توصيه به ديگران
۱
سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۱۶
آیا پان ترکیسم هویت ایرانی را تهدید می کند؟
نکته ای که در ابتدا باید بگوییم این است که ایران کشوری کثیر القوم می باشد و این وضعیت را ما از همان تمدن ایران هخامنشی، که نخستین تمدن بزرگ و دامنه دار تاریخ و سر آغاز تاریخ ایران است، به وضوح شاهدیم. بنابراین طبیعی است که آنها حق داشته باشند با زبان قومی خود با خانواده و خویشاوندان و همسایگان و هر کس دیگری که به زبان آنها تکلم می کند به زبان قومی خود تکلم کنند.
آیا پان ترکیسم هویت ایرانی را تهدید می کند؟
Share/Save/Bookmark
به گزارش سرویس فرهنگ وجامعه عصر امروز متاسفانه در سالهای اخیر از جانب برخی پان قومیتها دست به فعالیتهای گسترده ای علیه زبان فارسی که مهمترین رکن هویت ایرانی است زده اند در ادامه می کوشیم به برخی از ادعاهای آنها پاسخ می دهیم.

نکته دیگری که در ابتدا باید بگوییم این است که ایران کشوری کثیر القوم می باشد و این وضعیت را ما از همان تمدن ایران هخامنشی، که نخستین تمدن بزرگ و دامنه دار تاریخ و سر آغاز تاریخ ایران است، به وضوح شاهدیم. بنابراین طبیعی است که آنها حق داشته باشند با زبان قومی خود با خانواده و خویشاوندان و همسایگان و هر کس دیگری که به زبان آنها تکلم می کند به زبان قومی خود تکلم کنند. اما باید به این نکته بسیار اساسی توجه داشت که زبان فارسی یگانه زبان رسمی و ملی همه ایرانیان می باشد و تنها پل ارتباطی اقوام متعدد و مختلف ایران زمین با یکدیگر می باشد. براستی اگر بنا باشد هر قومی زبان خود را در مدارس آموزش ببیند و با آن زبان بزرگ شود، دیگر چه چیزی می تواند عامل پیوند او با اقوام دیگر باشد؟ و اصلا چه وجه مشترکی موجب می شود تا ما همه ایشان را ایرانی بدانیم و بنامیم؟

اگر قرار باشد هر قومی در مدارسش به زبان قومیش آموزش ببیند آیا این چیزی جز تضعیف وجه شباهت و عامل همبستگی همه ایرانیان و تقویت عامل جدایی و وجه تفاوت ایشان خواهد بود؟ در این صورت چه وجه شباهتی یک بلوچ را به یک ترک و یا یک عرب را به یک کرد پیوند می دهد و موجب می شود تا همه آنها ایرانی شمرده شوند؟ آیا این مقدمه ای نخواهد بود بر تجزیه و تکه تکه شدن کشور عزیزمان؟ جالب است که عده ای می گویند دولت و حکومت باید زبان های قومی یا به اصطلاح مادری هر قوم و قبیله را آموزش دهد نه زبان ملی را. در حالیکه وظیفه حکومت و دولت آموزش زبان ملی است نه قبیلگی یا مادری و این وظیفه همان قوم و قبیله و مادران است که زبان خود را آموزش دهند و نه زبان ملی را (گرچه زبان قبیلگی و مادری نیازی هم به آموزش ندارد و هر فردی به طور طبیعی آن را می آموزد).
 
به هر روی به نظر می رسد زبان فارسی تنها رابط و وسیله اتصال اقوام ایرانی با یکدیگر و در واقع زبان میانجی است و چنین مقامی را هیچ چیز دیگر، باز تاکید می کنیم هیچ چیز دیگر، ندارد. حتی دین و مذهب نیز در ایران ما دارای تنوع و تعدد است و حداقل چهار دین در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است که هر کدام از ادیان و به ویژه دین رسمی یعنی اسلام حداقل دارای دو مذهب شیعه اثنی عشری و تسنن است. بنابراین ما حتی از دین و مذهب هم نمی توانیم توقع مرکز ثقل و نقطه اتصال اقوام ایرانی بودن را داشته باشیم و این مقام در درجه اول مختص به زبان فارسی و در درجه بعدی به دین مبین اسلام و مذهب تشیع اختصاص دارد. 

در همین رابطه مطلب مهم دیگری که وجود دارد این است که ما ایرانیان از معدود ملت هایی هستیم که دچار گسست تاریخی چشمگیری نشدیم و تقریبا دارای پیوستگی تاریخی با اجداد و نیاکان خود، به ویژه اجداد هخامنشی خود هستیم، و تنها چیزی که ما را به آن متصل می کند چیزی جز زبان گرانمایه پارسی نیست. متاسفانه عده ای پان قومیت های بی هویت که در برابر زبان غنی فارسی احساس حقارت و حسادت می کنند زبان فارسی را لهجه 33 زبان عربی می شمرند در حالیکه هر ابلهی می داند لهجه های یک زبان زمانی لهجه حساب می شوند که قابل فهم برای هم باشند حال آنکه هیچ فارسی زبانی با آنکه سالها در مدارس آموزش زبان عربی می بیند و نماز و قرآن عربی می خواند سخن عرب زبانها را در نمی یابد و عربها نیز همچنین و بعلاوه آنکه زبان فارسی جزو زبانهای هندو اروپایی است و عربی جزو زبانهای سامی. به این پان قومیت های بی اصل و نسب باید این مطلب را بگوییم تا از حسد و حقارت بمیرند که زبان فارسی زبان اولین امپراطوری جهان و بزرگترین امپراطوری جهان باستان است که به قول هگل تاریخ با آن شروع می شود و نیز زبان فارسی جزو 10 زبان برتر جهان از نظر تعداد واژگان (لغت نامه 50 جلدی دهخدا در جهان کم نظیر است) و جزو 3 زبان برتر جهان از نظر ضرب المثل (امثال و حکم 4 جلدی دهخدا در جهان کم تر همتایی دارد).

همچنین زبان فارسی دومین زبان جهان بعد از زبان یونانی است که متن فلسفی دارد (پاولوس پارسی در زمان انوشیروان به تالیف و شرح برخی آثار یونانی به زبان پهلوی دست می زند و روشن است که اهمیت فلسفه داشتن برای یک تمدن چقدر زیاد است). ضمنا زبان فارسی جزو 4 زبان کلاسیک جهان است. (در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، چهار زبان یعنی یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایه تعریف، زبانی کلاسیک به شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد؛ در نشست برلین زبان شناسان پذیرفتند که ادبیات فارسی در قرون وسطی در صدر و پیشگاه ادبيات ديگر ملت‌‌ها بوده و ايران در آن سده‌ها بيش از هر ملت ديگري سراينده، نويسنده و انديشمند (حکیم یا فيلسوف) داشته‌ است. همچنین در نشست‌هاي سال‌هاي 1922 و 1936، جايگاه زبان فارسي، به عنوان یک زبان كلاسيك هند و اروپايي بار ديگر تاييد شد).

از نظر تعداد گویشوران هم اگر نبود خیانت و جنایت انگلیس خبیث در فارسی زدایی از شبه قاره هند و بخصوص پاکستان (که عمران خان نخست وزیر پاکستان به این جنایت انگلستان اذعان کرد) و اگر چنان بود که هنوز پاکستان که بیش از 200 میلیون جمعیت دارد به زبان فارسی سخن می گفتند زبان فارسی پنجمین زبان پر گویشور جهان محسوب می شد گرچه همین الآن هم بنا به نقل موسسه کریستال سیزدهمین زبان پر کاربرد جهان و در مرتبه ای بالاتر از زبان ترکی قرار دارد. (البته مقامات کشور ما باید برای تدریس زبان فارسی در تمامی مقاطع تحصیلی پاکستان و قرار دادن زبان فارسی به عنوان یکی از زبان های رسمی این کشور از هیچ کوششی فروگذار نکنند و اگر لازم باشد سرکیسه را شل کنند و حتی گاز ارزان قیمت به این کشور دهند و یا همانند زمان شاه کمک مالی به این کشور بکنند تا زبان فارسی مجددا به عنوان زبان رسمی این کشور پر جمعیت که ششمین کشور پر جمعیت جهان است قرار بگیرد و راه برای ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان رسمی سازمان ملل هموار شود. ان شاء الله ). 

به هر روی ما ایرانیان در طی بیش از دو هزار و پانصد سال حداقل دو بار دین خود را عوض کردیم ولی به تصریح همه زبان شناسان زبان ما، با همه تغییراتی که کرده، در ادامه و دنباله زبان اجداد باستانیمان محسوب می شود و این بزرگترین افتخار ماست که مانند ملتهایی حتی ملتهایی به کهنی مصر زبان خود را از دست ندادیم و یا مانند مردم آناتولی، زبان خود را از دست ندادیم و ترک زبان نشدیم. اگر چه این افتخار تمام نیست زیرا برای مثال نواحی بین النهرین که زمانی فارس زبان بودند و پایتخت تاریخی ایران یعنی تیسفون در آنجا قرار داشت متاسفانه استحاله شدند و یا نواحی مثل مرو و سمرقند و بخارا و فرغانه و خوارزم و بسیاری از جاهای دیگر که زمانی یا فارس زبان و یا ایرانی زبان بودند در فرهنگ مهاجم و متجاوز ترک استحاله شدند و ترک زبان شدند. اما خوشبختانه کانون اصلی زبان فارسی، یعنی ایران فعلی و نواحی مهمی از افغانستان و تاجیکستان، به همت بزرگانی چون رودکی و فردوسی و سعدی و ناصر خسرو و مولوی و ... و نیز عواملی دیگر از استحاله در فرهنگ های مهاجم، حداقل تا به حال، در امان ماندند. (ایکاش مسئولان ایران، حاکمان تاجیکستان را مجاب می کردند تا رسم الخط خود را از سیریلیک روسی به فارسی برگردانند تا امکان مفاهمه بیشتر شود. این کاری است که کشورهای ترک زبان کردند و رسم الخط خود را یکی کردند ولی کشورهای فارسی زبان از اهمیت آن غافلند). 

اما متاسفانه در سالهای اخیر برخی از اقوام، به ویژه پان ترکها، با زیاده خواهی های خود موجبات تهدید این یگانه عامل پیوند ایرانیان با یکدیگر و تنها عامل پیوند با پیشینیانشان شدند. پان ترکها با انجام کارهایی چون نامه نوشتن به رییس جمهور (متاسفانه جناب رییس جمهور در زمان تبلیغات ریاست جمهوری برای دستیابی به یک مسند دنیایی کم ارزش، وعده هایی خلاف مصلحت ایران به اقوام داد و حالا باید چوبش را فرهنگ و هویت ایرانی ما بخورد. ایکاش در قانون اساسی این ماده قرار گیرد که : \" کلیه نامزدهای مقامات انتخابی کشور، اعم از ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، نمایندگی مجلس خبرگان در تبلیغات انتخاباتی خود وعده و شعاری ندهند که بر خلاف اصول اساسی اسلام، قانون اساسی، منافع ملی و تمامیت سرزمینی و اصالت ایرانی باشد و اگر نامزدی چنین وعده ای یا شعاری مطرح کرد، پس از سه بار تذکر اگر از عمل خود بازنگشت با تشکیل جلسه فوق العاده ای توسط شورای نگهبان صلاحیت او مورد بررسی مجدد قرار می گیرد و در صورت لزوم از نامزدی آن سمت کنار گذاشته شود).

به هر روی برخی از ریاست جمهوری تقاضای رسمی شدن زبان ترکی در ایران و نیز تدریس به زبان ترکی و نیز تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی؛ کرده اند و باید با اندوه بگوییم که می خواهند از این راه به شکستن کمر زبان فارسی و به تبع آن اصالت و ماهیت ایران کهن بپردازند. (بعضی از این ها فکر می کنند اگر تقاضای به رسمیت شناختن زبان ترکی کنند بهتر است تا تقاضای تجزیه طلبی کنند. در حالیکه تمام اصالت و شخصیت ایران، به زبان فارسی است و اگر این زبان آسیب ببیند دیگر ایرانی وجود نخواهد داشت و ما با شرمندگی در برابر تمام کسانی که برای ایرانیت ایران جان باختند و به ویژه فردوسی، ایران را به توران تبدیل کردیم).

در اینجا باید مطلبی را به همگان تذکر دهیم که ترکهای ایران را باید به دو دسته تقسیم کرد: یکی ترک زبان ترک تبار و دوم ترک زبانان ایرانی تبار. 

الف) ترک زبانان ترک تبار: ترک زبانان ترک تبار که ترکهای اصیل و واقعی هستند، اقوامی از نژاد زرد می باشند که گرچه در گذشته بیشتر در غرب چین و مغولستان قرار داشتند ولی اینکه بر اثر مهاجرت ها و تهاجم ها در آسیای غربی و تا بخش‌هایی از اروپای شرقی نیز ساکن‌ شده اند. اینها به زبان‌هایی از خانواده زبان‌های ترکی‌تبار سخن می‌گویند.
 
خاستگاه اصلی مردمان ترک‌تبار واقعی، غرب چین و مغولستان بوده و این مردمان زرد پوست مغول سان به تدریج و با مهاجرت و تهاجم و تجاوز قهر و غلبه در غرب آسیا، خاورمیانه، آناتولی و اروپای شرقی سکونت یافتند. و بخش‌های بزرگی از مردم هندواروپایی نواحی جدید نیز ترک‌زبان کردند. بررسی دی‌ان‌ای در ترکیه نشان می‌دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد می باشند که در سده‌های معاصر ترک‌زبان شده‌اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول‌سان) بهره بسیار کمی برده اند. کمتر از ۱۰% مردم ترکیه دارای این نژاد می‌باشند. در مورد ترک زبانان کشور آذربایجان نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند. این را از تفاوت در ظاهر و فیزیک ترکان ایران و آناتولی که آریایی تبارند با ترکان زرد پوست آسیای مرکزی مثل قرقیزستان و قزاقستان و ازبکستان و ... می بینیم.

بسیاری از اقوام ترک شده و ترک‌زبان، زبان ترکی را بر اثر ارتباط و آمیزش با ترک‌زبانان اخذ کرده‌اند، (شبیه اتفاقی که در جاهایی مثل مصر و تونس و خوزستان ایران ... شد که مردم آن نواحی با آن که عرب نژاد نبودند بر اثر غلبه اعراب زبان اصلی و مادری خود را از دست دادند و عرب زبان شدند. جالب این است که حتی بعضی ازاین عرب شده ها در تفکرات پان عربی و تعصب عربی از اعراب واقعی و اصیل که ساکنان حجازند گوی سبقت را ربودند! شبیه بعضی از ایرانیان و آریایی تباران خودمان که در فرهنگ و زبان ترکی چنان استحاله و الینه و آسیمیله شده اند و خود را ترک واقعی و اصیل می شمارند و چنان در حمایت از فرهنگ ترکی سینه دری می کنند که آدم نمی داند به حال این ها بگرید یا بخندد!

از میان اقوامی که امروزه ترک نام گرفته‌اند بسیاری از اقوام ایشان، در تاریخ قدیم هیچ‌گاه خود و قوم خود را ترک نمی‌نامیدند. در مورد بخشی از این اقوام ساکن آسیای میانه تنها پس از وارد شدن نظریه پان‌ترکیسم توسط آرمینیوس وامبری یهودی و فرستاده پنهانی وزارت خارجه بریتانیا به عثمانی این نام رفته‌رفته برای این اقوام نیز رواج یافت.
 
ب) ترک زبانان ایرانی تبار: این ترکها که ترکهای اصیل و واقعی و زرد پوست نمی باشند بلکه در آذربایجان ایران زبانشان، پیش از ورود ترکان، پهلوی آذری بوده است ولی در بعد از اسلام و با برداشته شدن سد حکومت مرکزی قوی ای مثل ساسانیان که دایم با اقوام ترک زرد پوست در نبرد بودند، پای اقوام زرد پوست به ایران بازشد این اقوام زرد پوست توسط حکام مسلمان سامانی، اسلام آورده و صرفا با گفتن شهادتین وارد جهان اسلام و ایران می شدند؛ که بهترین نمونه آن آلب تگین غلام و بعدها سردار سامانیان است که توسط سامانیان وارد تمدن اسلام و ایران شد. روند ورود ترکان در ایران در دوره سلجوقی تشدید شد و با تشکیل حکومت سلاجقه روم حضورشان در آذربایجان شدت گرفت و بعدها در دوران مغولان، ادامه پیدا کرد و در زمان ایلخانان که پایگاهشان در آذربایجان و پایتختشان مراغه بود تشدید شد و در دوره صفوی به اوج رسید. این ترک تباران زرد پوست در نواحی آذربایجان که جایگاه صفویان بود به طور جدی تری ساکن شدند و با قهر و غلبه، زبان خودشان را بر ایرانیان آریایی تحمیل کردند.

همانطور که گفتیم بررسی دی‌ان‌ای در ترکیه نشان می‌دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد می باشند که در سده‌های معاصر ترک‌زبان شده‌اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول‌سان) بهره بسیار کمی برده اند. کمتر از ۱۰% مردم ترکیه دارای این نژاد زرد پوست می‌باشند. در مورد ترک زبانان آذربایجانی نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند، که بر اثر تهاجم دچار آسیمیلاسیون فرهنگی شده و ترک زبان شده اند. این را از تفاوت در ظاهر و فیزیک ترکان ایران و آناتولی که آریایی تبارند با ترکان زرد پوست آسیای مرکزی مثل قرقیزستان و قزاقستان و ازبکستان و ... می بینیم.   

اما خطاب ما به برادران هم میهن ترک زبان اما ایرانی و آریایی تبار خود که بر اثر قهر و غلبه ترک تبارهای زرد پوست، دچار همگون سازی فرهنگی شده و ترک زبان شده اند می گوییم که زبان اصلی شما پهلوی آذری است که از خانواده زبانهای ایرانی است و شما می توانید به اصل خویش بازگردید و در فرهنگ ترک تباران زرد پوست نشوید و همانند اجدادتان به زبان آذری ایرانی تکلم کنید و ان شاء الله همه دست در دست هم نگذاریم غده سرطانی پان ترکیسم، تمدن و فرهنگ اصیل ما را نابود کند و این تمدن ریشه دار را ریشه کن کند.

زریر عباسی

توجه: این یک مقاله علمی است و ضرورتا دیدگاه عصر امروز نمی باشد.
کد مطلب : 264890