۱
توصيه به ديگران
۰
سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۲
رسوایی خناسان در انتشار فیلم خبرگان
اگر به این فیلم که ضد انقلاب با هدف تخریب چهره و جایگاه رهبری منتشر کرده است ، با نگاه منصفانه نگریسته شود، اوج متانت، بزرگ منشی و خلوص نیت رهبر معظم انقلاب به تصویر کشیده شده است.
رسوایی خناسان در انتشار فیلم خبرگان
Share/Save/Bookmark
به گزارش عصر امروز روز یکشنبه هفته جاری فیلمی19 دقیقه ای از جلسه مجلس خبرگان رهبری در 14 خرداد 1368 پس از ارتحال حضرت امام(ره) ، در خروجی  بی بی سی و برخی شبکه های خبری منتشر شد که با مصاحبه ای که بی بی سی با فردی بنام "شاهد علوی" انجام داد، این شخص منشا انتشار این فیلم از جلسه فوق العاده خبرگان معرفی شد.

در این فیلم ، بدون اشاره به جلسه دوم خبرگان پس از همه پرسی بازنگری قانون اساسی که مردم با 97 درصد آرا مجددا به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای مثبت دادند و بدنبال آن ،در 15 مرداد 1368 در جلسه دوم خبرگان پس از ارتحال حضرت امام(ره)، حضرت آیت الله خامنه ای ( مد ظله العالی )  با 6 رای بیشتر نسبت به جلسه 14 خرداد جایگاه رهبری نظام و ولایت خود را تثبیت نمودند.

در این فیلم که در شرایط حاضر کاملا هدفمند و با شیطنت منتشر شده است با دروغ و تقطیع بخشی از رخدادهای سال 68 و القاء اینکه رهبری ایشان بر اساس جلسه 14 خرداد موقت بوده است، با حذف جلسه 15 مرداد خبرگان پس از همه پرسی بازنگری قانون اساسی و رای به رهبری مقام معظم رهبری برای همیشه نه موقت، دشمن در صدد ایجاد شبهه جدید در جامعه است.

چرا که با فرو کش کردن فتنه اغتشاش گران و شکست از پروژه براندازی نظام، دشمن بدنبال انتقام گیری از ملت ایران است و با این اقدام بار دیگر نوک پیکان حمله خود را متوجه رهبری انقلاب کرده است و همانگونه که "گری سیک "با شکست در فتنه کوی دانشگاه در سال 78 گفته بود؛ "باید ششلول های خود را به سمت رهبری نشانه بگیریم "، با شکست اخیری که متحمل شد، در صدد انتقام گیری از رهبری و ملت ایران است. این در حالی است که اگر به این فیلم که ضد انقلاب با هدف تخریب چهره و جایگاه رهبری منتشر کرده است، با نگاه منصفانه نگریسته شود، اوج متانت، بزرگ منشی و خلوص نیت رهبر معظم انقلاب به تصویر کشیده شده است. از این رو بخشی از اتفاقات و شرایطی که منجر به انتخاب شایسته معظم له گردید در این یادداشت پرداخته می شود تا پاسخی باشد به یاوه گویی و شیطنت سیاسی خناسانی که می خواهند غبار بر چهره چنین شخصیت و جایگاه رفیعی بنشانند.

 
********

 
ماه‌های آغازین سال 68 در حالی شروع شد که اگرچه ماجرای جنگ، تقریبا تمام شده بود، اما همچنان کشور، از تحرک جریان‌های معاند داخلی و خارجی، در وضعیت نامناسبی قرار داشت. بیماری امام خمینی و بستری شدن ایشان در بیمارستان نیز، نیروهای انقلاب را نگران آینده‌ی انقلاب اسلامی کرده بود. اینکه وضعیت کشور و انقلاب، بعد از امام چه خواهد شد؟ اینکه چه کسی می‌تواند خلاء ناشی از فقدان امام را پر کند و امثالهم، سؤالاتی بود که فکر نیروهای انقلاب را به خود مشغول کرده بود.

 
چرا امام دستور بازنگری در قانون اساسی را دادند؟

 
از طرف دیگر، بعد از ده سال، تجربه‌ی حکومتداری، حالا کم‌کم، مشکلات ساختار نظام سیاسی نوپای جمهوری اسلامی، خود را نشان داده بود و امام و نیروهای انقلاب را برای بازنگری در آن به فکر انداخته بود. برای مثال، مسأله‌ی رهبری، یکی از آن موضوعاتی بود که درباره‌ی آن نگرانی‌های جدی‌ای وجود داشت. از یک‌سو، قابلیت تداوم شرط مرجعیت، به‌عنوان یکی از شروط رهبری، انتخاب رهبر بعدی را با مشکلاتی مواجه می‌ساخت (مخصوصا آنکه مسأله‌ی قائم‌مقامی مرحوم منتظری، چشم‌انداز روشنی برای این‌که مرجع دیگری بتواند رهبری سیاسی جامعه را بر عهده بگیرد، مبهم ساخته بود) و از سویی دیگر، شورایی دیدن رهبری در قانون اساسی فعلی نیز با توجه به عملکرد ناموفق مدیریت شورایی در کشور (مثلا در قوه‌ی قضائیه) مورد انتقاداتی جدی بود.

 
یا در قوه‌ی مجریه نیز ناهماهنگی بین وظایف رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر (هم در دوران شهید رجایی، و هم در دوران آیت‌الله خامنه‌ای)، موجب بروز نارضایتی در بین مسئولین و سیاسیون شده بود.

 
بر همین اساس، امام خمینی، در چهارم اردیبهشت‌ماه 1368، در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت ایران، دستور بازنگری در برخی از بخش‌های قانون اساسی را صادر کردند. ایشان در نامه‌ی خود چنین نوشته بودند: «از آنجا که پس از کسب ده سال