توصيه به ديگران
۰
سه شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۰۲
نیمه ی شعبان رسید و روز عید // عاشقان را می رسد اینک نوید
باز هم نيمه شعباني ديگر از راه رسيد و خيل منتظران چشم به راه سپيده مانده اند. نيمه شعبانی که، زادروز تولد قائم آل محمد(صلی الله وعلیه وآله) است. همان منجي كه با قدوم مباركش جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد تا دل بيقراران و مشتاقانش را که در تب و تاب حضور گرانسنگ يوسف فاطمه(سلام و الله علیها) مي تپد را صفا و جلا بدهد.
نیمه ی شعبان رسید و روز عید // عاشقان را می رسد اینک نوید
Share/Save/Bookmark
به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز، باز هم نيمه شعباني ديگر از راه رسيد و خيل منتظران چشم به راه سپيده مانده اند. نيمه شعبانی که، زادروز تولد قائم آل محمد(صلی الله وعلیه وآله) است. همان منجي كه با قدوم مباركش جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد تا دل بيقراران و مشتاقانش را که در تب و تاب حضور گرانسنگ يوسف فاطمه(سلام و الله علیها) مي تپد را صفا و جلا بدهد.

آقا و امام ما در نیمه شعبان سال ۲۵۵ به دنیا آمد‌ه‌اند و در نیمه شعبان سال ۳۲۹ غیبت کبری ایشان آغاز شد و سال هاي سال است كه دل عاشقانش چه شب ها و روزهايی انتظارش را طي كرده و به اميد فرجش دعاي آمدنش را زمزمه نموده اند...

و با بیان این روایت که بدانیم تا سکینه دل ایجاد شود که آقا و مولایمان هست و ما را فراموش نکرده است اشعاری را از شعرای کشورمان در مدح قدوم حضرتش تقدیم حضورتان می نماییم:

محمد‌بن‌فُضِیل می‌گوید: به امام هشتم(صلوات‌الله‌علیه) عرض کردم: «أَ تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، آیا می‌شود زمین بدون امام باقی بماند؟! «فَقَالَ لَا»، حضرت فرمودند: خیر، نمی‌شود. «قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)»، عرض کردم: از جدّ بزرگوار شما امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) نقل شده که فرموده ‏اند: «أَنَّهَا لَا تَبْقَى‏ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، زمین بدون امام باقی نمی‌ماند. بعد به حضرت عرض می‏ کند: «إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَى الْعِبَادِ»، برای ما روایت کرده‌اند که: اگر امام روی زمین نباشد، خداوند اهل زمین و بندگان را مورد سخط و خشم قرار می‌دهد. « فَقَالَ لَا، لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ » ، حضرت فرمودند: این روایت اشتباه است. اگر امام روی زمین نباشد، زمینی نمی‌ماند که خداوند بخواهد اهلش را مورد خشم قرار دهد.

#امام_زمان #مدح_امام_زمان #نیمه_شعبان 

 
دیشب به دست غم گره افتاد در دلم
یعنی هوای سامره افتاد در دلم
 
گفتم به خود که روز نیایش شب دعاست
ای غم برو که مقصد من سُرّ مَن رَأست
 
آن جا که انبیا به طوافش رسیده اند
سیمرغ ها به قله ی قافش رسیده اند
 
آن جا که چشم ها پلی از آب بسته اند
یعنی دخیل گریه به سرداب بسته اند
 
آن جا که جلوه گاه گل روی دلبر است
این عطر روح پرور از آن کوی دلبر است
 
او را هزار ماه جبین مشتری بود
او را نگین وحی در انگشتری بود
 
سنگ بنای کعبه سیاهیّ خال اوست
وجه خدای جلّ جلاله جمال اوست
 
جان بی فروغ طلعت او جان نمی شود
او حجت خداست که پنهان نمی شود
 
روزی که ظلم پر کند آفاق دهر را
احلی من العسل کند این جام زهر را
 
در عدل او جهان زبر و زیر می شود
یعنی فروغ عدل جهان گیر می شود
 
یوسف به بوی پیرهنش زنده می شود
دل های مرده با سخنش زنده می شود
 
🔸شاعر: استاد #محمدجواد_غفورزاده (شفق)

امام زمان(عج) - ولادت

 
ای زمین و آسمان سرمست تو 
ای عنان عاشقان در دست تو 
 
نیمه ی شعبان رسید و روز عید  
عاشقان را می رسد اینک نوید 
 
از درِ بیت الحسن ای دوستان  
باغبان آمد به سوی بوستان 
 
شد دوباره چهره ی حیدر عیان 
از جمال مهدی صاحب زمان 
 
السلام ای ذوالفقارِ در نیام  
السلام ای دست پاک انتقام 
 
السلام ای روضه خوانِ علقمه 
السلام ای داغدارِ فاطمه 
 
آمدی تا عشق را معنا کنی 
قامت ظلم و ستم را تا کنی 
 
روی تو مهتابِ جانِ عاشق است 
راهِ تو راهِ امامِ صادق است 
 
کار تو کار تمام انبیاست 
نام تو نام تمام اولیاست 
 
آسمان زیر نگاهت پست شد 
باده از جامِ نگاهت مست شد 
 
آمدی ما را تو حیران ساختی 
از بنی آدم تو انسان ساختی 
 
معنیِ نور و هدایت نام تو 
مستی و مستانگی از جام تو 
 
ای دمِ تو پاکتر از آبها 
روی تو روشنگرِ مهتابها 
 
با قدومت ای که بر عالم سری 
می کنی بر پا به محشر محشری 
 
با دعایی مرده را عیسی کن 
و از نگاهی کارِ صد موسی کنی 
 
ای مسیحِ آدمیت خنده کن  
آدمیت را به یک دم زنده کن 
 
چهره بنمای و جهان آباد کن  
قلبها را از قفس آزاد کن 
 
از فراغت مانده ام در احتضار  
می کُشد آخر مرا این انتظار 
 
آخر ای پرده نشین آسمان 
جان زهرا پرده برکِش از میان 
 
#داریوش_جعفری


امام زمان(عج) - ولادت
 
بال جبریل غزل های مرا آوردند
بشکن ای نیل که موسای مرا آوردند
و شکوه دم عیسای مرا آوردند
دست بر سینه که آقای مرا آوردند
 
یکقدم مانده فقط تا ابدیت برسم
آه ای عشق کمک کن به هویت برسم 
 
هفت پشتم همه زاده و مجنونِ شما
یازده قرن گذشت از غمِ گلگون شما
ما همه سوخته، خاکستر و دلخون شما
گردن غیرت این طایفه مدیون شما
 
هرکه بی عشق تو سر کرده بمیرد بهتر
باغعمرش دم پاییز بگیرد بهتر
 
دوش در حلقه ما قصهٔ گیسوی تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
سمت سجاده کمان خانهٔ ابروی تو بود
کیمیا اندکی از خاکِ سر کوی تو بود
 
بهفدای قدمت ای همه جان، ای همه تن
بگشابند قبا تا بگشاید دل من
 
چشم هر کس به تو افتاده دگر مات شده
دیده روشنی از پرتو مشکات شده
نسل در نسل همه اهل کرامات شده
راوی معجزه آنیِ چشمات شده
 
کشتهٔ چشم تو از هر دو جهان خواهد رفت
دربهشتم برود نعره زنان خواهد رفت
 
چشم یعقوب سپید است نسیمی بفرست
مهربانی خودت را به یتیمی بفرست
ما نداریم کسی را تو کریمی بفرست
جلوهٔ تازه ای از یارِ قدیمی بفرست
 
جمکرانساخته ای هم وطن ما باشی
تاپناهِ غم هر مرد و زن ما باشی
 
نقش لبخند خودت را به دل قاب بکش
شب شده سوسوی آرامش مهتاب بکش
از کویر عطش سینه ما آب بکش
قبله شو آینه در کاشیِ محراب بکش
 
وایبر ما اگز از عشق پریشان نشویم
بیولای نفس ناب تو سلمان نشویم
 
می شود شادی آن قلب سپیدت باشیم
یا که دعوت شدهٔ سفره عیدت باشم 
یکی از پا به رکبان شهیدت باشیم
شده ای دوست، شده شیخ مفیدت باشیم
 
یکدو خط هم بنویسی دلمان شاد شود
بانفس های گل فاطمه آباد شود
 
سی نفر یار نداری که پریشان نشوی
دم به دم ابر پر از اشکِ بهاران نشوی 
از نگاه دل غفلت زده پنهان نشوی
خانه بر دوش ترین یار بیابان نشوی
 
یارتو خواب ندارد همه جا بیدار است
لببه لب پر شده از دغدغهٔ دیدار است
 
چقدر تا دم بی تاب عبورت مانده
تا لب بام سحرگاه ظهورت مانده
بانویی خم شده در راه ظهورت مانده 
روی دیوار و دری چشم غیورت مانده
 
قسمتمی دهم ای آبروی شب بوها
دگراز راه بیا منتقمِ پهلوها


غزل پیوسته میلاد امام زمان روحی فداه
 
وقتی غزل به عشقِ تو آغاز می شود
بال وُ پَـرِ پـریدنِ من باز می شود
 
وا می شود زبانِ قلم می شود غزل
دارد غَزل نوشته اَم اِعجاز می شود
 
هیچم ولی همین که تو را می زنم صدا
عرشِ خدا اسیرِ همین ساز می شود
 
لطفِ خـداست نوکـری آلِ فاطمه
پس صوتِ دلخراشِ من آواز می شود
 
این نابَلَد همین که به مضمونِ تو رسید
استادِ فَـنُّ و قافـیه پَرداز می شود
 
تو آمدی وُ سامـره شد سُـرِّ مَن رَایٰ
دارد زمان زمانه یِ پرواز می شود
 
آقا مرا مسـافرِ سردابِتـان کنید
با یک نگاه زائرِ چِشمانِتان کنید
 
جان می دهم برایِ همین لحظه یِ وصال
بیداری اَم کـنارِ تو شیرین تر از خیال
 
حس می کنم کنارِ تواَم پایِ پرچَـمَت
بیخودکه نیست اینهمه احساس وُ شور وُ حال
 
یاایـُّهاَ العَـزیز به کامَـم عسل بریز
آقا بِدِه جـوابِ مرا پیش از سوال
 
کِی می شود که سر بِگُذارم به پایِ تو
پس کِی به این گدایِ حرم می دهی مَجال
 
زیباترین سروده یِ شبهایِ شعـرِ ما
اِی کاش اِتصّـال شود ختمِ اِنفِـصال
 
باران که می زند به خودم می دهم اُمید
آمـد نویدِ آمـدَنَت با همـین  رِوال
 
باران زد وُ هـوایِ دلم روبه راه شد
خورشید مستِ دیدنِ این قُرصِ ماه شد
 
ای قرصِ ماهِ فاطمه قَدری سخن بگو
عجـِّل علیٰ ظهورِکَ یابن الحـسن بگو
 
روزِ کـمالِ دینِ خـداوند آمده
از دلبرِ زمیـن وُ زمان یارِ من بگو
 
از آرزویِ تَک تَکِ خـدمـتگذارها
از آخرین ولی وُ یَلِ بُت شِکن بگو
 
از مهربانی نَبـی وُ هیـبَتِ عـلی
از مادر وُ دعایِ حسین وُ حسن بگو
 
از لحظه هایِ راز وُ نیاز وُ عبادَتَش
از علمِ باقری وُ صداقت.... سخن بگو
 
از کَـظمِ غِیـظِ کاظمی وُ رأفـتِ رضا
از جود وُ از هدایت وُ از حُسنِ ظَن بگو
 
آمد چکـیده یِ همه یِ خلقَـتِ خدا
هفت آسمان نشسته سرِ راهِ سامراء
 
دارد دوباره می رسد از سامرا خبر
داده به لطفِ حق شجـرِ سامرا ثَمر
 
دور از دو چشمِ توطئه وُ فتنه وُ نِفاق
دارد عروسِ فاطمه بَر دامَنَش پسر
 
از رویِ انتظارِ ظهورش چقدر خوب....
تشخیص داده می شود اِنگار خیر وُ شر
 
یا جامِعُ الائمـّه....وَ یا کاشف الکروب
اِی نور چشم فاطمه مهدیِ منتَـظَر
 
نادِ علی بگـو وُ به دادِ دلم برس
یا فارِسَ الحِجاز.... علمـدارِ دادگر
 
هر کس خدا برایِ خودش انتخاب کرد
بی سر به شوقِ دیدنِ تو می دَوَد به سَر
 
آقا اگـر اِشاره کنی می دَهَـم سَرَم
مُردَن به عشقِ توست همان نذرِ مادرم
 
آقـا تمـامِ ایل وُ تَـبارم فدایِ تو
یک عمر گفته اَم که بمیرم برایِ تو
 
قرآن بخوان کمی دلِ داوود را بِبَر
رویایِ اهـلِ عـرش شده ربَّنـایِ تو
 
یوسف هزار بار صدا زد که جانِ من...
قـربانِ یک نگاهِ تو وُ رونَـمایِ تو
 
تو آمدی شبیهِ عمو سفره وا کُنی
حاتم شود گدایِ تو در سَرسَرایِ تو
 
یکسالِ دیگر از تو شدم دور دلبرم
این مبتـلایِ تو شده درد وُ بلایِ تو
 
آقا بیا وُ حـالِ مرا رو به راه کن
تا عاشقانه پَر بزنم در هـوایِ تو
 
عالَم به شوقِ آمَدَنت ندبه خوانِ توست
چشم انتظارِ تو حـرمِ عمّه جانِ توست
 
#حسین_ایمانی
کد مطلب : 234795
شما کدامیک را در نوسانات شدید ارز مقصر می دانید؟
دولت اصلاح طلب روحانی
طمع مردم