سایت تحلیلی خبری عصر امروز - آخرين عناوين تاريخ و حماسه :: rss_full_edition http://asremrooz.ir/history Sat, 16 Dec 2017 10:06:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 {FILE_SERVER_DOMAIN}/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط سایت عصر امروز http://asremrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سایت عصرامروز آزاد است. Sat, 16 Dec 2017 10:06:18 GMT تاريخ و حماسه 60 آیا اسلام با شمشیر به ایران آمد؟ http://asremrooz.ir/vdcdso0xzyt0xk6.2a2y.html به گزارش عصر امروز، دشمنان اسلام همواره برای مخدوش کردن چهره واقعی اسلام به دنبال شبهه افکنی پیرامون مسائل دینی و تاریخی هستند. یکی از این شبهات، این است که اسلام با شمشیر خلیفه دوم به ایران آمده است.  در ادامه پاسخ دکتر محمد حسن رجبی دوانی محقق و پژوهشگر دینی را در این زمینه ملاحظه خواهید کرد.  سوال: آیا اسلام با شمشیر خلیفه دوم به ایران آمد؟  پاسخ: شیوه رسول خدا صلی الله و آله وسلم برای گسترش اسلام، از راه تبلیغ بود نه شمشیر و لشکر کشی اما خلفا بعد از رحلت پیغمبر صلی الله و آله وسلم لشکرهایی را به کشورهای اطراف اعزام می داشتند و این گونه مطرح می کردند که یا مسلمان شوید که ما از شما عبور می کنیم و به سراغ دیگران می رویم تا آنها را به اسلام دعوت کنیم، یا اگر مسلمان نمی شوید بر دین خود باقی باشید. مثلاً مسیحی  یا یهودی اگر چه با یهودی ها مواجهه نشدند و زردشتی ها هم همان مجوسی تلقی می کردند و به آنها می گفتند که می توانید بر دین خود باشید ما از شما عبور می کنیم و به سراغ دیگران می رویم به شرط اینکه سلطه ما را بپذیرید و به ما جزیه بدهید، اما اگر این را هم نپذیرید با شما وارد جنگ می شویم. خلیفه دوم به ایران اینگونه حمله ور شد. لشگری فرستاد، البته وقتی فرماندهان و مقامات ایرانی پیشنهاد اسلام آوردن را نپذیرفتند و جزیه هم ندادند، وارد جنگ شدند و با چندین جنگ، موفق شدند دولت ساسانی را از میان بردارند. اما به این معنا نبود که با شمشیر مسلمان شده اند.   تا قرن سوم هجری هنوز بسیاری از مردم در ایران زردتشتی بودند و مسلمان  نشده بودند.  اینگونه نبود که با فتح ایران همه (حالا یا با ترس یا با میل) مسلمان شده باشند. خیر، فشاری برای مسلمان کردن مردم وارد نشد و همان طور که عرض کردم زمان برد تا اینکه همه مردم ایران و یا به تعبیری بهتر، اکثریت قاطع مردم ایران اسلام را با میل و رغبت بپذیرند. اما ما معتقدیم که اگر اسلام بعد از  رحلت پیغمبر صلی الله و آله وسلم مورد خیانت قرار نمی گرفت و امیرالمومنین علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله و آله وسلم روی کار می آمد، آن حضرت قطعاً به این شیوه دنبال نشر اسلام نبود، بلکه همانگونه که در زمان پیغمبر صلی الله و آله وسلم سابقه داشت که امیرالمؤمنین علیه السلام شش ماه در یمن حضور داشت و با تبلیغ و با بیان خود مردم عرب یمن را تماماً به اسلام دعوت کرد و آنها مسلمان شدند با همان روش و بدون کمترین هزینه ای ایران و روم و مناطق دیگر زیر سیطره اسلام در می آمدند. دلیل اینکه می گوییم امیرالمؤمنین علیه السلام یا اهل بیت علیهم السلام با چنین روش هایی موافق نبودند، آن است که وقتی خود حضرت به خلافت رسیدند، این فتوحات را متوقف کردند و از دلایل مهمی که مردم آن دوره که عادت کرده بودند به روش خلفای پیشین، با امیرالمؤمنین علیه السلام سر ناسازگاری داشتند همین بود که امیرالمؤمنین علیه السلام این فتوحات را متوقف کرده و منافع مادی آنها به خطر افتاده بود.  بعد از صلح امام حسن علیه السلام، معاویه که بر اوضاع و احوال‌ مسلط شد، می بینیم که او چون از خواست مردم مطلع بود، می دانست که خواسته این مردم منحرف شده بعد پیغمبر(ص) چگونه است، فوراً فتوحات را از سر گرفت و مردم زمانه، چون با این فتوحات، منابع‌ مالیشان تأمین می شد کاملاً با او همراه شدند و یاری اش کردند. ]]> تاريخ و حماسه Sat, 16 Dec 2017 06:32:43 GMT http://asremrooz.ir/vdcdso0xzyt0xk6.2a2y.html آخرین وداع با پیکر تکاور مدافع حرم، "مهدی قره محمدی"+عکس http://asremrooz.ir/vdcbgab58rhb5sp.uiur.html به گزارش عصر امروز، مراسم وداع با پیکر فرمانده  شهید مدافع حرم «مهدی قره محمدی» عصر امروز جمعه 24 آذر 96 در معراج شهدای مرکز برگزار شد.    در این مراسم مادر، پدر، همسر، فرزندان، بستگان و همرزمان او برای آخرین بار با پیکر مطهرش وداع کردند.  برپایه این گزارش، سردار شهید مدافع حرم مهدی قره محمدی متولد سال 1358 و اصالتاً اهل شهر آمل و از تکاوران یگان صابرین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که چندی پیش داوطلبانه عازم سوریه شده بود و در حین پاکسازی مناطق از لوث تروریست‌های تکفیری در شهر دیرالزور به فیض شهادت نائل شد.   از این شهید والامقام دو فرزند دختر 10 و 5 ساله به نام های فاطمه و زهرا  و یک فرزند پسر1 ساله به نام محمد جواد به‌یادگار مانده است. ]]> تاريخ و حماسه Fri, 15 Dec 2017 17:12:28 GMT http://asremrooz.ir/vdcbgab58rhb5sp.uiur.html تعداد زندانیان سیاسی از ۳۵۰۰ تا دویست هزار نفر است! http://asremrooz.ir/vdchxkni-23nixd.tft2.html به گزارش عصر امروز سازمان عفو بین الملل تعداد زندانیان سیاسی رژیم پهلوی را در مقطعی ۲۰۰ هزار نفر معرفی می کند، اما سفارت آمریکا در تهران با کاهش این تعداد، توجیهاتی برای سرکوب های وحشیانه ی پهلوی می‌تراشد.  در اسناد لانه جاسوسی آمریکا در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۵۶ در این باره می خوانیم:  «روش رژیم نسبت به این مخالفین که به عقیده آن دارای جهت گرایی کمونیستی بوده و یا تحت الهام کمونیستها قرار گرفته اند بسیار خشن است و تابع قوانینی است که نزدیک به قوانینی بود که در ایالات متحده در سالهای دهه ۱۹۵۰ به مورد اجرا گذارده می شد...شاید در ایران حدود سه هزار و پانصد ” زندانی سیاسی“ وجود داشته باشد، هر چند سازمان عفو بین المللی و گروههای مشابه مدعی هستند که ۲۰۰ هزار زندانی سیاسی در ایران وجود دارد.  در میان این زندانیان سیاسی اکثریت بزرگی دست به عملیات خشونت‌آمیز زده یا در آن شرکت داشتند. بنابراین آنچه که در توصیه به اجرای سیاستهای حقوق بشر، هماهنگ با فرایافت‌های خودمان مواجه هستیم در موضعهای قانونی و روشی که مختص رژیم کنونی نبوده و ریشه های عمیقی در سنتهای ایرانی دارد دارای اختلاف بسیار زیادی است. حکومت کنونی ایران نسبت به نگرانیهای ما بی تفاوت نیست. ما شاهد اصلاحات جزئی در این زمینه بوده ایم و معتقدیم که می توانیم بیشتر از آن نیز انتظار داشته باشیم اگر به آرامی تداوم و با صبر و شکیبایی به شکل عدم رویارویی پیش برویم.» [۱] ۱- اسناد لانه جاسوسی، کتاب اول، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، صفحه ۴۵۰. ]]> تاريخ و حماسه Wed, 13 Dec 2017 20:08:20 GMT http://asremrooz.ir/vdchxkni-23nixd.tft2.html "مهدی قره‌محمدی" به جمع شهدای مدافع حرم پیوست+عکس http://asremrooz.ir/vdcdso0xxyt0xs6.2a2y.html به گزارش عصر امروز، مهدی قره‌محمدی به جمع کاروان شهدای مدافع حرم ملحق شد.  او متولد سال 1364 و اصالتاً اهل شهر آمل و از پاسداران یگان صابرین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که چندی پیش داوطلبانه عازم سوریه شده بود و در حین پاکسازی مناطق از لوث تروریست‌ها در شهر دیرالزور به فیض شهادت نائل شد. از این شهید والامقام دو فرزند دختر و یک فرزند پسر به‌یادگار مانده است. ]]> تاريخ و حماسه Wed, 13 Dec 2017 19:59:11 GMT http://asremrooz.ir/vdcdso0xxyt0xs6.2a2y.html رشوه گرفتن یک کودتاچی از شرکت پپسی کولا http://asremrooz.ir/vdceve8w7jh8wzi.b9bj.html به گزارش عصر امروز پیش از انقلاب اسلامی به واسطه وابستگی کارخانه پپسی کولا به بهائیت، مراجع عظام تقلید از جمله حضرات آیات مرعشی نجفی، امام خمینی و گلپایگانی و دیگر علما فتوای به حرمت پپسی داده و معتقد بودند که این کارخانه مرکز جاسوسی و اقدامات ضد دینی بهائیان است. اما مطابق اسناد به دست آمده از سفارت آمریکا رئیس پخش شرکت پپسی در ایران در سال ۱۳۵۷ به این سفارت خبر داده است که ۴ سال قبل یعنی در سال ۱۳۵۳ مبلغی به شریعتمداری داده است تا از این طریق بتواند فروش پپسی در ایران را افزایش دهد.    این بخش از اسناد لانه‌ی جاسوسی دریافت پول از سوی شریعتمداری افشا می کند:  «آقای وستلی اظهار داشت که ” گلن واتس“ از اتحادیه کارگری آمریکا به تهران خواهد آمد. او ترتیب  سفرش را خودش داده است و سفیر از آقای وستلی خواست که رزرو هتل او را تأیید نماید.  آقای وستلی گفت که با رئیس پخش پپسی صحبت کرده و او افشاء کرد که چهار سال پیش مبلغی به  شریعتمداری داده شده بود تا فروش پپسی را افزایش دهد. آقای وستلی گفت که اتاق بازرگانی آمریکا از سفیر دعوت کرده تا در مجلس ناهاری در ماه نوامبر شرکت کند.» [۱] ۱- اسناد لانه جاسوسی، کتاب اول، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، صفحه ۷۷۷. ]]> تاريخ و حماسه Mon, 11 Dec 2017 20:27:38 GMT http://asremrooz.ir/vdceve8w7jh8wzi.b9bj.html روایتی دخترانه از جانباز دفاع مقدس که حبیب مدافعان حرم شد http://asremrooz.ir/vdca6ynuy49nuw1.k5k4.html به گزارش عصر امروز، 60 ماه سابقه شرکت در جبهه‌های جنگ تحمیلی را داشت و در این مدت جانباز هم شده بود. ولی این باعث نمی‌شد حالا فکر کند تکلیفش را در مورد جنگ و جهاد به اتمام رسانده و دیگر نیازی نیست در جبهه مقاومت نقش‌آفرینی کند، به همین علت وقتی راهی برای اعزام به سوریه پیدا کرد، راهی شد تا تجربه‌هایش را در اختیار جوان‌ترها بگذارد و به‌عنوان یک رزمنده کارآزموده و باتجربه مقابل تکفیری‌ها بایستد. 60ساله بود که در آخرین مراحل جنگ در سوریه به شهادت رسید، به همین دلیل همچون شهید همدانی و شهید فرزانه به حبیب مدافعان حرم معروف شد.  دختر کوچک او پس از شهادت پدر با احساسات دخترانه‌اش از محبت پدری می‌گوید که روزگاری تمام عاطفه‌اش را به پای فرزندانش ریخت و با وجود محبت زیادی که به خانواده داشت از آن‌ها گذشت و به دفاع از حریم اهل بیت(ع) قدم گذاشت. شهید منصور عباسی متولد 9 فروردین 1336 و بازنشسته سپاه در استان چهارمحال و بختیاری بود که چندی پیش داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) راهی سوریه شد. او 10 آذر ماه 96 در عملیات پاکسازی شهر البوکمال در استان دیرالزور سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. از او سه فرزند به‌یادگار مانده است.  خم می‌شد و پای مادرش را می‌بوسید  نرگس عباسی دختر شهید مدافع حرم، منصور عباسی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، از پدرش شهیدش روایت کرده و می‌گوید: مادر و پدرم عاشق هم بودند. پدرم در کارهای خانه خیلی به مادرم کمک می‌کرد. در خانه غذا درست می‌کرد و ظرف می‌شست. عموی من هم در دوران هشت سال دفاع مقدس شهید شده است. مادربزرگم که پیش از این هم مادر شهید بود، طبقه بالای خانه پدرم زندگی می‌کرد. صبح به صبح پدرم می‌رفت بالا برایش نان داغ می‌برد. گاهی خم می‌شد روی پای مادرش و پای مادربزرگم را می‌بوسید.    جانباز شیمیایی دفاع مقدس بود/در مناطق خطرناک سوریه سنگرسازی می‌کرد  او به سابقه شهید عباسی در دوران جنگ تحمیلی اشاره کرده و می‌گوید: در دوران دفاع مقدس 60ماه جبهه رفته بود. جانباز دفاع مقدس بود. در جبهه شیمیایی شده بود. موهایش ریخته بود. ریه‌هایش مشکل شیمیایی داشت. با این اوضاع باز هم سوریه رفتن را دوست داشت، چون عاشق جبهه و جنگ بود. قبل از اینکه شهید شود یک عملیاتی بوده که نیاز به سنگرسازی داشته و باید پشت لودر می‌نشسته‌اند. منطقه حساس و خطرناکی بوده که چند جوان باید آنجا خاکریز درست می‌کردند. پدرم به آن‌ها گفته: «نه؛ شما نروید. شما آرزو دارید. زن و بچه دارید. من عمر خودم را کرده‌ام. بگذارید من بنشینم».  به او گفتم "می‌ترسم خوبی‌هایت تو را از من بگیرد"  دختر شهید مدافع حرم از سفرهای سوریه پدر چنین می‌گوید: دفعه قبل وقتی از سوریه برگشت تیرماه بود. همیشه بی‌خبر و بدون اطلاع قبلی به ما به سوریه می‌رفت. بار آخری که رفت ما کربلا بودیم. از سوریه زنگ زده بود و اطلاع داد، می‌گفت: «باید بروم کربلا.»، چون می‌دانست اگر به ما بگوید نمی‌گذاریم او برود. ما از اول هم دوست نداشتیم به سوریه برویم. پارسال خودم را کشتم تا راضی‌اش کنم نرود. گفتم: «اگر بروی می‌دانم که دیگر برنمی‌گردی.»، می‌گفت: «نه بابا، شهادت دُر گرانبهایی است که به هر کسی نمی‌دهند ــ خیالت راحت ــ به من نمی‌دهند.»، هر دفعه که می‌آمد به من می‌گفت: «دیدی برگشتم؟» به او می‌گفتم: «بابا، این‌قدر تو خوبی می‌ترسم همه این خوبی‌ها تو را از من بگیرد».    می‌گفت "بابای کچل که این‌قدر دوست‌داشتن ندارد"  نرگس عباسی از رابطه عاطفی‌اش با پدر گفته و به محبت پدر و دختری اشاره می‌کند و می‌گوید: شده بود گاهی من صدایم بالا برود و جاهلیت به‌خرج دهم اما پدرم هیچ چیز نمی‌گفت و سکوت می‌کرد. ما دو خواهر و یک برادر هستیم. بابا گاهی به من می‌گفت: «تو مال منی.»، یک روز قبل از اینکه شهید شود به من زنگ زد و گفت: «بابا، تو دوست داشتنت را به من ثابت کردی. بابا، عاشقتم». من وقتی شنیدم شهید شده هیچ چیز نمی‌خوردم. گفتم تا خودش نیاید هیچ چیز نمی‌خورم. در خواب و بیداری انگاری او را می‌دیدم که به من می‌گفت: «نرگس بابا، پاشو غذا بخور، عزیزم». گاهی به‌شوخی می‌گفت: «یک بابای کچل داری. بابای کچل که این‌قدر دوست داشتن ندارد».  در خواب دوستان شهیدش به او گفتند: "حاج منصور، جا نمانی؟"  او همچنین درباره خواب جالبی که پدرش قبل از سوریه رفتن می‌بیند، می‌گوید: دست همه را می‌گرفت. هر کسی به او بدی می‌کرد می‌گفت: «اشکالی ندارد، شما خوب باشید». هرکسی زنگ می‌زد و می‌گفت: «آقای عباسی، گره به کارمان افتاده.»، پدرم دستش را می‌گرفت و هر کمکی از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. بابای من اولین باری که می‌خواست به سوریه برود یک خواب جالبی دیده بود، خواب دیده بود که یک راه سبزیست و همه دارند می‌روند که انتهایش به حرم حضرت زینب(س) می‌رسد. بعد دوستانش را که شهید شده بودند دیده بود که به او گفته بودند "حاج منصور جا نمانی؟". گفت: "دخترم زینب‌وار رفتار کن"/بابا سرم را بلند کرد اما کمرم را خم کرد  دختر شهید منصور عباسی ادامه می‌دهد: با من حرف زد و گفت: «دخترم، زینب‌وار رفتار کن. نکند آبرویم را ببری و بی‌تابی کنی تا دل دشمن شاد شود». بابا سرم را بلند کرد اما کمرم را خم کرد، گفتم: «بابا، نمی‌خواهم بروی». گفت: «می‌روم برایتان افتخار باشم.»، گفتم: «بابا، تو همین‌طوری هم برای ما افتخاری. به‌خاطر من نرو. اگر تو بروی من می‌میرم.»، می‌گفت: «تو فکر کردی شهید می‌میرد؟ مگر من می‌‌گذارم تو بمیری؟ عین کوه پشتت هستم. همه چیز تو به خودم رفته است». الآن به او گفتم: «من که همه چیزم به تو رفته، عاقبتم را هم مثل خودت کن.»، مرد بود، روی حرفش می‌ایستاد. ]]> تاريخ و حماسه Sat, 09 Dec 2017 18:34:02 GMT http://asremrooz.ir/vdca6ynuy49nuw1.k5k4.html پدرم در انتظار بازگشت برادرم بود نه پیکرش http://asremrooz.ir/vdcdjs0xxyt0xn6.2a2y.html به گزارش عصر امروز، مریم طاروردی فراهانی خواهر شهید تازه شناسایی شده «خلیل طاروردی فراهانی»، اظهار داشت: در هیاهوی انقلاب، برادرم به مسجد سجاد واقع در مجیدیه می‌رفت. آن زمان من سن و سال کمی داشتم؛ اما متوجه می‌شدم که شب‌ها به خانه نمی‌آید. بعدها شنیدم که خلیل در نگهبانی و شناسایی خانه‌های تیمی نیز فعالیت داشته است.  وی افزود: پدرم و مادرم از فعالیت‌های انقلابی خلیل اطلاع داشتند؛ اما مانع وی نمی‌شدند. با آغاز جنگ تحمیلی، برادرم در سن 19 سالگی تصمیم گرفت که به جبهه برود. درس را رها کرده و عازم مناطق عملیاتی شد. مدتی را به عنوان بسیجی بود؛ اما چندی بعد به عضویت سپاه درآمد.  خواهر شهید فراهانی خاطرنشان کرد: خلیل فرزند اول خانواده بود و به مطالعه علاقه زیادی داشت. او شب‌ها با نور چراغ گردسوز کتاب می‌خواند. گاهی با صدای راز و نیاز برادرم از خواب بیدار می‌شدیم.  وی به وصیت شفاهی برادرش اشاره کرد و گفت: برادرم من و خواهرم را همیشه به حفظ حجاب سفارش می‌کرد. امروز که شاهد بی‌حجابی در جامعه هستم بیشتر به یاد برادرم و شهدایی می‌افتم که برای حفظ آرمان‌های انقلاب و حجاب از جانشان گذشتند.  فراهانی بخشندگی را یکی از خصوصیات اخلاقی برادرش دانست و اظهار کرد: در حد توان به نیازمندان کمک مالی می‌کرد. در دوران جنگ نیز مرخصی‌های خودش را در اختیار دیگر رزمندگان قرار می‌داد. خلیل پنج ماه قبل از شهادتش به خانه نیامده بود.  وی ادامه داد: خلیل از نیروهای اطلاعات و عملیات در لشکر 27 محمد رسول (ص) بود که در عملیات والفجر 4 مفقود شد. آن زمان طبق عکسی که شباهت زیادی به خلیل داشت، هلال احمر و صلیب سرخ اسارت وی را تایید کرد. زمانی که اسرا آزاد شدند و خبری از برادرم نشد، به این یقین رسیدیم که او به جهت سپاهی بودن، در اسارت به شهادت رسیده است. امروز که با خبر شدم وی در حین عملیات و در پنجوین عراق به شهادت رسیده است، خوشحال هستم.  خواهر شهید فراهانی با بیان اینکه دو سال پیش از انجام آزمایش DNA سر باز زدیم، گفت: من بسیار پافشاری کردم تا این آزمایش صورت نگیرد البته بعد از مدتی پشیمان شدم. در اربعین سال جاری که به سفر کربلا مشرف شدم، دعا کردم که این چشم‌انتظاری تمام شود و خداوند آرزویم را برآورده کرد.  فراهانی عنوان کرد: مدتی است که خواب خلیل را می‌دیدیم اما گمان نمی‌کردم که تعبیر این خواب‌ها، خبر بازگشتش باشد.  وی به خبر بازگشت پیکر برادرش اشاره و افزود: پدر و مادرم با وجود گذشت سی و اندی سال از گمنامی برادرم، همچنان منتظر بازگشتش بودند. زمانی که به همراه مسئولین کمیته جستجوی مفقودین به منزل پدرم رفتیم تا خبر بازگشت پیکر خلیل را بدهیم، وی گمان می‌کرد خلیل با پای خودش آمده و در اسارت بوده است.  خواهر شهید خاطرنشان کرد: در دوران گمنامی برادرم، در مراسم تشییع شهدای گمنام شرکت می‌کردم و امیدوار بودم که روزی پیکر خلیل در میان شهدا باشد. خوشحالم که خداوند دعایم را استجابت کرد و خلیل به آغوش خانواده بازگشت. زمانی که پیکرش را دیدم، گوی همین دیروز بود که او را از دست دادیم. تنها خواسته‌ام از برادر شهیدم، شفاعت است.  فراهانی اذعان کرد: با ورود پیکر شهدای مدافع حرم و تشییع آن‌ها در شهرها و محل‌ها، حال و هوای جبهه و ایثار بار دیگر در کشور پیچید. هر بار که خبر شهادت یک مدافع حرم را می‌شنیدم، گوی برادر خودم را از دست داده‌ام.  هویت پیکر مطهر شهید «خلیل تاروردی‌فراهانی» از طریق پلاک، پس از 34 سال شناسایی شده است. این شهید بزرگوار اول فروردین 43 در تهران متولد شد. وی فرزند احمد بود و از طریق لشکر 27 محمد رسول الله (ص) به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد که سرانجام در عملیات والفجر 4 و منطقه عملیاتی پنجوین به شهادت رسید. ]]> تاريخ و حماسه Sat, 09 Dec 2017 12:34:24 GMT http://asremrooz.ir/vdcdjs0xxyt0xn6.2a2y.html حدیث خروج «کاسر العین» در صنعاء یمن، حدیث بشارت آمیز در عصر ظهور http://asremrooz.ir/vdcbzfb55rhb5wp.uiur.html به گزارش عصر امروز نشانه‌های ظهور از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.  در سلسله مقالات مباحث مهدویت، تلاش خواهد شد که با اعتماد به روایات و احادیث اسلامی، تصویری کامل، منسجم و معقول از نشانه های حتمی ظهور و رخدادهای مرتبط، ارائه شود. کم‌ترین نتیجه این تلاش، این است که محققان خواهند توانست در خصوص مباحث مهدویت، مطالب مستند را از مطالب غیرمستند تمیز بدهند و در مقام قضاوت و تحلیل، از استناد به مطالب غیرمستند بپرهیزند.  کلیات   اشاره  چند کانون مرکزی در تحولات و حوادث قبل از ظهور و آینده جهان، وجود دارد که شناخت آنها و رصد کردن تحولات مربوط به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و می تواند ما را در تحلیل درست رویدادها و مباحث مرتبط با آخرالزمان و ظهور امام زمان(ع) یاری دهد. این کانون های مرکزی عبارت است از: منطقه شام و سوریه، ایران، عراق، یمن، فلسطین و عربستان؛ کشورهای مذکور در جغرافیایی عصر ظهور و مثلث "مکه ـ کوفه ـ قدس"، مرکز تحولات و رویدادهای مهمی خواهد بود که تاثیرات داخلی و منطقه ای و حتی جهانی خواهد گذاشت و در آینده این کشورها، قبل از ظهور، اتفاقاتی بسیار سریع و شگفت آور خواهد بود.  بنابراین دیده‏بانی سیاسی و نظامی "کشورهای جغرافیای ظهور" در هر برهه ای از زمان، می‏تواند اهمیت استراتژیک و آینده پژوهانه مهدوی، داشته باشد. و این امر محقق نخواهد شد جز با رصد تحولات و نشانه های ظهور و بویژه حوادث در "احادیث تمهید مباشر"ـ احادیثی که به حوادث و اتفاقات قبل از علائم و نشانه های حتمی ظهور، در کشور سوریه، عراق، عربستان، یمن و ... ـ اشاره دارند. از اینرو، شناخت این علائم، تکلیف آور خواهد بود.  از نظر علم آینده پژوهی و مطالعه رویدادهای آینده و تحلیل آنها، هر نوع "علامت و سیگنال" مورد توجه قرار می‏گیرد و نمی‏توان به آنها بی اعتنا بود. در واقع آینده پژوهی در صدد ایجاد آمادگی در مردم در حالتها و سناریوهای مختلف است و می‏کوشد مردم در برابر حوادث آینده غافلگیر نشده و تکالیف و مسئولیت های خود را فراموش نکنند. از این رو نشانه های ظهور و تحلیل درست آنها یکی از ابراز های مهم آینده پژوهی برای رسوخ به آینده است.   وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور  از اینرو، برخی از فقهاء، یادگیری و شناخت نشانه های ظهور را از باب جلوگیری از سقوط در وادی هلاکت و ضلالت عصر غیبت و دفع ضرر محتمل، واجب دانسته اند. آیۀ الله صافی گلپایگانی در کتاب ارزشمند منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، چنین می‏فرمایند:  [1]هل یجب معرفة علائم الظهور، لیعلم به عند وقوعه، و یعرف المحقّ من المبطل، و یمیز بین الخبیث و الطیّب؟ الظاهر هو وجوبها؛ حذرا عن الوقوع فی الضلالة، و دفعا للضرر المحتمل.‏  آیا شناخت و معرفت نشانه های ظهور، واجب است؟ تا اینکه هنگام وقوع نشانه ها، علم و آگاهی به آن حاصل شود و بین حق و باطل، تمییز و تشخیص قائل شوند؟ آری؛ ظاهر وجوب یادگیری و تعلیم نشانه های ظهور است تا اینکه در ضلالت و گمراهی عصر غیبت، دچار نشویم. علاوه براین، دفع ضرر احتمالی ناشی از عدم شناخت نشانه های ظهور، واجب است.  بدین‏سان، پیشوایان معصوم، برای ظهور امام مهدی، نشانه های فراوانی را بیان فرموده اند و از طرح و ذکر آنها، اهدافی داشته اند و محال است در کلمات معصومین، حرف لغو و بی هدفی، وجود داشته باشد.  البته برخی از این نشانه های ظهور، کارکرد ایجابی دارند و برخی کارکرد سلبی؛ به این معنا که کارکردهای ایجابی، اگر تحقق پیدا کند، در شناخت جبهه حق و پرچم های هدایت قبل از ظهور، کاربرد دارند. به عنوان مثال، آیا همراهی و تبعیت از یمانی بدون آگاهی از شناخت مکان خروج و قیام یمانی، ممکن و میسر است؟  همچنین، نشانه‌های ظهور، می‌توانند در هنگام جهل یا سیطره شبهات، مفید بوده و کارکرد سلبی نیز داشته باشند. در پرتو کارکرد سلبی آن می‌توان مدعیان دروغین را شناخت و دروغ کسانی که پیش از تحقق نشانه‌های حتمی ادعای مهدویت دارند، را شناسایی کرد.[2] به عنوان مثال، در پرتو شناخت ویژگی ها و مختصات حقیقی یمانی، ادعای خروج دروغین مدعی یمانی، احمد الحسن بصری[3] قبل از دیگر علائم حتمی ظهور همچون خروج سفیانی و ندای آسمانی، به آسانی قابل فهم خواهد بود.   فوائد شناخت نشانه های حتمی ظهور  از طرفی، در فوائد شناخت علائم مهدوی، اینکه: برخی از نشانه های ظهور، به صورتی هستند که هم شناخت صحیح آن، دارای آثار مفید و اثربخشی است و هم شناخت نادرست آن، ما را دچار خسران و زیان خواهد کرد. به عنوان مثال، یمانی، به عنوان نشانه حتمی ظهور و پرچم هدایت، اگر قیام کند و ما موفق به شناسایی "مکان قیام یمانی" نشویم، نمی توانیم او را در حرکت و قیام اش، یاری کنیم و نیز اگر در تعیین ویژگی ها، زمان خروج و مکان قیام یمانی و ...، دچار اشتباه شویم و در دام مدعیان دروغین یمانی، گرفتار شویم؛ ممکن است جامعه مومنان، به پرتگاه انحراف در عقیده و عمل، سوق داده شوند. و اصولا آیا همراهی و تبعیت از پرچم های هدایت در سال ظهور همچون قیام یمانی و خراسانی، بدون آگاهی از شناخت احادیث نشانه های حتمی ظهور و حوادث مرتبط به آنها، ممکن و میسر است؟   عمار یاسر و امتداد تاریخ در فوائد شناخت نشانه های حتمی ظهور  برای درک لزوم و فوائد آگاهی از نشانه های ظهور، به گذشته و تاریخ اسلام، بر می‏گردیم. چنان‌که می‌دانیم رسول گرامی اسلام، بارها، درباره امامت و جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، سخن گفت و با بینات و هدایت‌های خود این مسئله را برای مردم توضیح داد و حقانیت امام علی و لزوم پیروی مردم از ایشان پس از رحلت خود را تا آن‌جا که میسور بود، بازگو کرد. این هدایت‌ها و بینات آن‌قدر زیاد بودند که اگر کسی واقعاً به دنبال شناخت حق بود، با مراجعه به برخی از آن‌ها، می‌توانست بدان دست یابد. با این حال، آن حضرت در کنار این روشن‌گری‌ها و ارائه ضوابط، نشانه‌هایی نیز بیان فرمود. برای مثال، از عماریاسر، به عنوان نشانه جبهه حق یاد کرد و با جمله معروف «تَقْتُلُ عَمَّاراً الْفِئَةُ الْبَاغِیَة»[4] به مسلمانان فهماند که هر گاه در فضای فتنه از شناخت حق و باطل، ناتوان شدند، بدانند گروهی که عمار را به قتل می رساند، جبهه باطل است.  و به‌راستی چقدر تفاوت است، میان آنان‌که پیش از شهادت عمارها، با تکیه بر بینات و میزان‌های دین، می‌دانند، علی برحق است و آنان که تا خون سرخ عمار بر زمین نریزد، بیدار نمی‌شوند!  و به راستی چقدر تفاوت است، میان آنان که قبل از آغاز نشانه های حتمی، با تکیه بر حوادث قبل از نشانه های حتمی، همچون "حدیث تمهید مباشر" امام باقر، درمی‏یابند که ظهور نزدیک است و جبهه حق و باطل، کجا است و آنان که ناگهان چشم باز می‏کنند و در می‏یابند که در متن تحولات ظهور، قرار گرفته اند!  آنان‌که منتظر می‏مانند، تا سفیانی، یمانی و خراسانی قیام کنند و بعد بفهمند، باید چه کنند و تکلیف شان در جغرافیای کشورهای عصر ظهور و مثلث "مکه ـ کوفه ـ قدس" (عربستان، عراق، فلسطین) و تحولات فتنه شام و سوریه قبل از خروج سفیانی و دیگر بلدان و کشورهای عصر ظهور، چیست؟، مانند کسانی هستند که تا عمار، به مسلخ نرود و کشته نشود، حق را تشخیص نمی‌دهند.   تعیین وقت ظهور، آری یا خیر؟  و صد البته، در کنار، حوادث و مقدمات نشانه های حتمی ظهور، که باید مجموعا و در کنار هم، بررسی شوند و نگاه تجزیه گرایانه، مستقل و منفصل آنها، از نظر علمی، صحیح نمی‏باشد، اما تطبیق اشتباه، نیز خسارت زیانباری است که با ایجاد هیجان و احساس کاذب در منتظران ظهور امام عصر، ممکن است تبعات ناگواری، به دنبال خود داشته باشد. از اینرو، راه صحیح و میانه، به دستور ائمه معصومین، این می‏باشد که باید همواره ظهور را نزدیک دانست و در عین حال، ضمن پرهیز از تعیین وقت قطعی برای ظهور، همچنین از عجله و استعجال در امر ظهور و درخواست زودتر از موعد، قبل از وقوع نشانه های حتمی ظهور همچون قیام سفیانی و یمانی، بویژه وقوع ندای آسمانی (که در ماه رمضان رخ می‏دهد و تمام جهانیان می‏شنوند)، پرهیز کرد. چنانچه، در احادیث منقول از اهل بیت، بر این موضوع، تاکید شده است:  [5]کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ.  وقت تعیین کنندگان برای امر ظهور، را تکذیب کنید، تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک می‏شوند و تسلیم شوندگان (و آنان که در انتظار وقوع نشانه های حتمی ظهور، می‏باشند)، نجات می‏یایند.  [6]هَلَکَتِ‏ الْمَحَاضِیرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْمَحَاضِیرُ قَالَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ‏.  تعجیل کنندگان در امر ظهور (بدون وقوع علائم و نشانه های ذکر شده در احادیث معتبر)، هلاک میشوند و آنانی که ظهور را نزدیک می‏پندارند، نجات می‏یابند.   معرفی نشانه های حتمی ظهور  در احادیث و منابع حدیثی شیعه، برای هشت نشانه ظهور، تعبیر "محتوم" و حتمی به کار برده شده است که عبارتند از: سفیانی[7]، یمانی[8]، ندای آسمانی[9]، قتل نفس زکیه[10]، خسف بیداء[11]، پدیدار شدن دستی در آسمان[12]، طلوع خورشید از مغرب[13] و اختلاف بنی فلان در عربستان.[14]  اما در این میان، از پنج نشانه حتمی ظهور (یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف بیداء) به صورت ویژه و مستقل، سخن به میان آمده است. اهمیت این پنج نشانه‌ را می‌توان هم از تعدد و تکرار روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل، دریافت.[15]  شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، از امام صادق علیه‌السلام در حدیث معتبر[16] نقل کرده است:  قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیمَانِی وَ السُّفْیانِی وَ الصَّیحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیدَاء.[17]   پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.  و نیز مرحوم کلینی در کتاب الکافی، در حدیث معتبر[18]، از امام صادق نقل کرده است:  [19]خَمسُ عَلاماتٍ قَبلَ قِیامِ القائمِ الصَّیحَةُ وَ السَّفیانِیُّ وَ الخَسفُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّة وَ الیَمانِیُِّ.  پیش از قیام قائم پنج علامت وجود خواهد داشت: ندای آسمانی، سفیانی، خسف و فرو رفتن (لشکر سفیانی) در زمین (بیداء)، شهادت نفس زکیه و یمانی.  [20]خَمْسٌ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ الْیَمَانِیِّ وَ السُّفْیَانِیِّ وَ الْمُنَادِی یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ وَ خَسْفُ الْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ.  پیش از قیام قائم پنج علامت وجود خواهد داشت: خروج یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، خسف و فرو رفتن (لشکر سفیانی) در زمین (بیداء)، شهادت نفس زکیه.  این احادیث معتبر در کتاب الکافی کلینی و کتاب کمال الدین صدوق، و حدیث های مشابه و متعدد دیگر، دلالت بر این دارد که ظهور امام مهدی علیه‌السلام، متوقف بر نشانه های حتمی است که باید به وقوع بپیوندد.  توضیح اینکه[21]: طبق احادیث، ندای آسمانی، اشاره به این موضوع دارد که، شیعیان امام علی و پیرو مذهب اثنی عشری بر حق بوده و امام مهدی، از طرف خداوند متعال، برگزیده و فرستاده شده است[22] و خروج سفیانی به عنوان پرچم ضلالت و دشمن اصلی امام عصر[23] و قیام یمانی، به عنوان پرچم هدایت و ضرورت وجود قوا و لشکر جبهه حق برای نصرت و یاری امام مهدی[24]، اشاره دارد و شهادت نفس زکیه به همراه قتل غلام بالمدینۀ، توسط نظامیان حکومت آل بنی فلان در عربستان[25] که به طغیان حکومت و وجود حکومت ناصبی و دشمن اهل بیت در کشور حجاز در سال ظهور، اشاره می‏کند.[26] خسف بیداء و فرو رفتن لشکر سفیانی که در جستجوی امام عصر می‏باشند[27]، در منطقه بیداء (در بین مکه و مدینه)، نیز نشانگر صحت پیشگویی و صدق خبر غیبی پیامبر[28] و بیانگر این است که حکومت جهانی امام مهدی، ادامه حکومت رسول الله و اتمام رسالت پیامبر اسلام، می‏باشد.[29]   حدیث خروج "کاسر العین در صنعاء یمن"، حدیث بشارت آمیز در عصر ظهور  اشاره  از جمله حوادث قبل از خروج سفیانی، قیام و خروج شخص "کاسر العین در صنعاء یمن"، می‏باشد؛ در کتاب الغیبۀ نعمانی از امام صادق، نقل شده است:  [30]ذُکِرَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ السُّفْیَانِیُّ فَقَالَ أَنَّی یَخْرُجُ ذَلِکَ وَ لَمَّا یَخْرُجْ کَاسِرُ عَیْنَیْهِ بِصَنْعَاءَ.  نزد امام صادق، از سفیانی، سخن به میان آمد، امام صادق فرمودند: کجا و چگونه سفیانی خروج کرده است، در صورتی که کاسر عینیه، هنوز از صنعاء یمن، خروج نکرده است.  این روایت، که مضمون آن به خروج شخصی ملقب به "کاسر عینیه" از منطقه صنعاء یمن، تصریح دارد، بنظر می‏رسد، نیاز به دقت و بازنگری مجدد دارد؛ و احتمالات مختلفی در این حدیث، مطرح می‏باشد.  ابتدا معنای "لغوی" کاسر عینیه و نیز مراد از این وصف و "معنای" آن، بیان خواهد گردید و در ادامه وجوه و "احتمالات مختلف" در این حدیث مهدوی، ذکر خواهد شد.  معنای لغوی کاسر عینیه  کاسر عینیه در لغت، به شخصی اطلاق می‏شود که نگاه می‏کند، اما نگاه اش همچون نگاه کسی است که نعاس و خواب آلودگی بر او غلبه کرده است و پلک چشمانش به هم نزدیک است.  در کتاب الاستیعاب، آمده است:  «وکان زیاد [ابن أبیه] طویلاً جمیلاً یکسـر إحدی عینیه، وفی ذلک یقول الفرزدق للحجاج:  [31]وقبلک ما أعییت کاسر عینه،              زیاداً فلم تعلق علیَّ حبائلُه».  «زیاد (بن ابیه)، بلند قد و زیبا بود و یکی از چشمانش شکسته بود و در این باره، فرزدق به حجاج ثقفی گفت:  پیش از تو، من، زیاد چشم شکسته را به ستوه نیاوردم و از این رو در دام او نیفتادم»  و در کتاب الیعن، نیز آمده است:   [32]«یقال: طَرْفَشَ، إذا نظر وکسر عینیه».  بنابراین، کاسر عینیه به این معناست که شخص در حالی که چشمانش تقریباً بسته شده، به اشیا می‏نگرد. و به اشخاصی که اینگونه هستند، در اصطلاح گفته می‏شود، پلک چشمشان شکسته است.   و اما این وصف (کاسر عینیه) در این حدیث مهدوی، اشاره به چه موضوعی دارد؟ محققین در این باره، چند احتمال مطرح کرده اند؛ اول اینکه، ممکن است شکستن چشم وی، یک حادثه مادی و مثلا در اثر وقوع حمله، چشم این شخص در صنعاء، معیوب گردد، احتمال دوم اینکه، این تعبیر، کنایه ای بوده و حاکی از این است که رفتار و عملی از این شخصیت سر زده که باعث خجل شدن آن شخص، و شدت قباحت عمل وی در افواه عمومی می‏شود و یا اینکه از موقعیت مهم خویش، طرد و برکنار شده و باعث فضاحت وی در افکار عمومی گردد. و این امر، نشان می‏دهد این شخص کاسر العین در صنعاء، شخصیت عادی نبوده، بلکه دارای مقام زعامت و وجاهت سیاسی و حکومتی در صنعاء می‏باشد.    البته این دو احتمال در تفسیر "کاسر عینیه بصنعاء"، نیز با هم جمع می‏شود؛ اما ارجح این است، که کسرالعین، معنوی بوده و کنایه ای باشد؛ کما اینکه در زبان عربی، نیز بیشتر چنین استعمال می‏شود:  وان الشخصیۀ کسیرۀ العین، تظهر فی الصنعاء قبل خروج السفیانی، وکسر العین، فیه إحتمالاته متعددۀ: فکسر العین تارة یکون مادیاً أی ان عدسة العین تتکسر نتیجة حدث ما، فتتحطم نتیجۀ لعمل أمنی أو عسکری فی حال الانفجار وغیره یتعرض له فی صنعاء وإما ان یکون معنویا ومجازیاً فقد یأتی بفعلۀ مما یکسر العین نتیجۀ لقباحته أو شناعته، وإما أن یطرد من مکانه فتنکسر عینه لذلک خجلا من الفضیحۀ. وکل ذلک یحصل قبل خروج السفیانی.  [33]وإن الإشارۀ لمثل هذه الشخصیۀ بهذه الصورۀ لابد أن تکون فی مقام زعامۀ أو الرئاسۀ أو الوجاهۀ والحدیث عن صنعاء دون غیرها فیه دلالة علی مرکز الحکم؛ اذن الروایۀ تتحدث عن شخصیة قیادیة لها نفوذ والرئاسۀ فی صنعاء، وتکسر عینیه مادیاً بسبب أمنی أو عسکری فی حال الانفجار وغیره أو معنویاً یطرد من مکانه فتنکسر عینه لذلک خجلا من الفضیحۀ أو کلیهما. ثم یخرج فی صنعاء و هذا حدث قبل خروج السفیانی.   به عنوان مثال و برای "تقریب به ذهن"، علی عبدالله صالح، رئیس جمهور سابق یمن در پی جراحت ناشی از ترکش خمپاره یا بمب گذاری و حمله به مقر کاخ و قصر وی، ابتدا صورت و چشمان وی، دچار جراحت و آسیب های جدی شد (کسر العین مادی) و سپس به طور رسمی، از مقام زعامت و ریاست جمهوری یمن، نیز کنارگیری کرد و با خفت و ذلت، پذیرفت که زیر نظر حوثی ها، قرار گیرد (کسر العین معنوی). اما در کودتای خیانت آمیز، خروج این شخص کاسر العین در صنعاء، در نطفه خفه شد و پرونده این دیکتاتور و قاتل جمعیت کثیری از شیعیان زیدی، برای همیشه به اتمام رسید.[34]  ناگفته پیدا است، هرچند دیده‌‏بانی سیاسی و نظامی حوادث "کشورهای جغرافیای ظهور" در هر برهه ای از زمان، می‏تواند اهمیت استراتژیک و آینده پژوهانه مهدوی، داشته باشد؛ لکن مصداق واقعی و اصلی حدیث "کاسرالعین بصنعاء"، بر ما پوشیده است و ممکن است صدها سال دیگر، نیز مشابه چنین واقعه ای رخ دهد.  اما آنچه مهم است اینکه، خروج شخص "کاسر عینیه بصنعاء"، خبر روی کار آمدن قریب الوقوع حاکم آینده منطقه شام (سفیانی) در "عصر ظهور" که مورد حمایت مثلث "روم[35]، یهود[36] و خاندان آل فلان حاکم بر عربستان[37]" و محور "غربی ـ عبری ـ عربی" است، را می‏دهد. اما اینکه فاصله بین خروج کاسر العین در صنعاء تا زمان خروج سفیانی، چه مقدار می‏باشد؟، دقیقا مشخص نیست.   احتمالات سه گانه در تفسیر کاسر عینیه بصنعاء  حال بعد از روشن شدن معنای لغوی کاسر عینیه و بیان دو احتمال درباره معنای این وصف در حدیث، نوبت به این می‏رسد که در تفسیر حدیث "کاسر عینیه بصنعاء"، چه احتمالاتی مطرح می‏باشد؟  از دیدگاه محققین و کارشناسان مهدوی، سه احتمال مهم، در این حدیث مطرح است؛ از جمله:  احتمال اول  1. ضمیر در "عینیه"، به سفیانی برمی‏گردد و عبارت "کاسر عینیه"، وصف و لقب برای یمانی باشد[38]، آنگاه ترجمه روایت، چنین می‏شود:  "چگونه است که می گوئید، سفیانی خروج کرده است اما هنوز شکننده چشمان او (سفیانی) یعنی یمانی، از صنعاء، خروج نکرده است؟". در این فرض، ضمیر در "عینیه"، به سفیانی برمی‏گردد. بنابراین، کاسرالعین، شخص یمانی است. اما طبق این ترجمه، اشکالی مطرح می‏شود و آن اینکه: در این ترجمه، خروج یمانی، قبل از سفیانی، واقع شده است، در حالیکه طبق روایات متعدد، یمانی و سفیانی، همزمان خروج می‏کنند.[39] مضاف بر اینکه، ضمیر به نزدیک ترین مرجع، برمی‏گردد.  احتمال دوم  2. احتمال دیگر این است که ضمیر در "کاسر عینیه"، به خود یمانی برگردد. در این صورت به یکی از ویژگی های جسمی یمانی، اشاره شده است؛ آنگاه ترجمه حدیث، چنین است:  "چگونه می گوئید، سفیانی خروج کرده است در حالیکه هنوز، کاسر عینیه یعنی یمانی، از صنعاء و یمن، خروج نکرده است؟"  زیرا طبق روایت فوق الذکر، در نزد امام جعفر صادق، بحث خروج سفیانی، مطرح می‏شود و مخاطبین امام صادق، توهم و خیال می‏کنند که سفیانی در زمان امام صادق، خروج کرده است، اما امام صادق، با اعلام خروج نکردن کاسر العین یعنی یمانی از صنعاء، خط بطلانی بر توهم خروج سفیانی، کشیده و با تعیین شاخصی مهم، یعنی خروج سفیانی در کنار خروج یمانی، برای همیشه احتمالات دیگر را رد می‏کنند.[40] لکن صرفنظر از اینکه در مکان خروج یمانی از یمن یا عراق بین محققین، اختلاف می‏باشد، اشکالی که بر احتمال دوم، وارد می‏شود، این است که در احادیث متعدد، به خروج همزمان سفیانی و یمانی، تصریح شده است؛ در حالیکه، طبق احتمال دوم، کاسر العین که همان یمانی باشد، قبل از سفیانی، خروج خواهد کرد. بنابراین، احتمال دوم، نیز تضعیف می‏شود.  احتمال سوم  3. و نیز احتمال سوم این است، کاسر عینیه، شخصی غیر از یمانی است که قبل از سفیانی، از یمن و صنعاء، قیام می‏کند؛ و به عنوان یکی از حوادث قبل از خروج سفیانی، می‏باشد؛ و ضمیر در "عینیه" نیز به سفیانی و یمانی برنمی‏گردد؛ آنگاه ترجمه روایت چنین است:  "چگونه است که می‏گوئید سفیانی، خروج کرده در حالکیه شخصی به نام کاسر العین، از صنعاء یمن، (به عنوان یکی از نشانه های مهم قبل از خروج سفیانی، هنوز خروج نکرده است؟".  در این فرض، کاسر عینیه در صنعاء، شخصی است غیر از یمانی و به عنوان یکی از حوادث قبل از خروج سفیانی، محسوب می‏شود. چرا که یمانی طبق روایات متعدد، همزمان با سفیانی، خروج خواهد کرد، در حالیکه این روایت به خروج کاسر العین، قبل از سفیانی اشاره دارد. بنابراین، کاسر العین، قطعا یمانی نیست و ضمیر موجود در کلمه "عینیه"، نیز به سفیانی برنمی‏گردد:  والروایة فی واقعها لا تشیر إلی الیمانی، غایة ما تشیر إلیه أن ثمة رجل یظهر قبل خروج السفیانی، وقد حمل بعض الباحثین علی إن هذا الرجل (کاسر العین) هو الیمانی، وهو تحمیل للروایة لما لا تحتمل، خاصة وإنها تتحدث عن خروجه قبل خروج السفیانی، بینما تتفق الروایات الصحیحة علی إن خروجهما متزامن. وبالنتیجة لا دلالة فیها علی إنه الیمانی. ولهذا فلا مجال لعد الروایة فی اثبات مکان الیمانی او علی الاقل لایمکن التعویل علیها للخروج الیمانی من الیمن برأی القاطع و أیا ما یکن فان الانصراف کاسر العین الی الیمانی، منعدم فی هذه الروایۀ.[41]   البته درباره این احتمال سوم، دو تفسیر متفاوت، ارائه شده است:    الف. دیدگاه آقای کورانی  الف. برخی همچون آقای کورانی، اعتقاد دارند که کاسر العین، یکی از نشانه های قبل از خروج سفیانی، است که در خط و مسیر سفیانی، می‏باشد و کاسر عینیه، کنایه از این است که هرچند این فرد کاسر العین، در کشور یمن و صنعاء قیام خواهد کرد؛ اما به موفقیتی دست پیدا نمی‏کند و یا به مدت محدودی، حکومت خواهد کرد و بعد از کاسر العین، آنگاه یمانی، از صنعاء یمن، به عنوان پرچم هدایت، خروج خواهد کرد.  و چنین استدلال می‏کنند: اینکه امام صادق علیه السلام به خروج کاسر عینیه در صنعاء، قبل از سفیانی اشاره می‏کند و مطلبی در خصوص خروج کاسر عینیه قبل از یمانی به زبان نمی‏آورند، آن هم در حالی که سفیانی و یمانی در همزمان، خروج می‏کنند، اشاره به این مطلب دارد که کاسر عینیه در خط سفیانی است و در مقابل یمانی قرار دارد. همچنین، حدیث، اشاره به این مطلب دارد که کاسر عینیه، در یمن، موفق نمی‏شود یا اینکه مدت کمی حکومت می‏کند و سپس یمانی به عنوان پرچم هدایت از منطقه یمن قیام خواهد کرد:  جعل الإمام خروج کاسر عینه بصنعاء قبل السفیانی، ولم یجعله قبل الیمانی، مع أنهما فی وقت واحد، یشیر الی أنه فی خط السفیانی فی مقابل الیمانی. ویشیر الی أن کاسر عینه لاینج، أو یحکم قلیلاً.[42]   ب. دیدگاه استاد جلال الدین علی الصغیر، دیدگاه منتخب  ب. اما برخی دیگر از محققین و کارشناسان، استاد جلال الدین علی الصغیر، معتقدند: کاسر العین، نه تنها بر یمانی، منطبق نیست و ضمیر نیز به سفیانی برنمی‏گردد، بلکه شواهدی نیز وجود ندارد که کاسر العین در خط سفیانی باشد؛ بلکه هیچ ارتباط، حمایت دوطرفه و علاقه ای بین سفیانی و کاسر العین، در حدیث برقرار نیست. و در این حدیث، تنها به وجود و خروج شخصی با لقب کاسر العین از صنعاء یمن، به عنوان یکی از حوادث مهم قبل از خروج سفیانی، اشاره شده است:  أنها لا تتعلق بالیمانی مطلقاً، وإنما تتعلق بحدث یحصل قبل السفیانی، والعجب لا ینقضی من اعتبار بعض الباحثین، هذا الرجل فی مقام الیمانی، لوضوح أن الیمانی یخرج بوقت متزامن مع خروج السفیانی، والروایة تصرح بخروج هذا الرجل قبل خروج السفیانی، فإذا کان خروجه قبل خروج السفیانی فکیف سیتوحد مع الیمانی الذی سیکون خروجه متزامنا مع خروج السفیانی کما هو مفاد الروایات؟؛ کما ان من الواضح أن هذا الرجل لا علاقة له بالسفیانی، فالضمیر فی کلمة: (عینیه) لا دلالة فیه علی عودتها للسفیانی، لأن القاعدة حمل الضمیر علی الأقرب.[43]   آیا ضمیر در عینیه، به سفیانی برمیگردد؟  حال، آیا ضمیر در "عینیه"، نیز به سفیانی، برمی‏گردد؟ آیا کاسر العین سفیانی خواهد بود یا این شخص، مسبب کسر العین خویش خواهد شد؟ به عبارت دیگر، آیا ضمیر در "عینیه"، به شخص کاسر العین، برمی‏گردد یا سفیانی؟  بعید است که ضمیر در "عینیه"، به سفیانی برگردد، زیرا این شخص کاسر العین، قبل از سفیانی خروج می‏کند؛ البته ممکن است، چنین مطرح شود که وی، در یمن باقی خواهد ماند تا اینکه، سفیانی در منطقه شام، خروج کند و آنگاه چشمان وی را خواهد شکست؛ لکن این احتمال ضعیف است، زیرا محدوده عملیات نظامی سفیانی، تنها در منطقه شام و عراق خواهد بود[44]، و در احادیث "معتبر شیعی"، هیچ گونه فعالیت نظامی برای سفیانی در کشور یمن، ذکر نشده است. مضاف بر اینکه، ضمیر در عینیه، طبق قاعده به نزدیکترین مرجع، برمی‏گردد. بنابراین، کاسر عینیه، شخصی است که خود مسبب "کسر عین" خویش در صنعاء یمن قبل از خروج سفیانی، خواهد شد.   چرایی ارتباط حادثه کسر العین در صنعاء با خروج سفیانی در منطقه شام  حال ممکن است سوالی مطرح شود و آن اینکه: سفیانی، از منطقه شام، خروج خواهد کرد[45]؛ از اینرو، چه ارتباطی بین سفیانی در دمشق سوریه و شخص کاسر العین در صنعاء یمن، خواهد بود؟ در حالیکه در احادیث، علامات و حوادث فراوانی، به عنوان نشانه هایی قبل از خروج سفیانی، ذکر شده است[46]، چه حاجتی به بیان حادثه ای خارج از منطقه شام و سوریه، یعنی در صنعاء یمن، می‏باشد؟  پاسخ چنین است که: در تاریخ، ممکن است، افرادی، به نام سفیانی لقب گرفته باشند حتی احتمال اینکه در زمان امام صادق نیز افرادی به این وصف، توصیف می‏شدند و گاهی برای اصحاب حضرت، نیز امر مشتبه می‏شده است؛ اما امام صادق با بیان شاخصه ای متمایز و منحصربفرد همچون وقوع حادثه "کاسر العین در صنعاء"، که قبل از سفیانی و نشانه حتمی ظهور، می‏باشد، سفیانی قبل از ظهور امام مهدی، را از دیگر سفیانی های تاریخ، متمایز نموده اند:  فی مثل هذا النحو من الروایات، یجری تخصیص الاشارة الی الحدث؛ اذ ان عملیة کسر العین لوحدها یمکن ان تتکرر کثیرا فی المنطقة الواحدة ولکن حینما تربط بسیاق من الاحداث فان هذا التکرار لن یکون هو المقصود وانما حادثة واحدة منه هی المقصودة وهی التی تحصل قبل السفیانی، ونفس هذا الامر یتعلق بنفس السفیانی اذ یمکن ان یشار الی سفیانیین عبر التاریخ ولکن هنا وبدلالة الروایة سنقول ان السفیانی المراد هو الذی یسبقه حدث کسر العین بصنعاء.[47]  از اینرو، حادثه خروج شخص زعیم و دارای مقام، کاسرالعین در صنعاء یمن که چشمان وی آسیب دیده و یا از مقام و ریاست خویش، طرد و برکنار شده، حادثه ای منحصربفرد قبل از خروج سفیانی خواهد بود.   زلزله دمشق و جنگ جهانی، دو احتمال قریب الوقوع در عصر ظهور  البته در تقویت این دیدگاه، می توان چندین نمونه دیگر نیز بیان نمود؛ از جمله: وقوع زلزله ای در دمشق و سپس خسف در محور جابیه ـ حرستا و متعاقب آن، فروریختن بخش هایی از مسجد اموی دمشق، یکی دیگر از شاخصه های مهم قبل از خروج سفیانی، از طرف اهل بیت، معرفی شده است:  إِذَا اخْتَلَفَ الرُّمْحَانِ بِالشَّامِ ... فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَانْظُرُوا خَسْفَ قَرْیَةٍ مِنْ دِمَشْقَ یُقَالُ لَهَا حَرَسْتَا ... وَ تُخْسَفُ‏ قَرْیَةٌ مِنْ‏ قُرَی‏ الشَّامِ‏ تُسَمَّی الْجَابِیَةَ ...[48] وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَیْمَنِ ...[49] فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ خَرَجَ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ حَتَّی یَسْتَوِیَ عَلَی مِنْبَرِ دِمَشْقَ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَانْتَظِرُوا خُرُوجَ الْمَهْدِی‏.[50]  هرگاه بین دو نیزه اختلاف شد (کنایه از جنگ بین دو جریان مقابل هم) ... منتظر زلزله و خسف منطقه حرستا در دمشق سوریه باشید ... و نیز خسف در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد ... و در اثر آن، بخشی هایی از مسجد اموی دمشق نیز تخریب می‏شود ... بعد، منتظر خروج سفیانی باشید که حاکم سوریه، خواهد شد ... و بعد از آن، منتظر ظهور امام مهدی باشید.      چون مجموع این حوادث (زلزله سوریه و خسف در محور بین جابیه ـ حرستا و فروریختن مسجد اموی دمشق) علاوه بر وقوع حوادث بعد آن{ادعای خروج ساکنان منطقه ای در شام از سمت همرز با ترک ها یعنی ادعای استقلال کردهای سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک)، و نیز اختلاف، قتل و چه بسا جنگ جهانی (یعقبها هرج الروم)، و سپس حمله برادران ترک به منطقه شمال شرق و الجزیرۀ الشام در سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ)}[51] در تاریخ و مجموعا، واقع نشده است، باعث تمایز این زلزله از دیگر زلزله های تاریخ سوریه و دمشق خواهد بود و به عنوان نشانه ای منحصربفرد قبل از خروج سفیانی، محسوب می‏شود.   بروز شخصیت شیعی مخالف زمینه سازان ظهور در فضای سیاسی عراق  همچنین، مثال دیگر، خروج شیصبانی و به قدرت رسیدن این شخصیت منفی شیعی در کوفه به عنوان لیدر دینی ـ سیاسی در میان شیعیان عراق، قبل از سفیانی که خود شاخص دیگری برای قریب الوقوع بودن خروج سفیانی می‏باشد:  سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ عَنِ السُّفْیَانِیِّ فَقَالَ وَ أَنَّی لَکُمْ بِالسُّفْیَانِیِّ حَتَّی یَخْرُجَ قَبْلَهُ الشَّیْصَبَانِیُّ یَخْرُجُ مِنْ أَرْضِ کُوفَانَ یَنْبُعُ کَمَا یَنْبُعُ الْمَاءُ فَیَقْتُلُ وَفْدَکُمْ فَتَوَقَّعُوا بَعْدَ ذَلِکَ السُّفْیَانِیَّ وَ خُرُوجَ الْقَائِمِ‏.[52]  از امام باقر درباره سفیانی سؤال کردم، فرمود: شما کجا و سفیانی کجا؟ او نخواهد آمد تا آنکه قبل از او شخصی به نام شیصبانی خروج کند. شیصبانی از کوفان (کوفه و نجف) مانند آب از زمین بالا می‏آید (کنایه از کثرت جمعیت طرفداران وی) و نمایندگان زعمای شیعه در عراق را به قتل می‏رساند. آنگاه باید منتظر خروج سفیانی و سپس ظهور قائم را انتظار بکشید.  هرچند مکان فعالیت شیصبانی در عراق، می‏باشد و سفیانی نیز در شام؛ لکن شیصبانی در کوفه، به عنوان حادثه‏ای مهم و منحصربفرد همچون حادثه کاسر العین در صنعاء، و تصریح حدیث به وقوع آن قبل از خروج سفیانی، باعث تمایز و شناخت صحیح و واقعی سفیانی به عنوان نشانه حتمی ظهور با دیگر سفیانی های تاریخ خواهد شد.  بیان ماجرای حدیث "شیصبانی در کوفه"، توسط امام معصوم، دقیقا هدفی همچون بیان "حدیث کاسرالعین در صنعاء"، مستتر می‏باشد، و هر دو حادثه، دلالت بر این دارند، که امام معصوم درصدد بیان حادثه ای منحصربفرد "قبل از خروج سفیانی" بوده که علاوه بر این، باعث تمایز و شناخت واقعی سفیانی به عنوان نشانه حتمی ظهور از دیگر سفیانی های در طول تاریخ نیز می‏شود.  جمع بندی  بنابراین، در تفسیر حدیث "کاسر عینیه بصنعاء"، سه احتمال مطرح می‏باشد:   طبق احتمال اول، ضمیر در "عینیه"، به سفیانی برمی‏گردد و عبارت "کاسر عینیه"، وصف و لقب برای یمانی می‏باشد.[53] و طبق احتمال دوم، ضمیر در "کاسر عینیه"، به خود یمانی برمی‏گردد و تعبیر کاسر العین در این حدیث، اشاره به یکی از ویژگی های جسمی یمانی است.[54] و طبق احتمال سوم، کاسر عینیه، شخص سومی غیر از یمانی می‏باشد و ضمیر نیز به یمانی و سفیانی، برنمی‏گردد.[55]  و البته از میان احتمالات ذکر شده، بنظر می‏رسد، دیدگاه استاد جلال الدین علی الصغیر در احتمال سوم، ترجیح دارد؛ بدین معنا که ضمیر در کاسر عینیه به سفیانی و یمانی، برنمی‏گردد و ارتباط این شخص با سفیانی، نیز مشخص نیست، بلکه حادثه کاسر العین در صنعاء، تنها به عنوان نشانه ای منحصربفرد قبل از خروج سفیانی مطرح می‏باشد؛ بدین معنا که شخصی در مقام ریاست و زعامت در صنعاء، که چشمان وی، در اثر حادثه ای، دچار عیب گردیده (کسر العین مادی) و یا اینکه از موقعیت مهم خویش، طرد و برکنار شده (کسر العین معنوی و کنایه‏ای) و آنگاه به عنوان نشانه قبل از سفیانی، خروج می‏کند، اما فاصله بین خروج کاسر العین در صنعاء تا زمان خروج سفیانی، دقیقا مشخص نیست.  بنابراین، خلاصه دیدگاه برگزیده این نوشتار، چنین است:  1. هل أن روایة "کاسر عینیه فی صنعاء" متعلقة بالیمانی؟ من الواضح أنها لا تتعلق بالیمانی مطلقاً، وإنما تتعلق بحدث یحصل قبل السفیانی کحدث الشیصبانی قبل السفیانی، والعجب لا ینقضی من اعتبار بعض الباحثین هذا الرجل (کاسر العین) فی مقام الیمانی، لوضوح أن الیمانی یخرج بوقت متزامن مع خروج السفیانی، والروایة تصرح بخروج کاسر العین قبل خروج السفیانی، فإذا کان خروجه قبل خروج السفیانی فکیف سیتوحد مع الیمانی الذی سیکون خروجه متزامنا مع خروج السفیانی کما هو مفاد الروایات؟ کما انها لم تذکر الیمانی مطلقاً وإنما ذکرت شخص بصنعاء. اذن، کاسر عینیه بصنعاء، حدث یخرج قبل السفیانی وذلک لا شک فیه من نص الروایة.  2. ومن هو کاسر عینیه؟ قد یکون کاسرا لعین السفیانی او کاسرا لعینیه هو. ان یکون کاسرا لعین السفیانی فهذا مستبعد جدا لانه یخرج قبله ولیس معه. یبقی احتمال، ان یقال انه یخرج ویبقی لوقت خروج السفیانی لیکسر عینیه. وهذا احتمال ضعیف لان السفیانی لن یخوض معارک فی الیمن التی نصت الروایة ان الخارج یکون منها وتحدیدا فی صنعاء وهذه اشارة مهمة. مضاف علی هذا، فالضمیر فی کلمة: (عینیه) لا دلالة فیه علی عودتها للسفیانی لأن القاعدة حمل الضمیر علی الأقرب. اذن کاسر عینیه بصنعاء وفقا لما تقدم هو شخص ستکسر عینیه بسببه بمعنی انه سیکون سببا بنفسه لکسر عینیه.  3. وکسر العین، فیه إحتمالاته متعددۀ: فکسر العین تارة یکون مادیاً أی ان عدسة العین تتکسر نتیجة حدث ما، فتتحطم نتیجۀ لعمل أمنی أو عسکری فی حال الانفجار وغیره یتعرض له فی صنعاء وإما ان یکون معنویا ومجازیاً فقد یأتی بفعلۀ مما یکسر العین نتیجۀ لقباحته أو شناعته، وإما أن یطرد من مکانه فتنکسر عینه لذلک خجلا من الفضیحۀ. وکل ذلک یحصل قبل خروج السفیانی.  4. وإن الإشارۀ لمثل هذه الشخصیۀ بهذه الصورۀ لابد أن تکون فی مقام زعامۀ أو الرئاسۀ أو الوجاهۀ والحدیث عن صنعاء دون غیرها فیه دلالة علی مرکز الحکم؛ اذن الروایۀ تتحدث عن شخصیة قیادیة لها نفوذ والرئاسۀ فی صنعاء، وتکسر عینیه مادیاً بسبب أمنی أو عسکری فی حال الانفجار وغیره أو معنویاً یطرد من مکانه فتنکسر عینه لذلک خجلا من الفضیحۀ أو کلیهما. ثم یخرج فی صنعاء و هذا حدث قبل خروج السفیانی.[56]   منبع:رجانیوز *مصطفی امیری - دانش آموخته حوزه علمیه قم      [1]. صافی گلپایگانی، منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، ج‏3، ص 303.   [2] . آیتی، تاملی در نشانه های حتمی ظهور، ص 21.   [3] . ر.ک: آیتی، مقاله نقد و بررسی آراء مدعیان مهدویت با تکیه بر آراء احمد الحسن، مجله مشرق موعود، ش 25.   [4]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 63. مجلسی، بحارالانوار، ج 22، ص 326.   [5] . نعمانی، الغیبۀ، ص 294. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 104.   [6] . نعمانی، الغیبۀ، ص 197. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 138.   [7] . السُّفْیَانِیِّ مِنَ الْمَحْتُوم‏. نعمانی، الغیبۀ، ص 301.   [8] . قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ ... الْیمَانِی. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 652.   [9] . النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُوم‏. کلینی، الکافی ج 8، ص 310.   [10] . قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ مِنَ الْمَحْتُوم‏. راوندی، الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1161.   [11] . خَسْفُ الْبَیْدَاءِ مِنَ الْمَحْتُوم‏. نعمانی، الغیبۀ، ص 257.   [12] . کَفٌّ یَطْلُعُ مِنَ السَّمَاءِ مِنَ الْمَحْتُوم. نعمانی، الغیبۀ، ص 252.   [13] . طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا مَحْتُومٌ. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 435.   [14] . اخْتِلَافُ بَنِی فُلَانٍ مِنَ الْمَحْتُومِ. شیخ حر عاملی، اثبات الهداۀ، ج 5، ص 133.   [15] . آیتی، تاملی در نشانه های حتمی ظهور، ص 45 و 222.   [16] . مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 21-22.   [17] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 204. و مشابه آن: ابن بابویه، الإمامة و التبصرة من الحیرة، ص 128. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 649. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 436. کلینی، الکافی، ج 8، ص 310. نعمانی، الغیبۀ، ص 252.   [18] . مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 48-49.   [19] . کلینی، الکافی، ج 8، ص 310. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 305.   [20] . ابن بابویه، الإمامة و التبصرة من الحیرة، ص 128. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 649. لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ص 244. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 203.   [21] . ر.ک: کورانی، الیمانیون قادمون، ص 115-116.   [22] . یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاء ... إِنَّ عَلِیّاً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُون‏. کلینی، الکافی، ج 8، ص 310. صَیْحَةٌ مِنَ السَّمَاءِ بِأَنَّ الْحَقَّ فِیهِ وَ فِی شِیعَتِه‏. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 331. الصَّوْتُ ... وَ بِهِ یُعْرَفُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْر. نعمانی، الغیبۀ، ص 258.   [23] . السُّفْیَانِیُّ یُقَاتِلُ الْقَائِم‏. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 346.   [24] . رَایَةِ الْیَمَانِیِّ هِی‏رَایَةُ هُدًی لِأَنَّهُ یَدْعُو إِلَی صَاحِبِکُم‏. نعمانی، الغیبة، ص 256.   [25] . یا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِینَةِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ لَیسَ یقْتُلُهُ جَیشُ السُّفْیانِی قَالَ لَا وَ لَکِنْ یقْتُلُهُ جَیشُ آلِ بَنِی فُلَانٍ یجِی‏ءُ حَتَّی یدْخُلَ الْمَدِینَةَ فَیأْخُذُ الْغُلَامَ فَیقْتُلُهُ فَإِذَا قَتَلَهُ بَغْیاً وَ عُدْوَاناً وَ ظُلْماً لَا یمْهَلُونَ. کلینی، الکافی، ج 1، ص 337.   [26] . أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِآخِرِ مُلْکِ بَنِی فُلَانٍ ... قَالَ قَتْلُ نَفْسٍ حَرَامٍ فِی یَوْمٍ حَرَامٍ فِی بَلَدٍ حَرَامٍ ... مَا لَهُمْ مُلْکٌ بَعْدَهُ غَیْرَ خَمْسَ عَشْرَةَ لَیْلَةً. نعمانی، الغیبۀ، ص 258.   [27] . وَ یَبْعَثُ السُّفْیَانِیُّ بَعْثاً إِلَی الْمَدِینَةِ فَیَنْفَرُ الْمَهْدِیُّ مِنْهَا إِلَی مَکَّةَ فَیَبْلُغُ أَمِیرَ جَیْشِ السُّفْیَانِیِّ أَنَّ الْمَهْدِیَّ قَدْ خَرَجَ إِلَی مَکَّةَ فَیَبْعَثُ جَیْشاً عَلَی أَثَرِهِ. نعمانی، الغیبۀ، ص 280.   [28] . ِ أَنَّ النَّبِیَّ ذَکَرَ ... وَ یَحُلُّ الْجَیْشُ الثَّانِی بِالْمَدِینَةِ ... ثُمَّ یَخْرُجُونَ مُتَوَجِّهِینَ إِلَی مَکَّةَ حَتَّی إِذَا کَانُوا بِالْبَیْدَاءِ ... یَخْسِفُ اللَّهُ بِهِمْ عِنْدَهَا. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 186.   [29] . إِنَّا وَ آلُ أَبِی سُفْیَانَ أَهْلُ بَیْتَیْنِ تَعَادَیْنَا فِی اللَّهِ قُلْنَا صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا کَذَبَ اللَّهُ قَاتَلَ أَبُو سُفْیَانَ رَسُولَ اللَّهِ وَ قَاتَلَ مُعَاوِیَةُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ قَاتَلَ یَزِیدُ بْنُ مُعَاوِیَةَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ السُّفْیَانِیُّ یُقَاتِلُ الْقَائِم‏. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 346.   [30] . نعمانی، الغیبة، ص 277. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 277.   [31] . ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج 2، ص 524.   [32] . فراهیدی، العین، ج 6، ص 300.   [33] . جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقه الدلالۀ و السلوک، ج 2، ص 307.   [34] . سایت جلال الدین علی الصغیر، اسئله و ردود، سوال 260، لینک.   [35] . سفیانی، مورد حمایت غربی ها است: یُقْبِلُ السُّفْیَانِیُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِی عُنُقِهِ صَلِیبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 463.   [36] . سفیانی، مورد حمایت یهود است: إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا (سورۀ اسراء، آیه 8)، یَعْنِی إِنْ عُدْتُمْ (الیهود) بِالسُّفْیَانِیِّ عُدْنَا بِالْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّد. قمی، تفسیر القمی، ج 2، ص 14. مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 46.   [37] . سفیانی مورد حمایت، خاندان آل فلان حاکم در عربستان است: فَیَبْتَدِرُ الْحَسَنِیُّ إِلَی الْخُرُوجِ فَیَثِبُ عَلَیْهِ أَهْلُ مَکَّةَ فَیَقْتُلُونَهُ وَ یَبْعَثُونَ بِرَأْسِهِ إِلَی الشَّامِیِّ ... وَ یَبْعَثُ الشَّامِیُّ عِنْدَ ذَلِکَ جَیْشاً إِلَی الْمَدِینَة. کلینی، الکافی، ج 8، ص 225. هماهنگی در به شهادت رساندن سید حسنی که نفس زکیه می باشد (ر.ک: آیتی، تاملی در نشانه های حتمی ظهور، ص 234.) به ارتباط عمیق خاندان حاکم در عربستان با حاکم سوریه و منطقه شام در سال ظهور دارد که متعاقب آن، سفیانی، لشکر نظامی را به مدینه اعزام ولی در منطقه بیداء، خسف خواهد شد.   [38] . آیتی، تاملی در نشانه های حتمی ظهور، ص 92.   [39] .  خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ وَ الْخُرَاسَانِیِّ فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِی‏ شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ.‏ نعمانی، الغیبۀ، ص 255. شیخ طوسی، الغیبة، ص446. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 375. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 232 و ص 210.   [40] . آل محسن، أهدی الرایات دراسة فی شخصیة الیمانی، ص 54.   [41] . جلال الدین علی الصغیر، رایۀ الیمانی الموعود اهدی الرایات، ص 60-61.   [42] . کورانی، الیمانیون قادمون، ص 125.   [43] . جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقه الدلالۀ و السلوک، ج 2، ص 307.   [44] . خُرُوجَ‏ السُّفْیَانِیِ‏ مِنَ‏ الشَّام‏ ... ثُمَّ یَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِکَ عَلَی ثَلَاثِ رَایَاتٍ رَایَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَایَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَایَةِ السُّفْیَانِیِّ فَیَلْتَقِی السُّفْیَانِیُّ بِالْأَبْقَعِ فَیَقْتَتِلُونَ فَیَقْتُلُهُ السُّفْیَانِیُّ وَ مَنْ تَبِعَهُ ثُمَّ یَقْتُلُ الْأَصْهَبَ ثُمَّ لَا یَکُونُ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا الْإِقْبَالَ نَحْوَ الْعِرَاق‏. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 327 و 331. نعمانی، الغیبۀ، ص 280. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص237.   [45] . خُرُوجَ‏ السُّفْیَانِیِ‏ مِنَ‏ الشَّام‏. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 327 و 331.   [46] . همچون: زلزله دمشق و خسف جابیه ـ حرستا در سوریه و ... .   [47] . سایت براثانیوز، اسئله مهدویۀ، لینک.   [48] . نعمانی، الغیبۀ، ص 280. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص237.   [49] . شیخ مفید، الاختصاص، ص 255. نعمانی، الغیبۀ، ص 280. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص237.   [50] . نعمانی، الغیبۀ، ص 305. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 216 و 253.   [51] . وَ تُخْسَفُ قَرْیَةٌ مِنْ قُرَی الشَّامِ تُسَمَّی الْجَابِیَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَیْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِیَةِ التُّرْکِ وَ یَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَیُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْکِ حَتَّی یَنْزِلُوا الْجَزِیرَة. نعمانی، الغیبۀ، ص 280. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص237.   [52] . نعمانی، الغیبه، ص302.   [53] . آیتی، تاملی در نشانه های حتمی ظهور، ص 92.   [54] . آل محسن، أهدی الرایات دراسة فی شخصیة الیمانی، ص 54.   [55] . کورانی، الیمانیون قادمون، ص 125. جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقه الدلالۀ و السلوک، ج 2، ص 306-307.   [56] . ر.ک: جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقه الدلالۀ و السلوک، ج 2، ص 306-307. ]]> تاريخ و حماسه Fri, 08 Dec 2017 08:07:39 GMT http://asremrooz.ir/vdcbzfb55rhb5wp.uiur.html تعداد بهاییان ایران در سال ۱۹۷۲ چند نفر بوده است؟ http://asremrooz.ir/vdcg7w9xuak9xu4.rpra.html به گزارش عصر امروز در باب ریشه‌ی یهودی فرقه‌ی ساختگی بهائیت تاکنون مطالب فراوانی منتشر شده است. اما در این میان، اعتراف رسمی و صریح اسناد سفارت آمریکا به ریشه‌ی یهودی بهائیان ایران قابل توجه است. در اسناد به دست آمده از سفارت آمریکا در باره‌ی وضعیت بهائیان در ایران می خوانیم: «بهاییان ایران که از یهودیگری تغییر آیین داده‌اند توسط دولت ایران در اختناق زندگی می کنند. شاید دولت این عمل را به عنوان باج سبیل به ملاها که بهاییگری را به عنوان بدعتی در دین اسلام به شمار می آورند، انجام می دهد و شاید هم به خاطر نسبت دادن فعالیت سیاسی به بهاییهاست.» [۱]  به نوشته یکی از محققان این زمینه: «برخلاف نظر مورخینی چون احمد کسروی و فریدون آدمیت که بابی گری اولیه را جنبشی خودجوش و ناوابسته به قدرت های استعماری می دانند (و علی رغم بدبین بودن نسبت به این فرقه نفوذ استعمار در این فرقه را از زمان انشعاب بابی گری به دو فرقه ازلی و بهایی می دانند)، پژوهش من بر پیوندهای اولیه علی محمد باب و پیروان او با کانون های معینی تاکید دارد که شبکه ای از خاندان های قدرتمند و ثروتمند یهودی در زمره شرکای اصلی آن بودند. این تصویر بابی گری را از اساس و از بدو پیدایش فرقه ای مشابه با دونمه‌های ترکیه و فرانکیست های اروپای شرقی جلوه گر می سازد.» [۲]  علاوه بر ریشه‌ی یهودی داشتن بهائیت ذکر این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است که سفارت آمریکا تصریح دارد که فشار و اختناق علیه بهائیان توسط رژیم پهلوی ساختگی و دروغین است زیرا در همین اسناد در مورد بهائیت مطرح می شود که برجستگان دربار پهلوی بهایی هستند. در اسناد سفارت آمده است: «مذهب بهایی شاید با ۱۰ هزار پیرو در ایران، به طور رسمی در محبوبیت قرار ندارد هر چند که یکی از نزدیکان شاه، دکتر ایادی، مانند سایر برجستگان ایرانی، بهایی است.» [۳] [۱] اسناد لانه ی جاسوسی، کتاب اول، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، صفحه ۳۷۱. [۲] -عبدالله شهبازی، جستارهایی از تاریخ بهایی گری در ایران ، ص ۲۱ [۳] اسناد لانه ی جاسوسی، کتاب اول، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، صفحه ۳۶۵. ]]> تاريخ و حماسه Thu, 07 Dec 2017 06:41:36 GMT http://asremrooz.ir/vdcg7w9xuak9xu4.rpra.html زبان حال شب و روز برای انسان از لسان امام صادق(ع) http://asremrooz.ir/vdcjyte8ouqe8az.fsfu.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) در روز شنبه، 17 ربیع الاول سال 83قمری همزمان با سالروز تولد حضرت رسول ‏اکرم(صلی الله علیه و آله) به دنیا آمدند.  پدر آن حضرت امام باقر(علیه السلام ) و مادرش «ام فروه‏» دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و عده ‏ای گفته ‏اند که نام او فاطمه بود.حضرت امام صادق (علیه السلام) مدت 12 تا 15 سال بنابر اختلاف با امام زین العابدین (علیه السلام) و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت 19 سال با امام باقر(علیه السلام) زندگى كرد و مدت امامت حضرتش 34 سال به طول انجامید كه ویژگی‌ بارز امام صادق علیه‌السلام این است که در گذار دو حکومت پلید، یعنی 18 سال در دوره اموى و 16 سال در دوره عباسى بهترین فعالیت را انجام داده است.عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنی هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.  بدین ترتیب حضرت برای پاسخ به این شبهات کلاسهای درس برپا می کردند که بیش از 4۰۰۰ هزار شاگرد داشته اند که برخی از بزرگانشان بدین قرارند: ابان بن تغلب؛ اسحاق بن  عمارصیرفی کوفی؛ برید بن معاویه بن العجلی؛ ابوحمزه ثمالی؛ حریربن عبدالله سجستانی؛ زرارة بن اعی شیبانی؛ صفوان بن مهران جمال اسدی؛ عمران بن عبدالله سعد اشعری قمی؛ عیسی بن عبدالله سعد اشعری قمی؛ فیض بن مختار الکوفی؛ محمد بن مسلم بن ریاح؛ معاذ بن کثیر؛ مفضل بن عمر؛ جابر بن حیان؛ مالک بن انس ... 8 حدیث ناب از معصوم هشتم امام صادق علیه السلام إنَّ النَّهارَ إذا جاءَ قالَ: یَابْنَ آدَم، أعْجِلْ فى یَوْمِكَ هذا خَیْراً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ عِنْدَ رَبِّكَ یَوْمَ الْقیامَهِ، فَإنّى لَمْ آتِكَ فیما مَضى وَلاآتیكَ فیما بَقِىَ، فَإذا جاءَاللَّیْلُ قالَ مِثْلُ ذلِكَ. فرمود: هنگامى كه روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از كارهاى خیر انجام بده كه من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان كه من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى كه شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت.  یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ أنْ یَكُونَ فیهِ ثَمان خِصال:  وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا یَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا یَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَه.فرمود: سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شكرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد. دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذیّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحمیل ننماید، جسمش خسته; ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند  من ماتَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ عارِفاً بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ كُتِبَ لَهُ بَرائَهٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.فرمود: هركس كه در روز جمعه فوت نماید و از دنیا برود; و عارف به حقّ ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ـ باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد; و نیز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود.  إنَّ الرَّجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاهَ اللَّیْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّیِّىءَ أسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّكینِ فِى اللَّحْمِ.فرمود: چه بسا شخصى به وسیله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تأثیر گناه در ـ روان ـ انسان سریع تر از تأثیر چاقو در گوشت است.  لا تَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّیْحانِ وَ لا بِقَضیْبِ الرُّمانِ، فَإنَّهُما یُهَیِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.فرمود: به وسیله چوب ریحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نكنید، زیرا كه تحریك كننده عوامل مرض جذام و پیسى مى باشد.  تَقْلیمُ الأظْفارِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ یُؤمِنُ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمى، وَ إنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَكِّها حَكّاً. وَ قالَ (علیه السلام): أخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَهِ إلَى الْجُمُعَهِ أمانٌ مِنَ الْجُذامِ.فرمود: كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پیسى و ضعف بینائى چشم خواهد شد و اگر امكان كوتاه كردن آن نباشد سر آن ها را بتراش. و نیز فرمود: كوتاه كردن سبیل در هر جمعه سبب ایمنى از مرض جذام مى شود.  إذا أوَیْتَ إلى فِراشِكَ فَانْظُرْ ماسَلَكْتَ فى بَطْنِكَ، وَ ما كَسَبْتَ فى یَوْمِكَ، وَ اذْكُرْ أنَّكَ مَیِّتٌ، وَ أنَّ لَكَ مَعاداً. فرمود: در آن هنگامى كه وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش كه در آن روز چه نوع خوراكى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى. و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى كسب و تحصیل كرده اى; و در هر حال متوجّه باش كه مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و كردارت ـ حاضر خواهى شد.  إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إثْنَیْ عَشَرَ ألْفَ عالَم، كُلُّ عالَم مِنْهُمْ أكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَموات وَ سَبْعِ أرَضینَ، ما یُرى عالَمٌ مِنْهُمْ أنّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَیْرُهُمْ وَ أنَاالْحُجَّهُ عَلَیْهِمْ. فرمود: همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفریده است كه هر یك از آن ها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد; و من ـ و دیگر ائمّه دوازده گانه ـ از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستیم.  حَدیثٌ فى حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیا وَ ما فیها مِنْ ذَهَب وَفِضَّه.فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احكام دین خدا، از راست گوى مؤمنى دریافت كنى; بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنیا و ثروت هاى آن. ]]> تاريخ و حماسه Wed, 06 Dec 2017 08:48:56 GMT http://asremrooz.ir/vdcjyte8ouqe8az.fsfu.html