سایت تحلیلی خبری عصر امروز - آخرين عناوين تاريخ و حماسه :: rss_full_edition http://asremrooz.ir/history Fri, 17 Feb 2017 15:05:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 {FILE_SERVER_DOMAIN}/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط سایت عصر امروز http://asremrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سایت عصرامروز آزاد است. Fri, 17 Feb 2017 15:05:16 GMT تاريخ و حماسه 60 استدلال عجیب رضاخان برای فرار از نماز خواندن و روزه گرفتن http://asremrooz.ir/vdca0wn6e49noe1.k5k4.html به گزارش عصر امروز تاج‌الملوک آیرملو، همسر دوم رضا شاه و مادر محمدرضا پهلوی در خاطرات خود درباره اعتقادات رضاشاه می‌نویسد: رضا [شاه] اهل نماز و روزه نبود و برای خودش استدلالاتی داشت که با ما در میان می گذاشت. رضا می گفت مگر خدا عرب هست که ما باید روزی ۵ نوبت با او عربی صحبت کنیم؟! روزه هم نمی‌گرفت و می گفت انسان هر وقت گشنه می‌شود باید غذا بخورد والا دچار مریضی خواهد شد!   رضاشاه با چه استدلالی نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گرفت؟اگر چه در این ایام مستخدمین دولت اکثراً روزه می گرفتند، ولی شب‌نشینی و بیداری تا صبح و مجالس قمار به راه بود. در کوچه و بازار هم کسی سیگار نمی‌کشید و روزه خور علنی دیده نمی شد. اجمالاً شهر منظره ماه رمضان داشت، البته دیگر در مسجدها قالیچه‌های جانماز اعیان و اشراف پهن نمی‌شد، زیرا متوجه شده بودند رضا برخلاف قاجارها میل دارد ایران را به درجه ممالک پیشرفته اروپایی برساند و بساط این‌گونه تظاهرات مذهبی را جمع‌آوری نماید. برخلاف اعیان و اشراف و کسبه و تجار و مردم معمولی و طبقات عوام مساجد را پر می‌کردند.  بعدها که حکومت قدرت و قوام زیادتری پیدا کرد اظهار داشت که می‌خواهد جلوی این آخوندبازی‌ها را بگیرد. در اینجا رضا سیاست مخصوصی را به کار بست و دستور داد تا توپ افطار و سحر را بی‌ترتیب و نامنظم درکنند! بی‌ترتیبی در ساعات توپ افطار و سحر به این صورت بود که توپ افطار را نیم ساعت بعد از مغرب و توپ سحر را یکی دو ساعت جلوتر از طلوع فجر می‌انداختند و با این یک تیر دو نشانه زدند! اولاً عامه را که ساعت نداشتند به واسطه درازی ساعات روزه از روزه‌داری بری می‌کردند و ثانیاً اشخاص ساعت‌دار را که بدون توپ هم می‌توانستند موقع خوردن و نخوردن را تشخیص بدهند به توپ افطار و سحر بی‌اعتماد می‌ساختند تا جایی که اکثراً خواستار آن شدند شلیک توپها متوقف و توپها جمع‌آوری شوند![1]  [1]- خاطرات تاج‌الملوک (ملکه پهلوی)، تهران: نشر به‌آفرین، ۱۳۸۰، صفحه ۲۴۱. (برگرفته از کانال تلگرامی آب و آتش) ]]> تاريخ و حماسه Fri, 17 Feb 2017 08:47:41 GMT http://asremrooz.ir/vdca0wn6e49noe1.k5k4.html فرمان امام(ره) علیه نویسنده «آیات شیطانی» ۲۸ ساله شد http://asremrooz.ir/vdci53azut1av32.cbct.html به گزارش عصر امروز، احمد‌ ‌‌‌سلمان‌ رشدی نویسنده‌ای است هندی که در سال 1947 میلادی (خرداد 1326) در بمبئی در خانواده‌ای مسلمان‌ به‌ دنیا‌ آمد و سال‌ها بعد به انگلستان مهاجرت کرد و تبعه این کشور شد.   او در 26 سپتامبر 1988 (چهارم مهر 1367)، کتاب «آیات شیطانی» را توسط مؤسسه پنگوئن انگلستان چاپ کرد. این اثر موهن به ارزش‌های اسلامی، مستقیماً به سفارش «گیلون رینکن» رئیس یهودی یکی از انتشارات زیرجموعه پنگوئن، با دستمزد بی‌سابقه در 547 صفحه نوشته شد. برای نگارش اثر به سلمان رشدی حدود 3 میلیون مارک به‌عنوان حق‌تألیف پرداخت شد که تا پیش از آن به هیچ نویسنده‎ای پرداخت نشده بود.   * حمایت سران غرب از نویسنده موهن   رشدی با نگارش این کتاب بزرگ‌ترین جایزه نقدی انگلستان را در آن زمان (معادل 65 هزار مارک) کسب کرد. این موضوع ثابت کرد دلیل نگارش چنین کتابی فراتر از سرخوردگی شخصی و عقده‌گشایی رشدی است، چنانکه رسانه‎های غرب از جمله اشپیگل و شخصیت‌هایی نظیر مارگارت تاچر (نخست‌وزیر انگلیس) و جرج بوش پدر (رئیس‌جمهور آمریکا) به تجلیل از اثر و حمایت از نویسنده آن پرداختند. دو دهه بعد نیز لقب شوالیه را از ملکه الیزابت دوم دریافت کرد! همچنین پنج سال پس از نگارش این کتاب، با ژاک لانگ (وزیر فرهنگ فرانسه) دیدار و گفت‌وگو کرد.   بعد از انتشار «آیات شیطانی»، دو نفر از‌ نمایندگان مسلمان پارلمان هند به نام‌های سید شهاب‌الدین و خورشید عالم خان به پارلمان و دادگاه‌های‌ ذی‌‌صلاح از اهانت و توهین به مقدسات‌ اسلامی‌ در‌ این‌ کتاب‌ شکایت می‌برند و پس‌ از‌ دادرسی سرانجام طبق مواد بخش یازدهم آئین‌نامه قانونی «رعایت آداب و موازین دینی و فرهنگی» انتشار کتاب آیات‌ شیطانی‌ در‌ سراسر هند ممنوع می‌شود. رشدی در واکنش به این موضوع مدعی شد «هر‌ جامعه‌ متمدنی باید‌ اجازه چاپ چنین کتابی را بدهد و جامعه هند نامتمدن‌تر از جامعه آفریقای جنوبی است!»   در انگلستان‌ هم‌ مقامات‌ ذی‌‌صلاح‌ اسلامی‌ از یک میلیون و پانصد هزار مسلمان انگلستان درخواست می‌کنند که این کتاب را طرد و تقبیح کنند. دکتر زکی بدوی رئیس کالج اسلامی و مدیر «جامعه ائمه جماعت و مساجد‌» این کتاب را حمله مستقیم به اسلام و همانند فیلم «آخرین وسوسه مسیح» در عالم مسیحیت شمرد، و نظرگاه خود و جامعه مزبور را به 382 مسجد در سراسر بریتانیا اعلام کرد.   خورشید‌ احمد‌ و م.مناظر احسان، مدیران «مؤسسه اسلامی» لندن نامه سرگشاده‌ای به مقامات و مسلمانان سراسر جهان نوشته و تأسف عمیق خود را از انتشار این کتاب ابراز داشتند.   * صدور فرمان تاریخی امام   اندکی بعد و در 25 بهمن 1367، اعلامیه تاریخی امام خمینی(ره)‌ درباره سلمان رشدی صادر شد: «بسمه تعالی. انا لله و انا الیه راجعون. به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم، مؤلّف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ شده است، همچنین ناشرین مطلّع‌ از‌ محتوای آن‌ محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا‌ً آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرئت نکند به مقدّسات‌ مسلمین‌ توهین‌ نماید و هرکس در این راه کشته شود، شهید است، ان‌شاء‌الله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلّف ‌‌دارد‌ ولی خود قدرت اعدام ندارد آن را به مردم معرفی نماید تا به‌ جزای‌ اعمالش‌ برسد.» فتوایی که توسط مقام معظم رهبری نیز تأیید شد و همچنان پابرجاست.   حضرت امام (ره) طی اعلامیه خویش، مهدورالدم بودن سلمان رشدی را‌ اعلام‌ کردند و از حکم شرعی قضیه خبر دادند. امام عملکرد مؤلّف کتاب آیات شیطانی را‌ «علیه‌ اسلام‌ و پیامبر و قرآن» می‌دانند و به عنوان یک مسلمان‌ از‌ آنجا که دفاع از حریم اسلام بر هر مسلمانی واجب است، سلمان رشدی‌ را‌ مرتد و مستحق مجازات دانستند.   در‌ فقه‌ اسلامی‌، «ارتداد» ‌عبارت است از: خروج از اسلام، و هر فعلی که به صراحت‌ دین‌ را‌ استهزا و توهین نماید، موجب ارتداد است. بیان سخنی که به روشنی، ضروری دین را‌ منکر‌ گردد‌، موجب ارتداد است. توبه مرتدِ فطری یعنی مرتدی که هنگام تولد، پدر و مادرش یا‌ یکی‌ از آن‌ها مسلمان بوده‌اند پذیرفته نمی‌شود و باید حتماً مجازات شود. پناهندگی و فرار وی‌ از‌ دارالاسلام‌ به دارالحرب مجازات وی را ساقط نمی‌کند.   * تفاوت فتوا با حکم   باید دانست «فتوا» با «حکم» (قضاوت) تفاوت دارد. «فتوا» اظهارنظر در مسائل شرعی به وسیله کسی است که در آن‌ها صاحب‌نظر است اما «حکم» به معنای داوری کردن بین مردم و حل و فصل اختلافات است.   در قضیه سلمان رشدی، حضرت‌ امام‌(ره‌) حکم شرعی و فتوای خویش را بیان کردند. قطعاً ایشان در مقام قضا نبودند؛ زیرا مخاطب‌ خود‌ را «مسلمانان سراسر جهان» قرار داده‌اند. ایشان در مقام یک مرجع تقلید و مفتی، به خاطر دفاع از حریم اسلام‌، مبادرت‌ به این عمل نمودند و برداشت فقهی و علمی خویش را به جهان ارائه‌ داده‌اند‌.   اگر‌ حضرت‌ امام‌(ره) به استناد قوانین جزایی ایران‌ و یا‌ اصول حاکم بر حقوق جزای بین‌الملل و به عنوان رئیس حکومت اسلامی ایران‌، حکم‌ به اعدام سلمان رشدی می‌دادند، از‌ نقطه نظر حقوقی، قابل‌ توجیه‌ نبود؛ اما حال که ایشان‌ به‌ عنوان‌ یک مفتی، فتوای‌ شرعی‌ خود را اعلام کردند و مستندات‌ و ادلّه‌ قوی فقهی نظر ایشان را تأیید می‌کنند، هیچ تعارضی با اصول حاکم بر حقوق‌ جزای‌ بین‌الملل پیدا نمی‌کند.   عدم آشنایی غربی‌ها‌ با‌ تأسیس فقهی‌ «فتوا‌» مانع‌ درک ساده این مسئله‌ توسط آن‌هاست و به همین دلیل، آن‌ها عملکرد ایشان را نمی‌پذیرند و مسئله را صرفاً از دیدگاه‌ خویش‌ با تکیه بر اصول حاکم بر‌ جزای‌ بین‌الملل‌ عرفی‌ تحلیل‌ می‌نمایند. در نتیجه‌، عملکرد‌ ایشان را خارج از صلاحیت قانونی حکومت ایران می‌دانند.   ]]> تاريخ و حماسه Mon, 13 Feb 2017 10:58:30 GMT http://asremrooz.ir/vdci53azut1av32.cbct.html چشم فرو بندید تا فاطمه(س) عبور کند! http://asremrooz.ir/vdcdzn0fxyt0j96.2a2y.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز سخن گفتن از شخصیتى که داراى عظمتى ویژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانیت داشته است، عشق و عجز را به همراه خود‌می‌آورد. زنان مطرح در قرآن، هریک شاخص‌هاى ویژه‌اى داشته‌اند و فاطمه (سلام الله علیها)، خود به تنهایى همه آن شاخص‌ها را با خود به همراه دارد.بنا بر این گزارش امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ ى زهراء (سلام الله علیها) در پیشگاه خداوند "9" اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.  و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(سلام الله علیها) مى‏ کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(سلام الله علیها) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.  چرا فاطمه (سلام الله علیها)  حضرت فاطمه‏ ى زهرا (سلام الله علیها) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏ باشد. این نام را پیامبر اکرم(صلی و علیه وآله) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.  رسول خدا (صلی و علیه وآله) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه(سلام الله علیها) به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.منقبت حضرت زهرا (سلام الله علیها) از دید اهل سنت منابع حدیثی اهل سنت به ذکر روایات فراوانی از نبی مکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله در فضایل و مناقب حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها پرداخته اند که بیشمار می باشد و ما در زیر چند روایت از آن را به مناسبت سالروز شهادت مظلومانه آن حضرت نقل می نماییم.  1. إذا كانَ يَوْمُ القيامَةِ نادى مُنادٍ: يا أَهْلَ الجَمْعِ، غُضُّوا أَبْصارَكُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة (كنز العمّال ج 13 ص 91 و 93) روز قیامت منادی به اجتماع کنندگان در صحرای محشر اعلام می کند: چشم فرو بندید تا فاطمه عبور کند.    2. كُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة، (منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97) من هر گاه مشتاق به بوی بهشت می شدم، گردن فاطمه را می بوییدم.  3.حَسْبُك مِنْ نساءِالعالَميَن أَرْبَع: مَرْيمَ وَآسيَة وَخَديجَة وَفاطِمَة، (مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171) چهار زن برای شما (به عنوان الگو و بزرگی) کافی است: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.  4.يا عَلِي هذا جبريلُ، يُخْبِرنِي أَنَّ اللّهَ زَوَّجَك فاطِمَة، (مناقب الإمام علي من الرياض النضرة: ص 141) ای علی! جبرییل اکنون در پیشگاه من خبر می دهد که خداوند فاطمه را به همسری تو در آورده است.  5. ما رَضِيْتُ حَتّى رَضِيَتْ فاطِمَة، (مناقب الإمام علي لابن المغازلي: ص 342) تا فاطمه خشنود نمی شد من نیز خشنود نمی شدم.  6.يا عَلِيّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُزَوِّجَكَ فاطِمَة، (الصواعق المحرقة باب 11 ص 142)ای علی! خداوند به من فرمان داده است تا فاطمه را به همسری تو در آورم.   7.إِنّ اللّهَ زَوَّجَ عَليّاً مِنْ فاطِمَة، (الصواعق المحرقة ص 173)خداوند فاطمه را به همسری علی در آورد.   8.كُلُّ بَنِي أُمّ يَنْتَمونَ إِلى عُصْبَةٍ، إِلاّ وُلدَ فاطِمَة، (الصواعق المحرقة ص 156 و 187) فرزندان هر مادری به خانواده پدری شان منسوب می شوند مگر فرزندان فاطمه (که به پیامبر منسوب می شوند.)  9.كُلِّ بَنِي أُنثى عصْبَتُهم لأَبيهِمْ ماخَلا وُلْد فاطِمَة، (كنز العمّال ج 13ص101) فرزندان هر زنی به دودمان پدری شان منسوب می شوند مگر فرزندان فاطمه (که به پیامبر منسوب می شوند.)   10.أَحَبُّ أَهْلِي إِليَّ فاطِمَة، (الجامع الصغير ج 1 ح 203 ص 37) محبوب ترین عضو خانواده ام فاطمه است.   11.خَيْرُ نِساءِ العالَمين أَرْبَع: مَرْيَم وَ آسية وَ خَدِيجَة وَ فاطِمَة،  (الجامع الصغير ج 1 ح 4112 ص 469) بهترین زنان عالم چهار تن اند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.   12.سيّدَةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة، (صحيح البخاري، كتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة) برترین زنان بهشت فاطمه است. ]]> تاريخ و حماسه Fri, 10 Feb 2017 15:26:48 GMT http://asremrooz.ir/vdcdzn0fxyt0j96.2a2y.html ناگفته‌های «رئیس زندان قصر» در زمان پهلوی http://asremrooz.ir/vdcgxy9q7ak97q4.rpra.html به گزارش عصر امروز، زندان، واژه‌ای است که هیچ‌کس آن را دوست ندارد. نامش حس غربت می‌آورد. حس تنهایی. خاطرات تلخی هم دارد. به‌خصوص اگر تاریخ دوران پهلوی را بخواهد روایت کند. آن زمان است که تلخی و زهرش بیشتر خود را نشان می‌دهد. روزهایی که زندانی‌های سیاسی به جرم ظلم ستیزی و بیزاری از رژیم شاهنشاهی، بهترین روزهای عمرشان را در سلول‌های تنگ و تاریک سپری می‌کردند.   از هرکدام از مبارزان انقلابی بپرسی، لحظه‌های عذاب‌آورش را خوب به یاد دارند و برایت تعریف می‌کنند که چه رنج‌هایی را متحمل شده‌اند. اما یکی از کسانی که خاطرات این زندان را ثانیه به ثانیه در گنجینه خاطراتش دارد،  «اصغر کورنگی» رئیس سابق زندان قصر است. دوران خدمتش در آنجا به سال‌های 1344 تا 1349 برمی‌گردد. کسی که برای زندانی‌هایش برادری می‌کرد.   از افراد خطاکار و مجرم انسان‌هایی ساخت که هر کدام‌شان مهره‌ای شدند برای‌‌ آبادانی و سرفرازی کشور. با زندانی‌های سیاسی هم مهربان بود. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله ‌طالقانی، حبیب عسکراولادی، شهید مهدی عراقی، آیت‌الله ‌محمد کاظم موسوی بجنوردی و ده‌ها انقلابی دیگر که اگر می‌شد از آنها درباره کورنگی پرسید درباره وارستگی و خدماتش ساعت‌ها حرف می‌زدند. اما افسوس که خیلی از این مبارزان چهره در نقاب خاک گرفته‌اند. تیمسار کورنگی خاطرات زیادی برای گفتن دارد. پس از مدت‌ها پیگیری، مهمان خانه‌اش می‌شویم تا اتفاقات تلخ و شیرین آن دوران را برایمان بازگو کند و سپس با هم راهی زندانی می‌شویم که امروز، باغ‌موزه قصر شده است.  ریاست زندان قصر دفترها را یکی یکی ورق می‌زند. خط خوشی دارد. با سیلقه هم نوشته است. آنها را پیش رویم قرار می‌دهد و می‌رود که آلبوم‌های عکسش را بیاورد. دیوارهای خانه و تیرک سقف چوبی است. گوشه اتاقش میز کوچکی است و روی آن سماور قدیمی قرار دارد و تعداد زیادی استکان کمر باریک با نظم خاصی کنار هم چیده شده است. عکس فرزندانش هم به دیوار نصب شده است. انگار عمر 88 ساله‌اش در این اتاق خلاصه می‌شود. با آلبوم‌ها برمی‌گردد و انبوهی از عکس‌های قدیمی را با خودش می‌آورد. یکی یکی‌شان را برمی‌دارد و درباره‌شان توضیح می‌دهد. با هرکدام از عکس‌ها گویی خود را در آن زمان احساس می‌کند. یکی از عکس‌های ماکت زندان قصر را نشان می‌دهد و مربوط به دورانی می‌شود که او ریاست زندان قصر را برعهده داشته است. سال 1344 تا 1349.   می‌گوید: «سال تولدم 1307 است. سال 1327 وارد دانشکده افسری شدم. سال 1334 فارغ‌التحصیل شدم. سال 1343 هم مدرک کارشناسی ارشد حقوق جزا را اخذ کردم. سال 1343 بود که به‌عنوان رئیس زندان قصر به آنجا رفتم، وضع اسفباری داشت. بیشتر به مخروبه می‌ماند. زندان شماره یک زمان رضا شاه ساخته شده بود و نیاز به بازسازی داشت. 300 نفر در یک‌بند زندگی می‌کردند. برای آنها 4 سرویس بهداشتی تعبیه شده بود و زندانی‌ها صبح باید ساعتی را در صف منتظر می‌ماندند. سریع دست به کار شدم و شروع به نوسازی زندان کردم. بوی بد فاضلاب آزار‌دهنده بود. کلی نامه‌نگاری کردم و توانستم تحولی در زندان ایجاد کنم.»   تیمسار کورنگی در بدو ورودش کارگاه‌های خیاطی، نجاری، جوراب‌بافی، قالیبافی و تراشکاری را راه‌اندازی کرد با این هدف که زندانی‌ها بعد از آزادی‌شان بتوانند کسب و‌کاری ایجاد کنند و درآمدی به دست بیاورند. او ادامه می‌دهد: «2 مدرسه در زندان راه‌اندازی کردم تا سطح فکری و علمی زندانی‌ها بالا برود. یک مدرسه تا کلاس ششم ابتدایی آموزش می‌داد و یک مدرسه هم برای یاد دادن زبان انگلیسی به‌صورت صوتی و تصویری در نظر گرفته شده بود. وقتی زندانی قدرت درکش بالا برود دست به خطا نمی‌زند. این کار جواب داد و بازتاب خوبی هم داشت.» خدمات تیسمار کورنگی به این موارد بسنده نمی‌شود.   او مسجدی را هم در زندان می‌سازد تا مکانی برای تطهیر وجودی زندانی‌ها باشد. می‌گوید: «وقتی مسجد ساخته شد، پدرم یک قالی به آنجا هدیه کرد. برای اینکه مسجد رنگ و لعابی داشته باشد، از چند کاشیکار اصفهانی هم دعوت کردم برای ساخت گنبد به اینجا بیایند.»  بوسه بر دست آیت‌الله ‌طالقانی با هم به سوی پنجره رو به حیاط می‌رویم. با دست به نقطه‌ای اشاره می‌کند. می‌گوید: «آنجا منزل آیت‌الله ‌طالقانی بود. با هم همسایه بودیم. مرد دوست‌داشتنی که نمونه‌اش را کمتر دیده‌ام. حتی وقتی می‌خواستم با همسرم به مکه بروم برای حساب و کتاب خمس نزد او رفتیم.» ماجرای اینکه یک روز تیمسار جلو همه زندانی‌ها دست آیت‌الله ‌طالقانی را بوسیده را از خودش می‌پرسم. پاسخ می‌دهد: «بله این کار را کردم و افتخار هم می‌کنم. حالات روحانی آقای طالقانی طوری بود که ناخودآگاه جذبش می‌شدی. همین که او را دیدم دستش را بوسیدم. دوستش داشتم. مرد وارسته و والایی بود. من ارتباط صمیمی با آیت‌الله ‌طالقانی داشتم.»   بعد هم ادامه می‌دهد: «یکی از پیشامدهایی که برای زندانی‌ها اتفاق می‌افتاد، این بود که اغلب‌شان احساس پوچی می‌کردند و مبتلا به افسردگی می‌شدند برای اینکه خودشان را پیدا کنند و مسیر درست را انتخاب کنند کتاب «شما خیلی بهتر از آن هستید که خیال می‌کنید.» نوشته جان دیویی را از پشت بلندگو می‌خواندم. صدا در همه زندان‌ها پخش می‌شد و به تبع سیاسی‌ها هم گوش می‌کردند. آیت‌الله ‌طالقانی کارم را تأیید کرد و گفت خوب است ادامه دهید.» بازداشت رئیس زندان کورنگی برای رفاه زندانی‌ها به‌خصوص سیاسی‌ها خیلی تلاش کرده است. این را همه مبارزانی که دوره ریاست او در زندان قصر بوده‌اند خوب می‌دانند. حمایت او تا جایی پیش رفت که منجر به بازداشت خودش شد و 29 روز را در انفرادی به سر برد. باقی ماجرا را از زبان خودش بشنویم: «برخی از مبارزان را به زندان برازجان فرستاده بودند. آنجا فضای بدی داشت و گرمایش طاقت‌فرسا بود. آدم‌های تحصیل کرده‌ای بودند و درست نمی‌دیدم که آنجا باشند. نامه‌ای به رئیس شهربانی نوشتم و درخواست کردم این زندانی‌ها به تهران بیایند.   46 نفری می‌شدند. در این حین عده‌ای سنگ‌اندازی کردند که اگر اینها به تهران بیایند همه چیز را به هم می‌ریزند. گفتند جا برای اسکان آنها نداریم. گفتم زندان شماره 4 قصر جا دارد، فقط تعمیر می‌خواهد. آنجا را خیلی زود آماده کردیم. قبل از اینکه زندانی‌ها منتقل شوند نیروهای اطلاعات مستقر شدند و یک اتاق اختیار کردند. داخل هر سلول هم میکروفن کار گذاشتند. افسر اطلاعات موظف بود هر روز 8 نوار عوض کرده و 8 نوار قبلی را به دست مافوقش در سازمان اطلاعات برساند. آن شب زندانی‌ها را آورند. آنهایی که با هم مأنوس بودند به‌صورت گروهی به سلول‌ها رفتند. مخفیانه به آنها گفتم مراقب باشید در سلول‌ها میکروفن کار گذاشته‌اند.   آنها هم دریغ نکردند و تا آخر شب همه میکروفن‌ها را قطع کردند. فردای آن روز وقتی افسر اطلاعات نوارها را گوش داد فقط صدای سرفه یا خنده بود.» مأموران اطلاعات به تیمسار کورنگی شک می‌کنند و احتمال می‌دهند او در این کار دستی داشته باشد. برای همین هم مأموری از شهربانی می‌آید و او را با خود می‌برد.   ادامه ماجرا را این‌گونه تعریف می‌کند: «29 روز در سلول انفرادی من را بازداشت کردند. در سلولم فقط یک تخت سربازی بود و غذا هم مثل دیگر زندانی‌ها می‌خوردم. مرتب از من بازجویی می‌کردند که چطور زندانی‌ها به وجود میکروفن پی برده‌اند. تیمسار مبصر و تیمسار ناصر مقدم که رئیس امنیت داخلی کشور بود می‌دانستند که من مذهبی هستم. سرانجام مقدم گفت که یک سال است تلفن کورنگی کنترل است. رابطه سیاسی ندارد اما رابطه عاطفی دارد. وقتی به نتیجه‌ای نرسیدند گفتند وسایلت را جمع کن و برو. خلاصه به خیر گذشت.» ]]> تاريخ و حماسه Mon, 06 Feb 2017 09:54:43 GMT http://asremrooz.ir/vdcgxy9q7ak97q4.rpra.html چرا امام رابطه با اسرائیل و آفریقای جنوبی را رد می‌کرد؟ http://asremrooz.ir/vdcdfn0f9yt0jf6.2a2y.html به گزارش عصر امروز، مدل مبارزاتی امام خمینی به عنوان رهبر و معمار انقلاب اسلامی بر چند محور اصلی قرار داشت. استکبارستیزی و مخالفت با رژیمهای غاصب یکی از محورهای اصلی این مدل بود که در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب از اهمیت بیشتری برخوردار گردید. از جمله آنکه، امام طی این سالها بارها رژیم اسرائیل و نیز آفریقای جنوبی را مورد انتقاد قرار داده و مسلمانان را به مبارزه و قیام علیه آنها فراخواندند. علل مخالفت امام با این حکومتها، ناشی از ماهیت این حکومتها و نیز دلایل خاص دیگری بود که در این نوشته به تشریح آن پرداخته می شود.   مبارزات امام در سالهای نزدیک به انقلاب  سالهای 56 و 57 را می توان اوج مبارزات سیاسی امام دانست. ایشان در این سالها ضمن شدت بخشیدن بر مبارزات خود علیه رژیم پهلوی، در بعد فراملی نیز مردم و مسلمانان را به مبارزه علیه رژیمهای نامشروعی چون اسرائیل نیز دعوت نمودند که به تعبیر برخی از علما، با «انترناسیونالیسم اسلامی» در بعد فراملی پیوند داشت و چهره ای از آرمانهای امام و انقلاب را ترسیم می نمود. نمود این مبارزات را می توان به خوبی در بینش نظری و عملی امام مشاهده نمود که برخاسته از غاصب دانستن این رژیم و سایر رژیمهای مشابه بود.   اسرائیل، غاصب سرزمین مسلمانان  امام رژیم اسرائیل را رژیمی غاصب می دانست و بارها در سخنان خود تأکید داشت که «اسرائیل غاصب سرزمینهای برادران ماست...»1 امام به خوبی از جریان موجودیت یافتن اسرائیل آگاه بوده و می-دانست که این رژیم با توسل به قدرتهای استعماری و زور تأسیس گردیده است. در واقع از نظر حقوقی و سیاسی اسرائیل رژیم نامشروعی است که به کمک کشورهای انگلیس و آمریکا و با غصب سرزمین فلسطین اعلام موجودیت نمود. چنانچه در یک مورد آشکار و بنا بر آمار موجود، به‌رغم آنکه انگلستان طی تعهدات متعدد از جمله «کتاب سفید» خود را ملزم به برابری دو نژاد عرب و یهود دانسته بود؛ اما طی دهه 30 میلادی «دروازه های فلسطین را بر روی مهاجران باز کرد و این موضوع باعث شد تعداد مهاجران یهودی در سال 1935 به 15 برابر تعداد آنها در 1931 افزایش یابد.»2     پس از آن آمریکا نیز به کمک صهیونیستها شتافت و در نهایت «بن گوریون مقام نخست وزیری و وزارت دفاع را بر عهده گرفت و در 14 مه 1948، حکومت موقت، استقلال و تأسیس کشور اسرائیل را اعلام کرد.»3 این در حالی است که فلسطین از نظر تاریخی متعلق به فلسطینیان بوده و اعلام موجودیت در این سرزمین از طریق غصب سرزمین اعراب فلسطین و نارضایتی آنها صورت عینی یافت. از همین رو امام معتقد بودند اسرائیل زاییده طبیعی تعامل میان دول استعماری شرق و غرب است. به باور امام حکومتهای استعماری با ایجاد اسرائیل، دست به استثمار و تقسیم جهان اسلام زدند و به آن کمک می‌کنند.   اسرائیل دشمن مسلمانان و بشریت    علاوه بر این امام اسرائیل را دشمن مسلمانان و بشریت می دانستند. برای ثبات این نکته می‌بایست بر این  مسئله اشاره کرد که اسرائیل در زمان تأسیس، آشکارا به اقداماتی چون کشتار مسلمانان  اعم از اعدام، قتل عام و تجاوز به عنف استفاده کرده است. چنانچه به عنوان نمونه جنگ شش روزه در مجموع ۴۳۰ هزار نفر از ساکنان مناطق تازه اشغال شده مجبور شدند در طول سال ۱۹۶۷ از خانه‌ها‌ی خود فرار کنند.4 بعد از این جنگ، اسرائیل تخریب و کشتار جدیدی از فلسطینیان را آغاز نمود. علاوه بر این اسرائیل طی کشتارهای متعددی چون خان یونس، السموع و...تعداد بیشماری از فلسطینیان بیگناه را به قتل رساند.    حمایت اسرائیل از رژیمهای غاصبی چون پهلوی  از دیگر علل نقد امام به اسرائیل می توان به حمایت این کشور از رژیم پهلوی و کمک به آن در کشتار مردم اشاره نمود که بارها مورد اعتراض امام و سایر علما قرار گرفت. امام در این رابطه می فرمایند:    «... و حال که ملت ایران در زیر چکمه دژخیمان شاه و در حصار تانکها و توپها و مسلسلهایی است که از سربازان اسرائیلی در خیابانهای تهران برای کشتار ملت بی‌دفاع ایران از آنها کمک گرفته، با ملت مظلوم ما هم صدا شوید.»5 رابطه ایران و اسرائیل رسماً بعد از کودتای 1332 آغاز گردید. هر چند پیش از آن اسرائیل توانسته بود شناسایی خود را «با پرداخت مبلغ 400000 دلار به ساعد مراغه ای به دست آورد.»6   اما طی سالها و دهه های بعد روابط دو کشور بدون توجه به احساسات مذهبی و ملی مردم، با شدت و حجم بیشتری در زمینه های نظامی و اقتصادی ادامه می یابد و ایران به تحلیل فرد هالیدی تبدیل به بزرگترین فروشنده نفت به اسرائیل می گردد. در مقابل اسرائیل نیز با تقویت روابط نظامی، به فروش و ارسال تجهیزات نظامی مبادرت می کند.   چنانچه بسیاری از فرماندهان و نظامیان که در سرکوب مردم نقش اساسی داشتند، عمدتاً در اسرائیل آموزش دیده بودند. «با توجه به آماری که مطبوعات اروپایی در سال 1356 انتشار دادند، حدود پانزده هزار نظامی ایرانی مشغول آموزش در اسرائیل بودند و تقریباً تمام فرماندهان عالیرتبه ارتش ایران به اسرائیل سفر کردند.»7 همچنین اسرائیل یکی از کشورهای مهم در آموزش نیروهای ساواک بود.       بسیاری از فرماندهان و نظامیان که در سرکوب مردم نقش اساسی داشتند، عمدتاً در اسرائیل آموزش دیده بودند. «با توجه به آماری که مطبوعات اروپایی در سال 1356 انتشار دادند، حدود پانزده هزار نظامی ایرانی مشغول آموزش در اسرائیل بودند و تقریباً تمام فرماندهان عالیرتبه ارتش ایران به اسرائیل سفر کردند.»   توسعه طلبی اسرائیل  ‏‏ امام معتقد بود اسرائیل بنابر ماهیت استعماگرانه و غاصبانه خود تنها به فلسطین بسنده نخواهد کرد، بلکه اگر مسلمانان در برابر این کشور مبارزه نکنند، به سرنوشت فلسطین و لبنان دچار خواهند شد. به باور امام اگر کشورهای مسلمان «مسامحه کنند خوف آن است که خدای نخواسته این جریان در‏‎ ‎‏سایر کشورهای مشابه عمل شود.»8 این بخش از سخنان امام بعد از حمله اسرائیل به لبنان طی عملیاتی معروف به «عملیات لیطانی» خطاب به مسلمانان ایراد گردید. طی این عملیات، اسرائیل با حمله به لبنان در 14 مارس 1978، بخشهایی از جنوب این کشور را به مدت چند ماه تصرف کرد.      اسرائیل در انجام این عملیات از پشتیبانی کشورهایی چون فرانسه، آمریکا و انگلیس نیز برخوردار بود.  امام ماهیت اسرائیل را استعمارگرانه دانسته و معتقد بود ریشه استعمار و ناآرامیهای منطقه به اسرائیل بازمی گردد و «تنها راه حل این است که برادران فلسطینی هرچه زودتر این ماده فساد را نابود گردانند و ریشه استعمار را در منطقه قطع کنند، تا آرامش به منطقه بازگردد.»9 با توجه به این دلایل، امام اسرائیل را کشوری غاصب دانسته و معتقد بود «هیچ گونه رابطه‌ای بین ایران و یک مشت غاصب وجود ندارد.»10 از این رو در همان سالها یعنی پیش از پیروزی انقلاب، به تحریم رابطه با این کشور پرداختند. البته امام حساب صهیونیستها را از یهودیان جدا دانسته و یهودیان را ملتی‏‎ ‎‏می دانست مثل سایر ملل که زندگی آنها انجام می گیرد و تصرفی به آنها‏‎ ‎‏نیست.   آفریقای جنوبی  بجز اسرائیل آفریقای جنوبی نیز از دیگر رژیمهای مورد انتقاد در اندیشه امام بود. امام در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر رابطه با آفریقای جنوبی فرمودند: «حساب آفریقای جنوبی هم معلوم است؛ رژیم نژادپرستی که به هیچ وجه به هیچ یک از ارزشهای انسانی ارج نمی‌نهد و اصولاً رژیمی است سفاک و جنایتکار.»11 آفریقای جنوبی در زمره کشورهایی بود که دولت آن با سیاستهای نژادی باعث ایجاد تبعیض در میان مردم گشته بود.   اقداماتی که در نهایت باعث شد تا  در سال ۱۹۴۸ با به قدرت رسیدن حزب ملی، آپارتاید، به قانون رسمی کشور تبدیل گردد12 و تا دهه 90 میلادی نیز ادامه یابد. حزب ملی با قبضه قدرت و دادن آزادی و امکانات بیشتر به سفیدپوستان، باعث محرومیت بسیاری از سیاهپوستان و در نتیجه رفتارهای ضدانسانی گشته بود. از این رو امام ضمن انتقاد از رژیم نژادپرستانه آفریقای جنوبی، رابطه با این کشور را نیز محکوم و اعلام نمود آفریقای جنوبی تا زمانی که به این وضعیت خاتمه ندهد، ما با او رابطه‌‌ای نمی‌توانیم برقرار کنیم و نفت هم به او نخواهیم داد.   نتیجه گیری  در ارزیابی نهایی پیرامون مواضع و دیدگاههای امام در رابطه با رژیمهای غاصبی چون اسرائیل و آفریقای جنوبی مشخص گردید که امام با تعریف خاص از این حکومتها، سیاست استکبارستیزی را بخش مهمی از محور مبارزاتی خود می دانست. در واقع مسئله فلسطین یکی از مهمترین دغدغه‌های مهم امام پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود. ایشان با اطمینان از پیروزی انقلاب، موضوع فلسطین و براندازی اسرائیل را از مسائل کلیدی بعد از تشکیل حکومت می دانست.   از این رو در سطح فراملی، توجه مسلمانان را به مبارزه علیه رژیمهای غاصبی چون اسرائیل فراخوانده و بر همبستگی مسلمانان در مبارزه با استبداد و استعمار تأکید داشتند. این موضوع علاوه بر آنکه ایران را به کانون الهام ‌بخش مسلمانان آزادی‌خواه لبنان، فلسطین و سایر کشورها تبدیل نمود، با القای اندیشه قیام و مبارزه تا سقوط نهایی حکومت غاصب و تشکیل حکومت مطلوب، تأثیر زیادی در شکل-گیری مبارزات مسلمانان و جنبشهای آزادی بخش علیه حکومتهای غاصب داشته است.     1.صحیفه امام. جلد 5 ص 349، 15 /10/ 1357.   2.حمید احمدی، ریشه­ های بحران در خاورمیانه، تهران، انتشارات کیهان، 1377. چاپ دوم. ص 212.   3.همان. ص 243.   4.گرگ فیلو، سلاح پاک: روایتی تطبیقی از اشغال فلسطین، تهران، روایت فتح. 1387، ص 49.   5.صحیفه امام، جلد ۳، ص  ۴۷۷، 28/6/ ۱۳۵۷.   6.علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایرن، 1320- 1357، تهرا، نشر قومس، 1384، چاپ ششم، ص 410.   7. همان، ص 416.   8. صحیفه امام. جلد ۳، ص  ۳۵۸/ 2 / 1 / 1357.   9. همان، جلد ۵، صفحه ۱۷۶.   10. همان، جلد، 5 ص 340.     11. همان، جلد 5، ص 397،  ۱۸ دی ۱۳۵۷.   12.داریوش آشوری، دانشنامه سیاسی (فرهنگ و اصطلاحات و مکتب‌های سیاسی)، تهران، مروارید، 1379، چاپ ششم، ص 321.   ]]> تاريخ و حماسه Mon, 06 Feb 2017 08:06:23 GMT http://asremrooz.ir/vdcdfn0f9yt0jf6.2a2y.html ۱۳ شهید و یک مفقودالاثر خوزستانی حاصل آزادسازی نبل و الزهرا http://asremrooz.ir/vdcc44qs12bq4m8.ala2.html به گزارش عصر امروز، احمدرضا حاجتی عصر امروز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: امروز گرامیداشت و سالگرد برای جمعی از جوانان برومند خوزستان در عرصه نبرد با تکفیری در سرزمین بی بی حضرت زینب است و به پاس تقدیر و تشکر از خانواده شهدای آزادسازی دو شهر شیعه نشینی که چهار سال در محاصره تکفیری ها بودند آب و برق نداشتند و با خمپاره شهر را می زدند و چهار سال دفاع کردند، حضور پیدا کردیم.  وی افزود: شهرهای نبل و الزهرا در چنین ایامی به دست جوانان، بسیجیان و سپاهیان حضرت ولیعصر (عج) استان خوزستان آزاد شد. در این عملیات آزادسازی ۱۳ شهید و یک مفقودالاثر حاج حسین سعاد فرمانده عزیز را تقدیم کردیم.  معاون اجرایی سپاه حضرت ولیعصر (عج) خوزستان تصریح کرد: امروز گرامیداشت یاد این شهدا و مفقودالاثر است و خانواده های آنها نیز به نوبه خود در شهر و محلاتشان برنامه سالگرد را برگزار می کنند.  حاجتی ادامه داد: امروز به پاس تشکر از مادرانی است که فرزندان خود را در این راه تقدیم کردند، یادواره را برگزار کردیم.  وی بیان کرد: در این ایام افتخار می کنیم که خوزستان نقشی در آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا داشته است.  معاون اجرایی سپاه حضرت ولیعصر (عج) خوزستان یادآور شد: امروز مهمان ویژه یادواره سرلشگر جعفری بود ولی شرایط جوی تهران باعث هواپیمای سردار جعفری توان پرواز نداشته باشد.  حاجتی در پایان اضافه کرد: مردم خوزستان شجاع و ولایتمدار هستند؛ بنابراین انتظار داریم که وقتی آنها انقلاب خود را دوست دارد مسئولان نیز مشکلات آنها را برطرف و افتخار کنیم که مردم عزیز و صبوری داریم. ]]> تاريخ و حماسه Fri, 03 Feb 2017 06:16:44 GMT http://asremrooz.ir/vdcc44qs12bq4m8.ala2.html ماجرای توسل یک اهل سنت به حضرت زینب(س) http://asremrooz.ir/vdcbwwb85rhbwzp.uiur.html به گزارش عصر امروز، حضرت زینب سلام‌الله علیها در پنجم ماه جمادی الاولی سال پنجم و یا ششم هجری یعنی دو یا سه سال پس از ولادت برادر بزرگوارش امام حسین(ع) در شهر مدینه دیده به جهان گشود، ایشان سومین ثمره پیوند فرخنده امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بود، کنیه آن حضرت. ام کلثوم و ام الحسن بوده است.  القاب حضرت زینب(س)  عقیله (عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین، عقیلة النساء، عقیله قریش)، زینب کبری، صدیقه صغری، عالمه غیر معلمه، عارفه، عامله، شریکة الحسین، شجاعة، محبوبه مصطفی، زاهده، باکیه.  حضرت زینب کبری(س) در سال هفدهم هجری با پسر عموی خود، عبدالله بن جعفر بن ابی طالب ازدواج کرد و ثمره این ازدواج چهار یا پنج فرزند به نام‌های محمد، جعفر، عون، علی و ام کلثوم بود که دو تن از فرزندان آن حضرت به نام‌های «عون » و «محمد» در رکاب دایی گرامی‌شان امام حسین(ع) شهید شدند.  حضرت زینب(س) در طول سال‌های زندگی خود با حوادث و مصیبت‌های بسیار تلخی رو به رو شد تا آنجا که به «ام المصائب» شهرت یافت.  فضایل و مناقب حضرت زینب(س)  زینب کبری دارای فضایل و مناقب بسیاری بود، برخی از القاب آن حضرت خود گویای فضیلت‌های بی‌شمار آن بانوی بزرگوار است. تا آنجا که یکی از بزرگان در این باره می‌گوید: فضائل و برتری‌های حضرت زینب و خصلت‌های جلالت قدر و علم و عمل و عصمت و عفت و نورانیت و روشنایی و شرف و زیبایی‌اش همچون مادرش زهرا علیها السلام است.  مقام علمی  یکی از فضایل و خصایص حضرت زینب (س) مقام علمی اوست، ایشان زنی دانشمند، سخن‌ور، فصیح و بلیغ و نائب خاص امام حسین(ع) در بیان حلال و حرام الهی بود و روایت است که در اسارت هنگامی که امام سجاد(ع) بیمار بودند مردم در حلال و حرام به زینب (س) مراجعه می کردند و او هم پاسخ آنان را می‌داد.  امام صادق(ع) برای جواز چاک دادن گریبان در مصیبت فقدان پدر و برادر و... به فعل و عمل زینب(س) در جریان کربلا استناد می‌کند. امام سجاد(ع) نیز در خطاب به عقیله بنی‌هاشم می‌فرماید:  «یا عمه انت بحمد الله عالمه غیر معلمه وفهمه غیر مفهمه »؛ عمه جان تو بحمدالله عالمه‌ای هستی بدون این که معلم داشته باشی و تو فهمیده‌ای هستی بی آن که کسی مطالب را به تو یاد داده باشد. بر این اساس حضرت زینب کبری(س) علم و دانش خود را از طریق دیدن استاد و معلم به دست نیاورده، بلکه از جانب خدای تعالی به آن حضرت اعطاء شده است.  هوش و ذکاوت  صاحب کتاب «اساور من ذهب» درباره حافظه و ذکاوت حضرت زینب(س) چنین مى‌نویسد:  در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوى بزرگوار همین بس که خطبه طولانى و بلندى را که حضرت صدیقه کبرى فاطمه زهرا(س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین(ع) و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب(س) روایت فرموده است.  و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر مى‌کند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل مى‌نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه(س) را از حضرت زینب(س) روایت کرده و مى‌گوید: «حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»  دقت کنیم که حضرت زینب(س) با اینکه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء که محتوى معارف اسلامى و فسلفه احکام و مطالب زیادى است را با یک مرتبه شنیدن حفظ کرده، و خود یکى از راویان این خطبه بلیغه و غراء بود.  کرامات حضرت زینب(س) به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهم‌السلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اکرم(ص) افرادى هستند که در نزد خداوند متعال رتبه و منزلت رفیع و والایى دارند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشکلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل(ع) که حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به برکت توسل به آن حضرت مشکلاتشان حل شده و به حوائج و خواسته‌هاى خویش نائل شده‌اند. حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاک است که توسل به آن حضرت براى حل مشکلات بزرگ بسیار تجربه شده است و کرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.  به عنوان مثال شبلنجى یکى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مى‌نویسد:  شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در کتابش مشارق الانوار مى‌گوید در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشکلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نورانی) حضرت زینب(س) متوسل شدم و قصیده‌اى در مدح آن حضرت سرودم که مطلع آن چنین بود:  آلِ طاها لَکُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواکُمْ بِما لَکُمْ آلآء  و خدا به برکت آن بانوى گرامى مشکل مرا حل کرد.  امام زمان(ع) و مصیبت حضرت زینب(س)  مرحوم شیخ ملاسلطان علی تبریزی که از جمله عابدان و زاهدان بود در عالم رؤیا خدمت امام زمان(عج) رسید و عرض کرد: آیا این که فرمودید: «فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما» صحیح است؟ فرمود: آری، صحیح است.  عرض کردم: آن کدام مصیبت است که به جای اشک، خون گریه می کردید؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟ حضرت فرمود: اگر علی اکبر هم بود، در این مصیبت خون می‌گریست.  پرسیدم آیا مصیبت حضرت عباس است؟ حضرت فرمود: اگر عباس هم بود، در این مصیبت خون می‌گریست.  سؤال کردم آیا مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام است؟ حضرت فرمود: اگر سیدالشهدا(ع) هم بود، در این مصیبت خون می‌گریست. سؤال کردم پس کدام مصیبت است؟ حضرت فرمود: مصیبت اسیری زینب(س). ]]> تاريخ و حماسه Fri, 03 Feb 2017 06:12:21 GMT http://asremrooz.ir/vdcbwwb85rhbwzp.uiur.html صبر از روى تو خجل است یا زینب(س) http://asremrooz.ir/vdcb0wb8arhbwzp.uiur.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت قمری زینب کبری علیهاالسلام دختر امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهما در مدینه منوره دیده به جهان گشود.حضرتش در پنج ‏سالگى دو داغ و مصیبت بزرگ دید. ایشان ابتدا در غم فراق رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سپس مادر گرامی خود نشست و از همان دوران طفولیت ‏با غم و مصیبت آشنا گردید. لذا اینجاست که آقا و سرورش حضرت ابی عبدالله علیه السلام در وصفش چنین گفت: « لقد عجبت من صبرك ملائكه السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» لذا حضرت زینب سلام الله علیها در دوران عمر با بركت ‏خویش، مشكلات و رنج‏هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، مخصوصا در ماجراى پر درد كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است. اما تنها صبر و ایثار حضرتش زبانزد نیست بلکه عفت و پاكدامنى، که برازنده‏ ترین زینت زنان، و گران قیمت‏ ترین گوهر زنان است در جلوی حضرتش زانو زده است زیرا حضرت زینب علیهاالسلام درس عفت را به خوبى از مكتب پدر آموخته بود. و چه گواهی بهتر برای عفت و پاکدامنی این بانوی گرامی که جدش خاتم پیامبران صلى الله علیه و آله است که زینب از خمیره ذات او آفریده شده است. زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «وُلْدُ فاطِمَةَ فَانَا وَ لِیُّهُم وَ عُصبَتُهُم، و هُم خُلِقُوا مِن طِینَتِى...»؛ «فرزندان فاطمه (حسن، حسین، زینب، و امّ کلثوم) که من ولى و سرپرست نَسَبى آن ها هستم، از طینت و خمیره ذات من آفریده شده اند...»  بنابراین زینب علیهاالسلام ژِن رسول خدا را در خود دارد و او وارث خاتم پیامبران مى باشد و شخصیت و پاکدامنی و عفت او از خمیر مایه وجود رسول اللّه صلى الله علیه و آله ریشه گرفته است.و اینجاست که محمد غالب شافعى، یكى از نویسندگان مصرى در شان و پاکدامنی حضرتش چنین گفته است: "یكى از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهر، كه داراى روحى بزرگ و مقام تقوا و آیینه تمام نماى مقام رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب، دختر على بن ابى طالب - كرم الله وجهه - است كه به نحو كامل او را تربیت كرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود، به حدى كه در فصاحت و بلاغت یكى از آیات بزرگ الهى گردید و در حلم و كرم و بینایى و بصیرت در تدبیر كارها در میان خاندان بنى هاشم و بلكه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع كرده بود." ]]> تاريخ و حماسه Thu, 02 Feb 2017 16:43:27 GMT http://asremrooz.ir/vdcb0wb8arhbwzp.uiur.html خاطرات راننده بلیزر امام از فرودگاه تا بهشت زهرا http://asremrooz.ir/vdcdoj0ffyt0jo6.2a2y.html به گزارش عصر امروز، یادم است صبح 12 بهمن سوار بلیزر شدم تا به فرودگاه بروم، به اولین کسی که برخوردم مقام معظم رهبری بودند. تا مرا دیدند گفتند: «تو اینجا هم زرنگی کردی و رانندگی امام را خودت بر عهده گرفتی.» عرض کردم: آقایان بر عهده من گذاشتند. گفتند: «قدر آن را بدان، مأموریت گران‌قیمتی است.»   محسن رفیق‌دوست این جملات را در کتاب «برای تاریخ می‌گویم» بیان کرده است. او خاطرات خود از سال‌های 57 تا 68 را بیان کرده که بعضی از آن‌ها به شدت خواندنی است.   در ادامه، بخشی از خاطرات او از روز ورود امام خمینی به کشور را مرور می‌کنیم.   ماشین بلیزر معروف را چه کسی آورد و چه سرنوشتی پیدا کرد؟   بلیزر مال یکی از رفقا به نام علی مجمع‌الصنایع از بچه‌های خوب حزب‌الهی بود. شهید بروجردی مرا با ایشان آشنا کرد. ایشان در سال 1378 به رحمت خدا رفت؛ فردی بی‌سرو‌صدا و متدین و مقلد امام بود و ما با اینکه او را می‌شناختیم، بعد از اینکه از دنیا رفت بیشتر شناختیمیش.   در سال 1388 یعنی 10 سال بعد از فوت آقای مجمع‌الصنایع، در یکی از دانشگاه‌های تهران برای ایشان مراسم بزرگداشتی گرفتند و مرا هم دعوت کردند. چند نفر از کسانی که در آن دانشگاه به مدارج دکتری و مهندسی رسیده بودند، می‌گفتند اگر ایشان وسیله تحصیل ما را فراهم نمی‌کرد، ما امروز دکتر و مهندس نبودیم.   بازاری بود؟   کارخانه‌ای کوچک به نام جی.ام.پارت داشت که قطعات کاسه‌نمد ماشین را می‌ساخت. یک طبقه‌اش را خودش می‌نشست و در طبقات دیگر همیشه یکی از بچه‌های انقلاب سکونت داشت. بعدها وزارت صنایع سنگین به ایشان بی‌مهری کرد و مشکلات مالی پیدا کرد و حتی بلیزر را به خاطر نیاز مالی فروخت. ایشان مخارج ضد گلوله کردن ماشین را هم خودش داده بود؛ به تمام معنا مخلص بود.   ماشین بلیزر از اینکه در بهشت‌زهرا(س) از کار افتاد چه سرنوشتی پیدا کرد؟   ماشین را مرتضی حسینی، که همراه من بود، به مدرسه رفاه منتقل کرد. یک ماهی دست خود من بود. دو ـ سه ماهی هم آن را به یک روحانی به نام حمیدزاده دادم و زیر پای او بود. تا اینکه ماشین را گرفتم و تحویل خود آقای مجمع‌الصنایع دادم. بعد مطلع شدم که ایشان این ماشین را فروخته است.   کسی به دنبال این نبود که آن خودروی تاریخی را برای آینده نگهداری کند؟   اصلاً کسی در این فکرها نبود. بعد از رحلت حضرت امام که مؤسسه حفظ آثار امام تأسیس شد، هرچه دنبال آن بلیزر گشتیم پیدایش نکردیم. بعد از آقای مجمع‌الصنایع دو دست خرید و فروش شده بود، ولی خریدار سوم را پیدا نکردیم و نیروی انتظامی و راهنمایی رانندگی به جایی نرسیدند. البته، الان بلیزری را در مجموعه مرقد مطهر نگهداری می‌کنند که خیلی شبیه همان بلیزر است، ولی آن ماشین نیست.   بعد از اینکه به مدرسه رفاه برگشتید، به چه کاری مشغول شدید؟   ما از بهشت‌زهرا یک راست به مدرسه رفاه برگشتیم. ساعت 10:30 شب بود که امام به مدرسه رفاه تشریف آوردند. بین پاگرد طبقه اول و دوم ایستادند و از عده‌ای که در کریدور ایستاده بودیم، تشکر کردند و به اتاقشان رفتند. من آن شب خیلی خسته بودم و بعد از نماز صبح چرتی زدم. وقتی از خواب بیدار شدم، گفتند: امام با آقای مطهری به مدرسه علوی رفته‌اند.   ما قبل از ورود امام به ایران، به فکر آماده کردن فضایی برای ملاقات مردم با ایشان بودیم. فضای مدرسه رفاه کافی نبود. مرحوم مطهری گفت: اینجا برای این کار مناسب نیست و کوچه ها برای اینکه مردم از یک در بیایند و از در دیگر خارج شوند، گنجایش ندارد. با آقای مطهری به مدرسه علوی رفتیم.   این مدرسه چسبیده به مدرسه رفاه بود که یک در ورودی در خیابان ایران و یک در خروجی به کوچه‌ای داشت که در دیگر مدرسه رفاه هم به آن کوچه باز می‌شد. مردم به راحتی می‌توانستند از یک در ارد شوند، امام را زیارت کنند و از در دیگر خارج شوند تا گروه دیگر مردم داخل شوند. لذا مدرسه علوی را در نظر گرفتیم. البته، ما قبلاً برای کارهای استقبال، مدرسه علوی را از مسئولان مدرسه گرفته بودیم و گروه تبلیغاتمان در آنجا کارهای پلاکاردنویس را انجام می‌داد. قرار شد امام در دفتر مدرسه که مشرف به حیاط بود بایستند و مردم با ایشان دیدار و بیعت کنند.   خانواده امام کجا بودند؟   خانواده امام آنجا نبودند. منزل دیگری مستقر بودند که من از آن بی‌اطلاعم. فقط حاج احمد آقا پیش امام بود.   خانواده با پرواز امام آمده بودند؟   نه، با پرواز دیگری آمدند. از خانواده امام فقط احمد آقا در آن پرواز بود.   برنامه دیدار چطور بود؟   از صبح 13 بهمن مردم هجوم آوردند و کل خیابان ایران و خیابان‌های فرعی پر از جمعیت شد. روز اول زن و مرد با هم تجمع کرده بودند که اداره‌اش خیلی مشکل بود. اما از روز بعد قرار شد صبح‌ها آقایان و بعد از ظهرها خانم‌ها بیایند. روز اولی که خانم‌ها آمدند، حدود دویست نفرشان زیر دست و پا ماندند و بیهوش شدند.   انتظامات در اختیار مردها بود و هر لحظه یکی از خانم‌ها روی دست مردها به بیرون برده می‌شد. روز دوم چهارصد نفر و روز سوم هشتصد نفر از خانم‌ها غش کردند. این مشکل را با اعضای شورای انقلاب در میان گذاشتیم. ایشان خدمت امام عرض کردند چنین وضعیتی است و اگر شما موافقید دیدار خانم‌ها را متوقف کنیم.   امام فرموده بود: «شما فکر می‌کنید اعلامیه‌های من با سخنرانی‌های شما شاه را بیرون کرد؟ شاه را همین بانوان بیرون کردند! چرا می‌خواهید ملاقاتشان را قطع کنید؟ بروید وسایل آسایششان را فراهم کنید.»   بعد از فرمان امام، عده زیادی از خانم‌های آشنایان را دعوت کردیم که انتظامات خانم‌ها را اداره کنند. ]]> تاريخ و حماسه Tue, 31 Jan 2017 06:26:43 GMT http://asremrooz.ir/vdcdoj0ffyt0jo6.2a2y.html 3 وظیفه مهم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج) http://asremrooz.ir/vdcjyoeviuqeoyz.fsfu.html به گزارش عصر امروز، آیت‌الله نجم‌الدین طبسی استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم با اشاره به اعتقاد همه انسان‌ها به وجود منجی آخرالزمان(عج) گفت: همه مظلومان عالم، هرچند ممکن است بیانشان با هم متفاوت باشد اما آنچه که در ته دلشان دارند همان منجی است و انتظار ظهور امام زمان علیه‌السلام را دارند.  وی با بیان اینکه پیروان مکتب اهل بیت (ع) انس،‌ تعلق‌خاطر، علاقه و ارتباط بیشتری به امام زمان و اهل بیت رسول‌الله (ص) دارند، اظهار داشت: فرهنگ ما فرهنگ ارتباط با اهل بیت (ع) بوده و منشأ همه زیارت‌ها، توسل‌ها و مجالس روضه و جشن‌های اهل بیت (ع‌) در میان شیعیان، متعلق به اهل بیت (ع) است و یا اینکه این امور، اسباب تعلق بیشتر به اهل بیت(ع) می‌شود از همین رو وظیفه بیشتری هم نسبت به سایر انسان‌ها در خصوص حضرت حجت(عج) دارند؛ هر که در این بزم، مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند.  استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم تصریح کرد: منتظران واقعی ظهور حضرت مهدی(عج) باید سختی‌ها را متحمل شده، جا نزنند، عقب‌نشینی نکنند،‌با یک تشر یا تهدید دشمن با یک شبهه پراکنی دشمن هرگز جا خالی نمی‌کنند، این وظیفه ما در دوران ظهور است دورانی که گوش شنوا برای شنیدن حق و حقیقت کمتر است.  وی ادامه داد: دوران غیبت امام زمان(ع) دورانی است که طبق روایات بیان کرده‌اند: نه بزرگ به کوچک رحم می‌کند نه کوچک به بزرگ، در چنین دورانی که حکومت‌ها، سردمداران ظالم به خیال خودشان اداره جهان را به دست دارند در چنین دورانی است که پیروان مکتب اهل بیت (ع) است که در اقلیت هستند این اقلیت در هجمه سنگین ادیان دیگر قرار دارند اما خداوند متعال در قرآن کریم، بشارتی به این گروه اقلیت داده است «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ گروه‌های کمی بودند که به اذن خداوند بر عده بسیار پیروز شدند.  آیت‌الله طبسی با اشاره به وظایف منتظران در دوران غیبت، عنوان کرد: وظیفه اول پیروان مکتب اهل بیت (ع) این است که هرگز به خودشان روح یأس و ناامیدی را راه ندهند؛ خوشبختانه ما اکنون از امنیت خوبی برخوردار هستیم هر کسی اگر بخواهد که نگاه چپ به استقلال کشورمان بیندازد چشمانشان را از حدقه بیرون می‌آوریم و کسی جرأت توطئه‌چینی علیه ما را ندارد اما به هر حال نباید شیعیانی که در کشورهای دیگر هستند احساس کنند که دنیا به آخر رسیده است بلکه وظیفه ما در این است که محکم بایستیم و با اطمینان خاطر در راستای هدفمان گام برداریم و بدانیم که این‌ها یک جولانی بیش نیست.  وی خاطرنشان کرد: بالأخره این حاکمیت‌ها و این ظلم و جنایتِ جنایتکاران، ایامی کوتاه پایدار نخواهد ماند اما دولت، همان دولت آقا امام زمان (عج) است که قطعاً تشکیل خواهد شد حتی اگر یک روز هم از عمر دنیا باقی مانده باشد آن حکومت تشکیل خواهد شد لذا این روح امید باید همیشه در مردم وجود داشته باشد.  این استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم ابراز داشت: وظیفه دوم منتظران ظهور حضرت مهدی(عج) این است که تلاش کنیم جامعه را آنچنان که امام زمان(ع) می‌پسندد بار بیاوریم، جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است ما از خودمان شروع کنیم خودمان جوری حرکت کنیم، رفتارمان، کردارمان، وضعیت لباس پوشیدنمان، خوراک و وضعیت اداره‌هایمان، برخورد با خانواده و با همسایه و در هر کجا هستیم طوری رفتار کنیم که مهدی‌پسند باشد و در واقع مردم را با رفتار، عمل و گفتارمان به سوی فرهنگ مهدوی جذب کنیم.  وی با بیان اینکه آقا امام زمان (عج) مأموریتی که از جانب خداوند عزوجل به ایشان واگذار شده، احیای سنت رسول‌الله (ص) و احیای تعالیم قرآن است، گفت: ما هم اگر می‌‌خواهیم جامعه‌ای باشیم، انسان‌هایی باشیم که امام زمان گوشه چشمی به ما نظر کند باید ما هم در این مسیر گام برداریم، یعنی  اینکه تعالیم و سنت رسول‌الله(ص) که در روایات گوناگون به دست ما رسیده است ابتدا خودمان با این سنت آشنا شویم و به آنها عمل کنیم سپس به تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی بپردازیم. ]]> تاريخ و حماسه Fri, 27 Jan 2017 07:28:48 GMT http://asremrooz.ir/vdcjyoeviuqeoyz.fsfu.html