سایت تحلیلی خبری عصر امروز 19 بهمن 1402 ساعت 10:06 http://asremrooz.ir/vdcivpaprt1apr2.cbct.html -------------------------------------------------- عنوان : آمد از یثرب ندای اقرأ روح الامین // آیه های نور نازل گشته بر ،کهف الحصین -------------------------------------------------- مکه پر است از جلواتی که داشتی از آن همه جلال و صفاتی // که داشتی // نام پیمبری به تو می‌آمد از ازل // معلوم بود از حسناتی، که داشتی متن : به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ بیست و هفتم ماه رجب بهترین روز سال در بین ایام سال و روز بعثت نبی مکرم اسلام صلی الله و علیه و آله می باشد. ضمن بریک و شادباش این فرخنده روز به ساحت حجت ابن الحسن و نایب بر حقش اشعار زیر را تقدیم نگاه خوب شما خوانندگان می نماییم: #مبعث #پیامبر_اکرم _صلی الله و علیه و آله آمد از یثرب ندای اقرأ روح الامین آیه های نور نازل گشته بر ،کهف الحصین سجده بر محراب ابروی محمد آمده ختم آل المرسلین از یثرب احمد آمده جمله ارکان جهان استاده بر فرمان او آیه های عشق نازل شد به جان جان او از حرا باران رحمت میرسد اینک ، بخوان بسم ربک ، بسم ربی ، بسم رب دو جهان هل أتی را جرعه جرعه ، نوش جانت میکنند نرم نرم اینک به خالق ، آیه خوانت میکنند مور شد ملک سلیمان ها به خاک پای تو نور شد "إقرأ" میان آیه ی لبهای تو از حرا "إقرأ" به گوش آمد ، جهان آواز کرد جبرییل امشب به بوی پیرنت پرواز کرد خلعت پیغمبری باشد مبارک بر شما رحمت للعالمین از یثرب آمد سوی ما چشمه ی توحید لبهای تو جوشیدن گرفت آیه های رحمت و رأفت خروشیدن گرفت آسمانها نور پاشیدند بر نور خدا منجلی شد کوه نور امروز ، از غار حرا سفره دار خالقی و دست تو حاجت رواست آیه های روشن تو،جلوه ی شمس و ضحی ست عید مبعث ، شد طلوع فجر ختم المرسلین احمد آمد تا که باشد رحمت للعالمین نرگس غریبی #مبعث #پیامبر_اکرم_صلی الله و علیه و آله در حلقه ی لاهوتیان شور و نوا بود هر جا سخن از وصف یاری دلربا بود در رفت و آمد بود فوجی از ملائک از عرش آوایی به جمع ماسوا بود عشاق با حق وعده ی دیدار دارند وعده گه زیبای حق با مصطفی بود میعاد عشاق از ازل تعیین نمودند این بار وعده گاهشان غار حرا بود آن چه در این دیدار بر هستی عیان شد یک هدیه ی والا ز درگاه خدا بود یعنی خدا یک لطف بی همتا نموده یک رحمة لِلعالمین اعطا نموده او که خدا بر ذات نامش خورده سوگند جبریل بر وحی کلامش خورده سوگند آن کس که قبل از خلقت عالم خداوند در نور خود بر احترامش خورده سوگند تنها نه بر نامش خدای او قسم خورد بر خاک مانده زیر گامش خورده سوگند هر سنگ زیر پای او در روز بعثت بر صدق و گفتار و پیامش خورده سوگند در سوره ی رعد او علی را شاهدش ،خواند یعنی که بر او و امامش خورده سوگند آن کس که پیغمبر به کل انبیا بود مولا ابالقاسم محمد مصطفی بود هر کس که مستی می کند ساغر گرفته ساغر ز دست شاهد و دلبر گرفته گفتا که اِی مُزَّمَّل اِی مُدَّثِّر ای یار برخیز که پیغمبری ات سر گرفته وقتی که می لرزید در زیر عبایی روی لبانش ذکر یا حیدر گرفته باشد تراوش های لعلش در ولادت وحیِ الهی را که پیغمبر گرفته زمزمه ی نام علی را هر که بشنید این ذکر را تا لحظه ی آخر گرفته استاد جبریل امین تنها علی بود در قبر می گویم فقط مولا علی بود دین نبی ، حُبّ و تولای علی بود مهر جمال و روی والای علی بود گویا نظر بر وجه حق می کرد طاها وقتی که مشغول تماشای علی بود گر کاروان ها حُسن یوسف را شنیدند یوسف خودش سرمست سودای علی بود آن چه که جبریل از طریق وحی آورد وقت ولادت روی لب های علی بود وصفی که قرآن هم ز وَجه الله می کرد وجهِ الهی روی زیبای علی بود گفتا پیمبر معنی ایمان چنین است ایمان همان حب امیر المومنین است محمد مبشری #مبعث #پیامبر_اکرم_صلی الله و علیه و آله عشقت مرا اسیر بیابان نوشته است مجنون‌ترین صحابی دوران نوشته است این هم ز مشکلات و مکافات عاشقی است دست مرا برای گریبان نوشته است از دست اختیار تو راه فرار نیست این جبر را خدات به پامان نوشته است مانند تو امیر فقط یک نفر ولی مانند من اسیر فراوان نوشته است شکر خدا که نام مرا اعتبار تو سلمان نوشته است، مسلمان نوشته است نام تو را به آب طلا دستِ کردگار بالای تخت و تاج سلیمان نوشته است کم ناز کن دو آیه از این سوره را بخوان اصلاً خدا برای تو قرآن نوشته است امشب قلم زدند پریشانی مرا با تو رقم زدند مسلمانی مرا قرآن بخوان و راه خدا را نشان بده توحید را نشان زمین و زمان بده قرآن بخوان و با نفس آسمانی ات این مرده های روی زمین را تکان بده قرآن بخوان و بال مرا از قفس بگیر اندازه شعور پرم آسمان بده آخر چه قدر قوم پسر دار می شوند دختر به دست دامن این مادران بده جز با صدای عشق مسلمان نمی شوم پس لطف کن خودت در ِگوشم اذان بده قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس هر که ادلّه خواست علی را نشان بده تو آسمان مکه ای و ماه تو علی ست تنها دلیل روشنیِ راه تو علی ست مکه گرفته بوی خدا از دعای تو پیچیده در زمانِ همیشه صدای تو پایین بیا ز کوه دخیلی بیاورند دست توسل همگان بر عبای تو امشب فرشته ها همه پرواز می کنند اطراف آستانه¬ی غار حرای تو از این به بعد چشم تمام قنوت ها ایمان می آورند به یا ربّنای تو از این به بعد شمس و قمر روی دست تو از این به بعد مُلک و مکان زیر پای تو پرواز با دو بال میسر شود، بلی قرآن برای توست، علی هم برای تو احمد شدی کتاب شدی مصطفی شدی حالا تمام دار و ندار خدا شدی امشب که تاج نور نشاندند بر سرت خالی است ای نبیِّ خدا جای مادرت آن بانویی که زحمت بسیار می کشید تا این که این زمانه ببیند پیمبرت ای زیر سقف فاطمه ات عرش دومت دیدار روی فاطمه معراج دیگرت غیر از کلام حق سخنی بر لبت نبود هر ظهر جمعه وقف علی بود منبرت هر جا که پا نهادی و هر جا که سر زدی دیدی علی امیر نجف را برابرت فکر برادری؟! چه کسی بهتر از علی از این به بعد شاه ولایت برادرت از این به بعد شیر خدا آفتاب توست مهر علی تمامی دین کتاب توست شصت و سه سال زندگی ات مهربان گذشت با کیسه های وصله ایِ آب و نان گذشت شصت و سه سال زندگی ات بین کوچه ها در بندۀ خدا شدن این و آن گذشت گاهی میان دورترین خانه¬ی زمین گاهی میان دورترین آسمان گذشت گاهی کنار سفره بیوه زنان شهر گاهی کنار خاطرۀ کودکان گذشت وقت نزول حضرت خاکی نشین شدی وقت صعود ردّ تو از بی کران گذشت آن روزها که شعب ابی طالبی شدی ایام درد بود ولی همچنان گذشت ای آن که زندگی تو خرج نجات شد ای آن که زندگی تو با مردمان گذشت برگرد رنج و درد بشر را نگاه کن این زندگیِ سرد بشر را نگاه کن یک عده ای به عشق تو دور از وطن شدند یک عده ای ندیده اویس قرن شدند از خانواده ام همه عبدالله شما از خانواده ات همه آقای من شدند تو پیر خانواده بزرگ قبیله ای محصول زندگی تو پنج تن شدند یک عده زینب و علی و فاطمه شدند یک عده ای حسین شدند و حسن شدند بعد تو دختر تو و زینب کنار هم مشغول کار بافتن پیرهن شدند یک عده بچه های تو پاره جگر ولی یک عده بچه های تو پاره بدن شدند این کشته ها تمام جگر گوشۀ تواند یا ایها الرسول ببین بی کفن شدند «یا مصطفاه» این تن پامال را ببین این کشته فتاده به گودال را ببین علی اکبر لطیفیان #مبعث #پیامبر_اکرم_صلی الله و علیه و آله مکه پر است از جلواتی که داشتی از آن همه جلال و صفاتی که داشتی نام پیمبری به تو می‌آمد از ازل معلوم بود از حسناتی، که داشتی مبعث بلوغ و شاخصِ یکتاپرستی است زآن خطبه خوانی و نفحاتی که داشتی قبله نما تویی و علی قبله دارِ توست با معجزات و آن برکاتی که داشتی مهر و محبت تو به دلها رسوخ کرد از بسکه عاطفه تو به ذاتی که داشتی لات و هُبَل به یاری حيدر شکسته شد با ذکر صوم و هر صلواتی که داشتی راه هدایت بشریت به دست توست ای رحمت مدام، ثباتی که داشتی یثرب نجات یافت ز جهلش، دلیل آن... تنها تویی و باب نجاتی که داشتی غار حرا هنوز، محل عبادت است مائیم و سجده بر اثراتی که داشتی رمز شکست کفر، فقط ذکر فاطمه است بَه بَه، به ذکر این غزواتی که داشتی حیدر، خدیجه، فاطمه، یار توأند، پس... جانم به همت نفراتی که داشتی هرجا تو بودی همره تو ذوالفقار بود چون کوه بود آن اَدَواتی که داشتی در غزوه‌های بدر و احد شاهدیم که نام علی است در ضرباتی که داشتی #کربلایی_رضا_باقریان #مبعث #پیامبر_اکرم_صلی الله و علیه و آله ای ابتدا محمد و تا انتها علی ای انتها محمد و از ابتدا علی ای بین کعبه احمد و ای در حرا علی یعنی که یک حقیقتِ مَحضید با علی در باطنِ ظهور تو در اِختفی علی یا مرتضی محمد و یا مصطفی علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی در جوش آمده‌است خُم خانگی ما در چشمِ ماست سرمه‌ی مستانگی ما بیرون زده است  یک  رگِ دیوانگی ما نورِ نبی است کعبه‌ی پروانگی ما از مرتضاست نعره‌ی مردانگی ما اِلّایِ مانده در پسِ اظهار لا علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی باید به دشتها برود چوپان شود باید سفر رَود نَفس راهبان شود تاجر شود مسافرِ یک کاروان شود باید میانِ مکه امین و امان شود باید از آنچه فکر کنی بیش از آن شود تا که شود پیامبرِ مرتضی علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی چل سال انتظارِ زمین و زمان بس است چل سال پشت پرده برای جهان بس است چل سال منتظر شدنِ آسمان بس است چل سال  بین خلوت کروبیان بس است حالا خدا نوشت که ای بی نشان بس است برخیز  با ملائکه  برخیز  با علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی از عشق از حضور  لبالب نشسته بود در خلوتی شگفت و مقرب نشسته بود بین حرا به چله‌ی یارب نشسته بود اشراقِ نور بود اگر شب نشسته بود جبریل پیش روش مودب نشسته بود ای بازویِ نبوتِ تو هرکجا علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی خورشیدِ مکه بر تنِ ظُلمتکده بتاب بر مردمان منجمدِ شب زده بتاب صبرِ زمینِ یخ زده  سرآمده بتاب تنها به مکه نه که بر هر بُتکده بتاب هرچند مشکل است به دل غم مده بتاب غم نیست تا که ذوالفقارِ نبی هست با علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّل اگر کار مشکل است اصرار در مقابل انکار مشکل است گیرم  میان مشرک و کفار مشکل است ماندن ولی مقابلِ کرار مشکل است بودن به پیش ضربِ علی‌وار مشکل است    مرحب که هست پیش تو ای مرحبا علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی وقتش رسیده است  از این پس علی بگو امشب نجف برو شبِ مبعث علی بگو  در  صحنِ آن سرای  مقدس علی بگو بین رواقهای مُقَرنَس علی بگو آری کَسم علی است نه هرکس ، علی بگو نَفسِ محمد است به نَصِ خدا علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی #حسن_لطفی