا و بقیع استاگر چه فاصله با این نقاط داشته باشدوزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقشبه خواهرش همه جا التفات داشته باشدرقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو رامباد سوریه رود فرات داشته باشدقسم به اشک رباب و قسم به گوش سه سالهزیارت تو دوتا احتیاط داشته باشد#مهدی‌رحیمی‌زمستان#حضرت_زینب_سچقدر نیزه دار میبینمخنجری بیشمار میبینممیزند شور دلِ من واللهزجرُ را پای کار میبینمخولی و حرمله جلودارندغصه را با تو یار میبینمغصه حنجر تو را دارمشمر را بی قرار میبینمقتلگاهی عظیم در راه استدور از هر انتظار میبینممن سرت را به طرز ناجوریروی نیزه سوار میبینمزینت نیزه ها شده سر توهمره نیزه خار میبینمبدنت روی خاک تفتیدهسرت از هم به نیزه پاشیده#محمد_حبیب_زاده#عقیلة‌العرب 🏴از کودکی خود به برادر نیاز داشت با بودن حسین چه دیگر نیاز داشت؟ از التماس های دعای برادرش پیدا است که حسین به خواهر نیاز داشت آماده کرده است پسر های خویش را هر وقت که حسین به لشگر نیاز داشت در قتلگاه خواست بماند ولی نشد بعد از حسین قافله رهبر نیاز داشت حتی کفن برای رقیه نداشتند در آن خرابه سخت به معجر نیاز داشت پیراهن برادر خود را رها نکرد او به حسین تا دم آخر نیاز داشت ای کاش بود فاطمه او را بغل کند در این دو سال سخت به مادر نیاز داشت#آرش‌براریوفات حضرت زينب سلام الله عليها🔻مرتضی امیری‌اسفندقهحسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردیغریب تا که نمانَد حسینِ بی‌عبّاسبه جای خواهری آنجا برادری کردیگذشتی از همه چیزت به پای عشق حسینچه خواهری تو؟ برادر! که مادری کردیتو خواهری و برادر، تو مادری و پدرتو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردیپس از حسین، چه بر تو گذشت؟ وارث درد!به خون نشستی و در خون شناوری کردیبه روی نیزه سرِ آفتاب را دیدیولی شکست نخوردی و سروری کردیچه زخم‌ها که نزد خطبه‌ات به خفّاشانزبان گشودی و روشن سخنوری کردیزبان نبود، خود ذوالفقار مولا بودسخن درست بگویم، تو حیدری کردیتویی مفسّر آن رستخیز ناگاهانیگانه قاصد امّت! پیمبری کردیبدل به آینه شد خاک کربلا با توتو کیمیاگری و کیمیاگری کردیمن از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟تو ای بزرگ! خودت ذرّه‌پروری کردی#مرتضی_امیری‌اسفندقهوفات حضرت زينب سلام الله عليها🔻محسن حنیفی#چارپارهمادر گریه! مادر غم ها!جان از غصه آمده بر لب! روضه دار شبانه روز حسین!السلام علیکِ یا زینب!چشم های تو از نجابت و نورچشم های تو جنس باران استگریه های زیاد آبت کردبس که زخم دلت فراران استبین بستر که روضه می خوانیوسط گریه می روی از حالوسط روضه ی در و دیواروسط روضه ی سر و گودالرو به کرببلا بکن بانولحظه های وداع سنگین استدرد دل کن تو با برادر خودروضه بی شک دلیلِ تسکین استخاطرم مانده ای برادر منزلف هایت به چنگ گرگ افتاد گره در بین زلف تو می خوردروی سینه نشست یک صیادحرمتت را حرامیان بردندغارت پیکر تو یادم هست دست و پا می زدی مقابل منزخم بال و پَر تو یادم هستنیزه بر پهلوی تو چنگ انداختناله ی مادر تو درآمدآن قدر سعی کرد خواهر تانیزه از پیکر تو درآمدآمدم پس بگیرمش اماحنجرت را به زور می بردند دل من را که خوب سوزاندندسر تو تا تنور می بردند#محسن_حنیفی#وفات_حضرت_زينب سلام الله عليها ]]> تاريخ و حماسه Mon, 09 Mar 2020 14:36:46 GMT http://asremrooz.ir/vdcf1cd0tw6deea.igiw.html آیا شکافتن خانه کعبه هنگام ولادت امیرالمومنین (ع) واقعیت دارد؟ http://asremrooz.ir/vdcj8oe8muqeaaz.fsfu.html به گزارش عصر امروز، محمدحسین رجبی دوانی با طرح این سوال که «آیا شکافتن خانه کعبه هنگام ولادت امیرالمومنین (ع) واقعیت دارد؟» در یادداشتی نوشت:در اینکه امیرالمومنین علیه‌السلام در کعبه به دنیا آمده است شکی وجود ندارد و غیر از شیعه بسیاری از منابع اهل تسنن هم به این مهم اعتراف دارند. حتی با قید این نکته که دیوار خانه کعبه شکافته شد و حضرت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام مادر امیرالمومنین علیه‌السلام وارد کعبه شد و دیوار به هم آمد و بعد هم مجدداً دیوار از همانجا شکافته شد و فاطمه همراه با نوزاد مطهر خود از خانه خدا بیرون آمد و دیوار به هم آمد.البته باید توجه داشت که بنای کعبه‌ای که امیرالمومنین علیه‌السلام در آن به دنیا آمد در همان دوران پیش از اسلام فرو ریخت و کعبه مجدداً بنا شد و در دوران حکومت عبدالله بن زبیر دوبار کعبه ویران شد و بار دوم به دست حجاج، جنایتکار معروف که عبدالله را از بین برد، کعبه بنا شد و بعد از آن هم در چند نوبت کعبه تخریب و مجدداً بنا شده است.ولی از معجزات امیرالمومنین علیه‌السلام این است که هر بنایی برای کعبه ایجاد می‌شود همان دیواری که هنگام ولادت امیرالمومنین شکافته شد، اثر شکافته شدن روی آن باقی می‌ماند. به گزارش مهر در اعصار پیشین و قبل از حاکمیت وهابیت خبیث بر این سرزمین مقدس، در دوران حکومت اشرافِ مکه که بعضاً از نوادگان حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بودند، این شکاف با نقره پر شده بود و مورد افتخار شیعه و خاندان پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بود و امروز هم به رغم تلاش آل سعود خبیث برای پنهان کردن شکاف خانه کعبه این اثر همچنان باقیست و سعی می‌کنند که هنگام زیارت زائران آن را بپوشانند تا مورد احترام و افتخار شیعه قرار نگیرد. ]]> تاريخ و حماسه Sun, 08 Mar 2020 10:20:54 GMT http://asremrooz.ir/vdcj8oe8muqeaaz.fsfu.html نیست شخصی ز علی بالاتر // ها علی بشر کیف بشر http://asremrooz.ir/vdciyvarzt1ayq2.cbct.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز 13 رجب المرجب سال اتفاقی در کعبه افتاد که تا یوم القیامه دشمنان آل الله از مخفی کردن آن عاجزند! امشب مولود شخصیتی است که وقتی خدای تعالی آیه، یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم...، را نازل فرمودند حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) برای مردم در خطبه ای فرمودند: ایها الناس ان الله امركم ان تطیعوه فی نبیه وتطیعونی فی وصیتی و وزیری و خلیفتی فی حیوتی و ولی الامر من بعد وفاتی و خیر من اخلف بعدی علی بن ابیطالب الا و من اطاع علیا فقد اطاعنی و من اطاعنی اطاع الله، و من فارق علیا فقد فارقنی و من فارقنی فقد فارق الله، و من فارق الله فعلیه لعنة الله.خدای تعالی فرمودند كه: طاعت او دارید در حق من و طاعت من دارید در باب وصی و وزیر و خلیفه من در حیات من و امامت پس از وفات من، و بهترین خلیفه پس از من آن علی ابن ابیطالب(علیه السلام) است. هر كه طاعت او دارد طاعت من داشته باشد، و هر كه طاعت من دارد طاعت خدای داشته باشد، و هر كه از او مفارقت كند از من مفارقت كرده باشد، و هر كه از من مفارقت كند از خدای مفارقت كرده باشد - یعنی از دین خدا - و هر كه از خدا مفارقت بكند لعنت خدا بر او باد.#مدح _میلاد _حضرت_ علی علیه السلام مرتضا کیست خدا داند و پیغمبراو غیر  حیدر که بود  عابد نام آور او بندگی را به یقین برده بسر حد ّکمال زین سبب گشته علی پادشهِ محشر او #مژده_اردبیلی #مدح _میلاد _حضرت_ علی علیه السلام الا ، شاهی که سرها خاک پایتدل مستان خمار یک نگاهتشهنشاهی و نامت بهترین استو عشقت بر دلم همچون نگین استامیری و غلامان تو آقاو حاتم از گدایان تو آقاخدا را شکر مولایم علی شدچراکه راه او راه نبی شدالهی کن نظر تا عشق گویمنفس ده عشق را با عشق گویمدوباره از می نامش شدم مستچه خوش گفت سید ذاکر ، که تا هست ... (( همین است و همین است و جز این نیستکسی جز او امیرالمومنین نیست ))**********بگویم این سخن بر اهل بدعتبر اهل کینه و هتاک حرمت امیرالمومنین ، تنها علی استبه فرمان خداوند او ولی است غدیر خم شما را یاد رفته ؟سخن های نبی بر باد رفته ؟شما گویید مقصود پیمبردر آن جمع کثیر روی منبر فقط این بوده که گوید به مردم ...علی در نزد من بهتر ز مردم !!!علی اسطوره ی یکتا پرستی ستعلی دروازه ی اسرار هستی ستعلی سرمشق شب های دلیرانعلی بابای طفل کنج ویران علی مرد خطر مرد دیانتعلی را داده حق بهر شفاعت بروی درب جنت این نوشتندمحبان علی اهل بهشتند فضیلت هایشان بسیار گفتمولی جز قطره از دریا نگفتم هر آنکس که علی را کرده باوررضایت دارد از او حی داورولیکن هرکه با حیدر به جنگ استنوشتن از برایش عین ننگ است**********سخن در باب ایشان بی شمار استو اهل دل برایش جان نثار استکنم مخلص کلامم بهر مولااگر خواهی سعادت در دنیاسعادت منحصر در حب مولاستفقط کافیست گویی حیدر آقاستشاعر : فرشید یار محمدیمدح_امام_علی علیه السلام روی خاک افتاده بودم.،نردبان میخواستمهم زمین میخواستم هم آسمان میخواستمگاه در افلاک وگاهی نیز در اعماق خاکاین دو را یک عمر یک خط در میان میخواستماشهد ان علی تا گفت در گوشم پدرگریه کردم،جای لا لایی اذان میخواستمبر زمین میخوردم وبا یا علی پا می شدملحظه ی بر خاستن از او توان می خواستمآن یتیم کوفی ام که از زمان کودکیاز سر این سفره تنها آب ونان میخواستمعشق او از هر دوعالم بی نیازم کرد وحیفآنچه را خود داشتم از دیگران میخواستمخوشبحال من که از آغاز شعر وشاعریاز زلال اشک او طبع روان میخواستمپر توقع نیستم اما نمی دانم چرابرترین گنج خدا را در جهان می خواستمشک ندارم حاصلی فیر از پشیمانی نداشتهر که را غیر از امیر مومنان می خواستم🔸شاعر:#احمد_علوی#مدح_امام_علی علیه السلام آنکه را حُبِّ علی نیست به دل، از ما نیستهرکه شد شیفته ی عشق علی، تنها نیستسائل و ریزه خور و خادمِ درگاهِ توأیمجز علی هیچکسی بر دل ما مولا نیستمدد از حیدر کرار فقط می جوییمأغنیا را غمِ افزون و کمِ دنیا نیستگشته بازنده ی دنیا و قیامت قطعاآنکه بر لوح دلش حُبّ علی پیدا نیست! ما مسلمان شده ی مکتب آل اللّهیمزندگی بی علی و آل علی زیبا نیست 🔸شاعر:#محسن_زعفرانیه#مدح_امام_علی علیه السلام از روزگار قسمت اگر این خرابی استشُکرِ خدا که تُربتِ ما بوترابی است از بس علی علی زِ لبم چکه می‌کند یکسر تمام پیرهنِ من شرابی است خورشید نیز نام علی نقش سینه است روزم که هیچ هر شبِ من آفتابی است یک ذره از محبتِ مولا قیامت استآری حسابِ عاشقِ او بی حسابی است جُز رو به مرتضی دلِ ما رو نمی‌زندتا مرتضی ست مَرد که زانو نمی‌زندبر قُدسیان به جلوه‌ی قِدیس می‌شود قدوسیان به سجده که تقدیس می‌شودمعراج رفت و دید پیمبر که قبله کیست تنها جمالِ اوست که تندیس می‌شودبا هر پیمبری به جمالی ظهور کردنوح و شعیب و موسی و جِرجیس می‌شودمیدان نیامده همه‌ی عَمروعاص هادر می‌روند و دامنشان خیس می‌شودشوریده‌ایم و شیعه‌ی آن شیر پروریمما کعبه ایم پایِ علی سینه می‌دریمنقشِ تو را زدند در آن خانه بیشترتا کعبه شد شبیه به بُت‌خانه بیشتربارِ خماریِ نفسِ ما از این به بعد اُفتاده است گردن پیمانه بیشترحق میدهی که کافر زنجیری‌ات شویمجمع است گِردِ زلفِ تو دیوانه بیشترزهرا اگر نگاه کند بر دو دستِ ماپُر می‌شود زِ هدیه‌یِ شاهانه بیشترخُم را شکسته‌ایم به سر ، غرقِ باده‌ایمتا هست عُمر رو به علی ایستاده‌ایمبا تو شروع می‌کنم امشب طواف راافطار می‌کنم به مِی‌ات اعتکاف رااز بس شکافِ کعبه مرا مستِ خویش کردهفتاد بار چرخ دَهَم آن مطاف رادارد خدا جلوسِ تو را نقش میزند بگذار رویِ دامنِ سبزت غلاف راپایین بیا زِ پیشِ خدا تا که بنگریجبریل گُم نموده سرِ این کلاف راایوانِ توست تا به ابد آرزوی چشم جانم بخواه نعره زنم اِی به روی چشم تکیه بزن به هیبت پروردگاری‌اتهو می‌کشم زِ طَنطنه‌یِ ذوالفقاری‌اتتو ایستاده و ملک‌الموت می‌شوددر گیر و دارِ معرکه ، بازِ شکاری‌اتحتیٰ خدا سروده برایت قصیده‌ایمدحی برای لحظه‌ی دُل دُل سواری‌اتعباس هم به پشت سرت مشق می‌کند تقلیدِ ضربه‌های زمین کوبِ کاری‌اتزینب چه داشت؟جز نفس مرتضی علیزینب که بود؟سایه‌ی شیر خدا علیما را برای خانه‌ی خود پادری ببین تکه مذاب کوره‌ی آن زرگری ببینما را که در غبار مدینه نشسته‌ایممانند یازده پسرت مادری ببیندارند صحن فاطمه را کار می‌کنندجایی برای رفتگری نوکری ببینوقت رکوع گِرد شما بال می‌زنیم ما را برایِ بردن انگشتری ببینشُکرش که زیرِ دِینِ علی پیر می‌شویمعمریست با حسینِ علی پیر می‌شویم 🔸شاعر:#حسن_لطفی#امیرالمومنین_علی علیه السلام نه ز حالا ز خود عالم ذرنظر انداخته اند اهل نظربین خوبان دو عالم یکسرهمه گفتند به دوران دیگر..نیست شخصی ز علی بالاتر.ها علی بشر کیف بشرصاحب لوح و قلم کیست علیسردم تیغ‌ دودم کیست علیعرب و عشق عجم کیست علیحج و حاجی و حرم کیست علی از کرامات علی فیض ببرها علی بشر کیف بشردرنگاهش زر و زیور هیچ استمکر دنیای مزور هیچ استپیش این هیمنه لشگر هیچ استروی انگشت علی در هیچ‌ استخیبر افتاد به پای حیدر ها علی بشر کیف بشراز خودش اصل و نسب داد به مااز فدک چند رطب داد به ماعیدی ماه‌ رجب داد به مادر نجف جلوه ی رب داد به مادر حرم داد زدم وقت سحرها علی بشر کیف بشرجمع شد بین وجودش برکاتخنده و اخم علی حی و مماتذولفقارست به کف یا که صراط؟!آی مردم به جمالش صلواتمنکرش کور وَ بدخواهش کرها علی بشر کیف بشردر جهان هرچه شود در بستهکی بماند در دلبر بستهدل عشاق به حیدر بستهو خدا گفت خودش سر بستهبی علی نیست ز من هیچ اثرها علی بشر کیف بشربی علی ذکر و دعا بود نبودکعبه اصلا سر پا بود نبوددین و  توحید کجا بود؟! نبودو صدایی ز خدا بود نبودشب معراج علی شد محورها علی بشر کیف بشراز حرم ذات احد پیدا شدنور الله صمد پیدا شدصدو ده آمد عدد پیدا شدفاطمه بنت اسد پیدا شدبین آغوش گرفته ست قمر ها علی بشر کیف بشرزخم غم بر جگر شیر زدندگریه کرد و همه تکبیر زدندبی هوا بر گلویش تیر زدندضربه ای سخت و نفس گیر زدندروی دستان پدر زد پرپرها علی بشر کیف بشرسید پوریا هاشمی ]]> تاريخ و حماسه Sat, 07 Mar 2020 13:09:17 GMT http://asremrooz.ir/vdciyvarzt1ayq2.cbct.html