سایت تحلیلی خبری عصر امروز - آخرين عناوين تاريخ و حماسه :: rss_full_edition http://asremrooz.ir/history Tue, 10 Feb 2026 19:33:46 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 {FILE_SERVER_DOMAIN}/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط سایت عصر امروز http://asremrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سایت عصرامروز آزاد است. Tue, 10 Feb 2026 19:33:46 GMT تاريخ و حماسه 60 سالگرد انقلاب و بهمن است // باز وحشت در دل اهریمن است http://asremrooz.ir/vdchqvnxx23nmid.tft2.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ 22 بهمن مصادف است با سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران از ظلم ستمشاهی بر ملت ایران. ضمن تبریک و شادباش بر صاحب اصلی این انقلاب مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم: #دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیچو رود، مست خروشیم، التهابی اگر هستمسیر وصلت دریاست، پیچ‌وتابی اگر هستبه صبح، قول شرف داده‌ایم برخیزیمکه خو به شب نگرفتیم چشمِ خوابی اگر هستبه کفش، تهمت ریگ است، ای خوشا که از اول،برهنه است قدم‌های ما شتابی اگر هستهزار سال شب از پشت بام خانه نمی‌رفتطفیل چلهٔ فجر است آفتابی اگر هستگناه کمتر از اینکه به عشق غرّه نباشم؟کجاست بهتر از این عاشقی ثوابی اگر هست؟تو مادری و چرا ما که از قبیلهٔ شعریمبه خاک پات نریزیم شعر نابی اگر هستغم تو می‌خورم و شادی تو زیر زبانمتبرک است در این خاک، نان و آبی اگر هستهزار جان چو ببخشند می‌دهم سر و جان راهزار بار برای تو انتخابی اگر هست::دلم خوش است به عمامهٔ سیاه رشیدیرهین چادر زهراست انقلابی اگر هست✍️ #سعید_تاج_محمدی#دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیسالگرد انقلاب و بهمن است باز وحشت در دل اهریمن است فجر شادی، فجر شوق و فجر شور فجر صادق در بهارستان نور موسم تکبیر و فصل رحمت است حاصل رنج و جهاد و وحدت است ملت ایران ما در جنب و جوش  هم صدا بیدار و همدل در خروش مشت ها می شد گره در آسمان ضربه می زد بر سر دیو زمان با شعاری آتشین بر ضد شاه جان مان می شد جدا از ظلم و آه رفت ظلمت روشنی آمد پدید عطر گل در صبح آزادی وزید نهضت ما تا که امضا شد به خون کاخ ظلم از پایه اش شد واژگون آنچه ما را رهنما و رهبر است همت گل های سرخ پرپر است شد تناور نو نهال انقلاب نقشۀ بیگانه شد نقش بر آب ما همه دلدادگان رهبریم وارثان لاله های پرپریم عهد خود را از دل و جان بسته ایم با خدای عشق پیمان بسته ایم شاکر لطف خدا و سربلند ملت ایران نمی بیند گزند هم صدا بودیم با روح خدا تا نگردیم از مسیر حق جدا عاشقی جاریست تا در این دیار انقلاب ما بماند پایدار#غلامپور_دهسرخی #دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیعید بهار سرخ فجر انقلاب استگل‌های پرپر گشته را فصل گلاب استخورشید پیغام آورد با خنده‌ی نورچشم همه روشن که عید آفتاب استعید رهایی عید عزت عید ایمانعید حیا عید شرف عید حجاب استعید همه مستضعفان عید تو و منعید امام و عید امت عید بهمنبهمن که در سردی بسی گرمی به ما دادبهمن که چون نور روز گیتی را صفا دادبهمن که داغ سینه‌سوز باغبان رابا عطر انفاس مسیحایی شفا دادبهمن که با بگسستن بند اسارتسر خط آزادی به دست ما خدا دادبهمن بهار لاله‌گون خنده و اشگبهمن که فروردین به دامانش برد رشکدست خدا با خون به خاک ما نوشتهبگریخت دیو، اینک بهشت، اینک فرشتهاهریمن طاغوت با ضعف و زبونیچون عنکبوت افتاده در تاری که رشتهاز کربلای کشور ایران بچیندمحصول بذری را که ثارالله کشتهاینک خدا امام را به عالم برتری دادبر کودک ما هم مقام رهبری داددیگر از آن شب‌های ظلمانی خبر نیستدیگر بجز خورشید اینجا جلوه‌‌گر نیستهان ای شهیدان به خون‌آغشته خیزیدکه امروز در ما از شما کس زنده‌تر نیستدر باغ سر سبزی که از خون آب دادیدنخلی به غیر از نخل قرآن بارور نیستچون لاله بر هر دل هزاران داغ دیدیمتا میوه‌ی آزادی از این باغ چیدیماینک شده بهمن بهاران در بهارانگردیده دامان زمستان لاله‌باراندر پرتو خورشید قرآن گشت روشنفکر جوانان چون دل پیر جمارانبا اشگ شادی از سر مژگان فرو ریختآن خارهای سال‌ها در چشم یاراندر هر قدم چندین چراغ راه داریمقرآن و ثارالله و روح الله داریمدشمن به نابودی ما بگرفت تصمیمبا حربه‌های کهنه تهدید و تحریمآن حربه‌ها افتاد از کار و نیفتادیک لحظه پای عزم مادر دام تسلیمسر دادن بر حکم ظالم تن ندادنما را محمّد (ص) داده از آغاز تعلیملا گفته و بر هر بلا گردن نهادیمدر شعب بوطالب مقاوم ایستادیمباید شمردن عید بهمن را گرامیباید گرفتن جشن آن با شادکامیباید به موسای زمان تبریک گفتنکاری وادی ایمن تهی شد از حرامیباید بر این ارض مقدس سجده بردنهرگز مباد این خاک را بی احترامیزین سرزمین بر چشم عالم نور دادیمشور آفرینان جهان را شور دادیمنتوان گرفتن ره صدور نور ما راخواندند مظلومان همه منشور ما راآن روزگار تلخ تر از زهر بگذشتشیرین گرفته ملک عالم شور ما رازندانی گور سیاه خویش گردیدخصمی که کند از روز اول گو رما رادر لاله زار خون یاران تا قیامتماییم سرو جاودانه راست قامتما از می قالو بلا مستیم مستیمعهدی کز اول با خدا بستیم بستیمدر خط جندالله تا بودیم بودیمسرباز روح الله تا بودیم هستیمالله را الله را خواندیم خواندیمابلیس را ابلیس را راندیم راندیم✍️ #غلامرضا_سازگار#دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیدر خاطر ما خاطره‌ی نام خمینی‌ست ما مکتبمان مکتب عشق است، حسینی‌ست طوفان همه‌اش غیرت ایرانی ما بود فریاد سرآغاز رجزخوانی ما بود از همت ما بود اگر کوه به پا خاست ما اهل توسل شده بودیم، خدا خواست پروانه به پروانه در آتش زده بودیم با آیه‌ی والفجر به لب آمده بودیم ما آمده بودیم که شیطان بگریزد دیو ستم از دیدن انسان بگریزد گفتیم مبادا که خریدار نباشیم یوسف برسد ما سرِ بازار نباشیم گفتیم چه غم دشمن ما گرچه زُبیری‌ستخونی که درون رگ ما هست، زُهیری‌ستاز نعره‌ی جاء الحق ما رعد خروشید ما چشمه شدیم از دل ما حادثه جوشید ای عشق! بفرما که در این خانه بمیریم بگذار بر این میکده مستانه بمیریم مستانه بمیریم ولی تاک نیفتد تا پرچم این قافله بر خاک نیفتد✍️ #محسن_ناصحی#دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیبه قطره قطره باران قسم که دریاییم به برگ برگ درختان... که دشت و صحراییم  بهار روی من و تو حساب کرده، بیا که در تلاطم اسفند هم شکوفاییم  غروب پشت سر ماست، پیش رو سحر است به شب زدیم شبیخون که صبح فرداییم  در انتظار طلوعیم، از چه بنشینیم؟ بلند شو که ببینند در بلنداییم  به رغم حجم غبار و هجوم دائم سنگ درون آینه‌های شکسته پیداییم  بگو به باد و به طوفان، که مومنیم به نوح بگو به نیل و به فرعون، یار موساییم  سری اگر به بدن مانده نذر حضرت دوست قسم به نیزه سرافراز معرکه، ماییم  هنوز هم شهدا حاضرند در میدان سپاه نور می‌آید، که گفته تنهاییم؟  به ردّ پای شهیدان قسم که تا خورشید به چشم‌روشنی سرنوشت می‌آییم ✍️ #عاطفه_جوشقانیان #دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیباز جاری‌ست خیابان به خیابان این شورهم‌قدم باز رسیدیم به میدان حضورزنده‌تر می‌شود این شور و نوا نسل به نسلتازه‌تر می‌شود آزادی ما نسل به نسلزنده‌گانِ نَفَسِ قدسی روح‌اللهیمآیه‌ی فتح بخوانید که ما در راهیمسربه‌سر ملت عشقیم که تا جان داریمسر و سودای رسیدن به شهیدان داریمراهیانیم در این جاده‌ی پر رؤیا ماهرکه در بیعت عشق است بیاید با مابهمن است و دل یک سال به این ماه خوش‌ استپرچم است و به دلش جلوه‌ی «الله» خوش‌ استپرچم عشق که خورشیدِ همه آفاق استتار و پودش همه از خونِ رگِ عشاق استشده هنگام علمداری ما بسم اللهبگذر از خویش و به این بزم بیا بسم‌ اللهشده در بزم وفا جام بلا دست به دستپرچم دوست رسیده‌ست به ما دست به دستبر زمین هر طرفی دست علمداری... آهسر هر دار خدایا سر سرداری... آهبیرق مستی این تاک نخواهد افتادبه اباالفضل که بر خاک نخواهد افتاد* *حاج قاسم که صدایش، نفس صبح‌دم استگفت جمهوری اسلامی ایران، حرم استباز دلتنگ تو هستیم کجایی ای مرد؟!دل به لبخند تو بستیم کجایی ای مرد؟! صف اول که به لبخند تو زیبا می‌شد شعر هم مثل همه محو تماشا می‌شد انتقام تو که کابوس شب آمریکاستای یل معرکه! والله که بر ذمّه‌ی ماستاین نه عهدی‌ست که یک‌آن هم از آن برگردیمجان سالم ببرد قاتل تو، نامردیمشیرمردا! ز تو این روبهکان می‌ترسندآری از اسم تو هم مثل اذان،  می‌ترسندتو در این ظلمت شب، سرخ‌ترین فریادیبردن نام تو ممنوع شد ای آزادی!مرد باید، که به هنگام خطر یل باشد روز میدان و شب واقعه اول باشد* *ای نشسته صف اول! به عدالت برخیزمالک راه علی شو، به شجاعت برخیزچشم‌ها را بنگر، تشنه‌ی عدل است وطن هم‌قدم با صف مردم، به صف ظلم بزنبا زر و زور، علی‌وار و دمادم بستیزصف‌شکن باش و در این خط مقدم بستیز«تازه آغاز جهاد است» بر این طبل بکوب«وقت اعدام فساد است» بر این طبل بکوب* *صبر کردیم و کنون موسم پیروزی ماستشک نکن بر اثر صبر، ظفر روزی ماستدارد اقرار کنون دشمن دیرین به شکستمفتضح گشته و خود نیز به این معترف استرفت آن هیبت پوشالی‌ دشمن بر بادنرود حیله‌ی دجالی‌اش اما از یادچون که در معرکه‌ی جنگ سرش خورده به سنگفکر نیرنگ کند باز و شود رنگ به رنگ* *گره کار وطن، غیرت ما می‌طلبد عقل و عشق و جگری چون شهدا می‌طلبد خندق است آی ببینید که احزاب آمداز صف ما برود، هرکه پی خواب آمدعشق می‌بارد و سرها به تماشا مستنددل بریدند ز خود تا به خدا پیوستندعطر عشق است که در شام و یمن پیچیده‌ست نور یارست به روی شهدا تابیده‌ستره چراغان شده! جامانده مبادا باشیممی‌رود قافله! وامانده مبادا باشیم* *قدس ای قبله‌ی اول! خط پایانی تومقصد قافله‌ی هند و خراسانی تو!هر که دارد سر همراهی سر، بسم اللههر که دارد جگر خوف و خطر، بسم الله! ✍️ شاعران: ▫️#محمدمهدی_سیار▫️ #میلاد_عرفان_پور ▫️#علی‌_محمد_مؤدب#دهه_ مبارک_فجر #سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامیما مردمان جانمان را، از خاک ایران گرفتیم ما مشق از قطره قطره، خون شهیدان گرفتیم آری، نه تنها که دنیا، مبهوت این سرزمین است حتی خود ما از این عشق، ناخن به دندان گرفتیمامروز روشنتر از پیش، مرز سیاهی و نور استما صالحان جهان را، از چنگ شیطان گرفتیمکشتند و‌گفتند کشتید، کار خدا را ببین که ما عزّت و آبرو از، آشوب و  بحران گرفتیمما را که شور حسینی، مرد عمل بار آورد هرجا که از پا نشستیم، با روضه اش جان گرفتیم در آرزوی شهادت، عمریست ماندیم امّا شاید خدا خواست ما هم، یک روز سامان گرفتیم#الهام_باقری ]]> تاريخ و حماسه Tue, 10 Feb 2026 12:42:16 GMT http://asremrooz.ir/vdchqvnxx23nmid.tft2.html سلام ، حضرت باران ، خوش آمدی آقا // پنـاه محــکم انســان ، خوش آمدی آقا http://asremrooz.ir/vdciyuapwt1awz2.cbct.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ پانزدهم شعبان المعظم مصادف است با سالروز ولادت باسعادت، نقطه شروع شفق، منجی عالم بشریت، منتقم خون حسین، عزیز فاطمه، حجّت برحق، امام منتظر، حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفضمن عرض تبریک و شادباش به ساحت ملکوتی حضرتش ارواحناه فداه و نایب برحقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:#نیمه_شعبان#میلاد_امام_زمان عجل الله دلم قرار نمی‌گیرد از فغان بی تو  سپندوار ز کف داده‌ام عنان بی تو  ز تلخکامی دوران دلم نشد فارغ  ز جام عیش لبی تر نکرد جان بی تو چون آسمان مه‌آلوده‌ام ز تنگدلی  پر است سینه‌ام از انده گران بی تو نسیم صبح نمی‌آورد ترانه شوق  سر بهار ندارند بلبلان بی تو لب از حکایت شب‌های تار می‌بندم  اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی تو چو شمع کشته ندارم شراره‌ای به زبان  نمی‌زند سخنم آتشی به جان بی تو ز بیدلی و خموشی چو نقش تصویرم نمی‌گشایدم از بی‌خودی زبان بی تو از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق چو ذره‌ام به تکاپوی جاودان بی تو عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شکرین‌دهان بی تو گزاره غم دل را مگر کنم چو امین جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو  مقام معظم رهبری#نیمه_شعبان#میلاد_امام_زمان عجل اللهصف به صف خیل ملائک به فلک استادندبال بر بال زنند و ز طرب دلشادندهمه خاموش ز هر ولوله و فریادندخبر از خلقت طاووس بهشتی دادند دست بر سینه نهاده، همه گُل در دستنددل ز کف داده و آماده‌ی وصلش هستندناگهان شور و نشاط دگری برپا شدصحبت از قطره نبود و سخن از دریا شدهمه‌جا غرق تماشا، همه‌جا زیبا شدآخرین مهر جهانتابِ ولا پیدا شد   واژه‌های همه‌ی شعر مرا برهم زد«عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»آه ای عشق! تو ما را به کجاها بُردیاز زمین اوج گرفتی، به ثریا بُردیدل مارا به سوی گلشن طاها بُردینام زیبای گل نرگس مارا بُردی   شکرلله که چنین غرق ارادت شده‌ایمباز دعوت شده‌ی جشن ولادت شده‌ایمچند سال‌ست که ما جشن ولادت داریمبا خیال خوش تو، ذکر و عبادت داریمگرچه دوریم زتو، بر تو ارادت داریمچشم بر راه تو ای صبح سعادت داریم  کاش جشنی به حضور تو به‌پا می‌کردیم جان خود را به قدوم تو فدا می‌کردیم کافران از خبر آمدنت آشفتندعرشیان اشک ز مژگان به وصالت سفتندعاشقان مثل گُل از مقدم تو بشکفتندعطر انفاس تو پیچید و ملائک گفتند:  «نفس باد صبا مُشک فشان خواهد شدعالم پیر دگرباره جوان خواهد شد»ای جلالُ لـلَّه و ای نورِ علی نور! بیامعنی آیۀ والشّمسی و والطّور، بیالیلة القدر بشر! آیۀ مستور! بیامحیی دین! نَفَست نفخه‌ای از صور، بیا  هستی دینِ خداوند زهست تو بُوَدپرچم نصرُ من الله به دست تو بُوَد گرچه در جان همه، شوق تمّنا باقی‌ستقطره فانی شود و جلوۀ دریا باقی‌ستجمعه‌ی روز ظهور تو به دنیا باقی‌ستچند جمعه دگر از زندگی ما باقی‌ستاشک حسرت زچه در هجر نپاشیم همهحیف باشد که در آن جمعه نباشیم همه✍️ #سیدهاشم_وفایی#نیمه_شعبان#میلاد_امام_زمان عجل اللهمژده بیداردلان! پیک سحر در راه استشب دلواپسیِ منتظران کوتاه است همه‌جا صحبت درمان تب سختی‌هاستهمه‌جا حرفْ سرِ نسخه‌ی خوشبختی‌هاستگوش کن! زمزمه‌ی خاتمه‌ی تاریکی‌ستخیمه‌ی حضرت خورشید، همین نزدیکی‌ست!گوش کن لایحه‌ی دولت خوش‌عهدی رابر دماوند بزن پرچم یا مهدی راشوق دیدار رسانده‌ست به لب جان‌ها رابوی اسپند قرق کرده خیابان‌ها راخبر این‌بار دقیق است! می‌آید منجیوعده‌ی عهد عتیق است، می‌آید منجیلوح محفوظ بشارت به ظهورش دادهدل به آن لهجه‌ی آرام و صبورش دادهمی‌رسد بت شکنی! چون بت و نمرودی هستقول قرآن و زبور است که موعودی هستگفته انجیل که فریادرسی می‌آیدصبح آدینه مسیحا نفسی می آیددو قدم مانده فقط! خسته شدن بی معناستپشت این گردنه‌ی سخت، بهشتی پیداستعمر دجال به فردا نرسد، کوتاه‌ستباخبر باش! خبرهای خوشی در راه‌ستذوالفقار خِردش مصلح کژ تابی‌‌هابرسد کاش به گوش کر وهابی‌هاکعبه آماده‌ی اثبات مسلمانی‌هاستنوبت بستن پرونده‌ی سفیانی‌هاست✍️ #وحید_قاسمی #نیمه_شعبان#میلاد_امام_زمان عجل اللهبوی خوش بهاری دارد شمیم شعباندل زنده می شود با عطر نسیم شعباندنیا شود به کامش عقبا شود به کامششد هر که بهره مند از فیض عظیم شعبانتا که شریکِ شادیِ اهل بیت باشدیک ماهِ سالِ خود را دل شد مقیم شعبانبرعکس ماه گردون ماه حسن بر آیدوقتی رسیده باشد دیگر به نیمه ؛ شعبانقصد طواف دارد دور بقیه الله احرام بسته ذیِ الحجّه در حریم شعبانمهمان خانه ی حق مهمان آن جناب استماه مبارک من یک پنجه آفتاب است دارد خبر می آید از دلبری دوباره می بارد اشک شوق از چشم تری دوباره جشن و سرور دارم جامی طهور دارممستم ز تاک انگور عسگری دوباره این نرگس است و دارد مهدی به دامن خود؟یا آمنه ست و دارد پیغمبری دوباره؟مثل حکیمه چشم حور و پری و غلمانمحو نزول اجلال حیدری دوباره دردانه ی یَشوعا نه ؛ نوعروس زهرا آورده هم شبیر و هم شَبَّری دوبارههم تالی حسین و هم ثانی حسن اوستیک تن ولیکن آیینه دار پنج تن اوستای بی مثال مهدی ای بی نظیر مهدیعمری به دام عشقت هستم اسیر مهدیانگار برد بالا دست تو را پیمبر جاری ست بر زبان نامت از غدیر مهدیمیراث دار زهد مولی الموحدینی شاهی و می نشینی روی حصیر مهدیدریای عشق و احساس سیب دو نیم عباسمثل عمو دلیری خیلی دلیر مهدی بحرالعلوم ها را از برکت تو داریم ای بانی کرامت خیر کثیر مهدی در دولت کریمه با نَظرَةً رَحیمهکاری بکن برای رعیت امیرمهدی! آقا بیا که دیگر وقت قضاوت توستچشم همه به سوی حکم عدالت توست تفسیر مهربانی گل خنده ی ملیح اتاقا اجازه دارد یوسف شود شبیه ات ؟دل داده هر که بر تو دل برده از خلایق راهب کشیش و اسقف دلداده ی مسیح اتای حکمت خروشان جهل مرا بپوشاناز معرفت بنوشان بر تشنه ی نصیحتهر کس رسید پابوس شد سید بن طاووس با شیوه ی نوین تربیت صحیح اتقطعا امام کعبه بر روی بام کعبه روزی اذان بگویی با لهجه ی فصیحتنطق تو بی تقیه تفسیر شقشقیه آغاز خطبه های بی پرده و صریحت بر بیرقت نوشته تنها علی امیر استسیلی تو به جبت و طاغوت بی نظیر است پر کرده عالمی را حسن تو یوسف منآخر چه شد عزیزم اذن تشرف من ؟در ذره ذره ی دل مهر تو رخنه کردهشد رحمت نگاهت خرج تصرف مندیدم به خواب هستم مهمان سفره ی تو در خیمه سیب سرخی کردی تعارف من شاعر خطاب کردند امروز عاشقت راوقتی قلم نهادی دیروز در کف مندیدم به چشم خود که با نام دلربایتسرشار عشق شد شعر بی تکلف منمثل همیشه نامت بسیار خوش نشستهزیباترین ردیف شعر مردف منبردیم نام قائم را احترام کردیم مثل امام هشتم ما هم قیام کردیم با اینکه در سر خود موی سپید دارم اما به دیدن تو هر شب امید دارم روح القدس به اذنت دیشب مرا  بغل کرداز لطف توست اگر من شعری جدید دارم وقتی تویی عزیزم هستم عزیز مردم وقتی تویی مرادم کلی مرید دارمهر روز روز غیبت هر روز درد غربتمن روزهای سختی در سررسید دارم روز وصال با خود عطر بهار دارد بعد از ظهورت آقا هر روز عید دارم ارشاد کرده دل را تا خیمه گاه سبزتقلبا ارادتی بر شیخ مفید دارم من پا به پای چشمت هر صبح و شام اشکیدر روضه های سخت شاه شهید دارم اسم حسین آمد دل راهی حرم شد اسم حسین آمد یکباره تشنه ام شد علیرضا خاکساری#نیمه_شعبان#میلاد_امام_زمان عجل اللهسلام ، حضرت باران ، خوش آمدی آقاپنـاه محــکم انســان ، خوش آمدی آقاشکست ظلمت شب از شکوه بدر رُخَتسلام طلعــت رخشان ، خوش آمدی آقابه زیر پای تو فرش ستــاره چیـده فلکعزیز عــرشـیِ پنهــان ، خوش آمدی آقابه خــاطر رُخ مــاه تو ، مــاه ، کامل شدکمــال نیمــهٔ شعبــان ، خوش آمدی آقابغل بغل گل نرگــس به یُمــن مقــدم توشکفته شد به گلستان ، خوش آمدی آقازمانه شد متحیر ، زمین به جــوش آمدبه عشق مهدیِ دوران ، خوش آمدی آقاتو آمـــدی دو جهــان بر مــدار تو گرددامیـــر عـــالم امــکان ، خوش آمدی آقاتویی حقیقت اعجاز و  رمــز جاءَ الحقشکـــوه آیــهٔ قــــرآن ، خوش آمدی آقانــوید داد زمســـتان ، شمیــم نرگس را رسیـــد با تـو بهــاران ، خوش آمدی آقابیا که دوری ات از دل گرفته صبر وقرارقـــرار قلــب پریشــان ، خوش آمدی آقابشارت آمده فصـل ظـهور، نزدیک استرســــیده آخر هـجران ، خوش آمدی آقابیــا  دوباره به دشــت کویر جــانهامانببـــار حضــرت بـاران ، خوش آمدی#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا ]]> تاريخ و حماسه Tue, 03 Feb 2026 13:22:15 GMT http://asremrooz.ir/vdciyuapwt1awz2.cbct.html الا ای جارچی‌ها طبل بردارید که آمد // علی ‌بن ‌حسین ‌بن‌ علی ‌بن ‌ابی‌طالب http://asremrooz.ir/vdceo78x7jh8n7i.b9bj.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ یازدهم شعبان المعظم مصادف است با سالروز ولادت باسعادت سرو بوستان پیامبر، شبيه ترين آينه ي پيغمبر، فرزند رشید حضرت اباعبدالله الحسین حضرت علی اکبر علیهم السلام.ضمن عرض تبریک و شادباش به ساحت ملکوتی بقیت الله العظم ارواحناه فداه و نایب برحقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلامطنین عشق به مافوق کهکشان می رفتصدای شورِ بشر تا به لامکان می رفتنفس نفس پر و بال فرشتگان می رفتخبر به دست ملائک به آسمان می رفتتمام عرش ز شوق شنیدش پا شدخبر رسید به بالا..،حسین بابا شدبه رودخانه تمنای وصل دریا دادبه جبرئیل کمی فرصت تماشا دادبه دست مریم اربابمان،مسیحا دادخدا ودیعه ی خود را به ام لیلا دادعروس فاطمه با یک ‌گُلَش بهار آوردبرای دلبر کُون و مکان نگار آوردگلاب های جهان مست عطر شب‌بویندهزار شانه‌به‌سر لابه‌لای گیسویندتمام بیشه به دنبال ناز آهویندبه شیرزاده به غیر از علی چه می گویند؟!حسین در بغل خویش لای‌لایش کردبرای بار نخستین علی صدایش کردستاره تا که نگاهی به قرص ماه انداختنماز بندگی عرش را به راه انداختهزار یوسف دلداده را به چاه انداختتمام آینه ها را به اشتباه انداختدو تیغ ابروی اکبر به مرتضی رفتهچِقَدر خُلقاً و خَلقاً به مصطفی رفتهخبر دهید به خُم ها شراب ناب آمدبه چشمه‌سار بگوئید روح آب آمدبه گوش شب برسانید آفتاب آمدکریم زاده ای از نسل بوتراب آمدنبی که نیست ولیکن نبوتش علنی استاصول تربیت او حسینی و حسنی استاز آن زمان که گِلم را به عشق اَفشُردندمرا به دست کسی غیر یار نسپردندتمام شهر ز خوانش طعام می بُردندهزار جُون سر سفره اش نمک خوردندفقیرهای درش گرم سروری هستندغلام های حسین از دم اکبری هستندبه آفتاب بگو خلوتی اجاره کندبه ذره گر نظر لطف،ماه‌پاره کنداگر به خاک سر کوی خود اشاره کندبه آسمان رود و عرش را نظاره کندهنوز برکه ی ما عکس ماه را داردگدای پشت درش حکم شاه را داردشکوه کوه حرا شانه های شهزادهعبای سبز محمد عبای شهزادهقیامتی است نماز عشای شهزادهبلال ها همه مات صدای شهزادهعلی به کنگره ی شهر تا اذان می گفتحسینِ فاطمه در هر فراز..،جان می گفتنسیم با سر زلفش همیشه درگیر استغلاف آهنی اش جایگاه شمشیر استلب تشهدی اش پرتگاه تکبیر استدرست مثل اباالفضل این پسر،شیر استهمیشه شانه به شانه کنار عباس استبه نام حضرت زهرا چقدر حساس استعقاب از نفس کرکسی نمی ترسدو باغ یاس ز خار و خَسی نمی ترسدرقیه در بغلش از کسی نمی ترسدز درد و غصه و دلواپسی نمی ترسدرشید اهل حرم،رهبر سپاه حسینپناه فاطمیات است جان‌پناه حسینبنا بر این شده مثل عمو علم بزندتمام لشکر کفار را بهم بزندو قبل از آنکه دمِ رفتن از حرم بزندکمی برای پدر جانِ خود قدم بزندچِقَدر با قد و بالاش عشق می کردهحسین وقت تماشاش عشق می کردهمخدّرات برایش نقاب آوردندبرای نور جبینش حجاب آوردندحنای سرخ به قصد خضاب آوردندبرای باز شکاری عقاب آوردندتمام خیمه در این لحظه اضطراب گرفتپدر برای علی‌اکبرش رکاب گرفتدلاورانه به کشتار خصم تیغ گشودبه ضربه ای سر و دست از عدوی پست ربودبه کوری همه ی آن حرامیان حسودحسین با رجز او به وجد آمده بودشبیه صاعقه بر فرق کفر می باردعلی علیِ علی‌اکبر آفرین داردچه می شود که کسی ناگهان کمین بخوردچه می شود که پری تیرِ سهمگین بخوردچه می شود اگر ابروی ماه چین بخوردخدا نیاورد این مصطفی زمین بخورد...قد بزرگ عشیره دم حرم تا شدخبر رسید که شهزاده ارباًاربا شدلهوفِ ماه گرفتار پنجه ی شب شدورق ورق همه ی دشت از او لبالب شدرشید خیمه لگدمال سم مرکب شدچگونه پیکر او در عبا مرتب شد؟!نپرس اینکه چه آمد به روز اکبر اوهنوز مثل معماست شکل پیکر اوبردیا محمدی#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلامبلند مرتبه بود و بلند بالا بودامامزاده ی آقا چقدر آقا بودکدام واژه تواناست وصف دریا راکه آنچه بود به اکبر شبیه ، دریا بودپیمبر است ؟ نه. آیا امام ؟نه ، هردوکه نیم حیدر و یک نیمه نیز طاها بودهمیشه بر سر دیدار او جدل می شدبرای دیدن رویش همیشه غوغا بودعلیّ اکبر لیلاست این ، که مجنون همبرای دیدن او در صف تماشا بودعلیّ اکبر زهراست این که یوسف همبه عشق نوکریش خسته از زلیخا بودبرای بردن نامش وضو بگیر ای شعرقلم بایست که وصفش نه حدّ املا بودبرای گفتن أن علی ولی الله بگو کدام مؤذّن چنین توانا بودعصای دست حسین است این پسر اماشکسته دیدمش آنجا که عشق تنها  بودکدام گرگ ؟ چگونه درید یوسف را ؟که تکّه تکّه ی او در تمام صحرا بودحسین بود و عبایی پُر از علی اکبرحسین بود و عصایی که إرباً إربا بودمحسن ناصحی#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلامسلام ای ماه را جانان؛ سلام ای شاه را نائبسلام ای درد را درمان؛ سلام ای قلب را صاحببه مدحت کاری از دست غزل که برنمی‌آیدچگونه وصف تو گویند شاعرها در این قالبتو قرآن حسینی که خدا تقدیم او کردهکه در هر سوره نه؛ هر آیه داری سجده‌ای واجبملائک در دلِ هفت‌آسمان تنها تو را دیدندفراوانند انجم؛ کیست غیر از روی تو ثاقب؟گمانم صبح میلاد تو ای پیغمبر ثانیکسی ناقوس نشنیده؛ اذان می‌گفته هر راهبهنر زیباتر است آن‌گاه که خرج علی گرددبخوان مداح؛ بسم‌اله؛ بگو شاعر؛ بزن مطربالا ای جارچی‌ها طبل بردارید که آمدعلی ‌بن ‌حسین ‌بن‌ علی ‌بن ‌ابی‌طالبچه جذابیتی داری که عباس از طلوع صبحبه نور روی تو مانده‌ست خیره تا دم مغربتو از راه آمدی تا پشت حق باشی و حق با توکه از امروز می‌لرزد به خود هر ظالمِ غاصبمیان معرکه شانه به شانه با اباالفضلیکدام ابله گمان کرده که بر این دو شود غالبتو برمی‌گردی ای شیرِ جوانان بنی‌هاشمتو رجعت می‌کنی با آن امام حاضرِ غائبحمید رمی#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلاممِهر او فانوس‌ها را ماه تابان می‌کندشمع بزمش کار خورشید فروزان می‌کنداین جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر استروزبه را با گل لبخند، سلمان می‌کندابرویش تشریح بسم‌الله رحمان رحیمبی‌سخن گفتن لبش تفسیر قرآن می‌کنداز صنوبرها شکوه قامتش دل می‌بردخواب گندم‌زار را مویش پریشان می‌کندبا دم عیسی اگر مردم مسیحی می‌شدندچهره‌ی اکبر مسیحی را مسلمان می‌کندهر که شعری گفت در وصفش ولی لیلا سرود“من گُلی دارم که عالم را گلستان می‌کند”یوسف اولاد خاتم بس که دارد منزلتخاتم شاهی در انگشت سلیمان می‌کندگرچه می‌دانیم “در بهداری قُرب حسیندردها را بیشتر عباس درمان می‌کند”اکبر لیلا هم اینجا دستگیری دیگر استاز همان پایینِ پا بی‌وقفه احسان می‌کنددل بریدی از همه عالم، برو پایینِ پاگریه کن چون او نظر بر چشم گریان می‌کندیاد آن ساعت که دیدند آسمانی‌ها حسینجان خود را در عبا تقدیم جانان می‌کند✍️ #سیدمیلاد_حسنی #میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلامای شب شعر رسالتغزل ناب اصالتکی رسد دست جنون قلم شاعر مجنون به‌وصالتتو که از جنس خداییتو که ممسوس در آن ذاتی و از خلق جداییهمه عالم به تو مجنونپسر حضرت لیلاعلی‌اکبر مایی تو که هستی علی‌اکبرتو چه هستی علی‌اکبرتوعلی‌‌ و‌ تو محمدحسنینی، پسر فاطمه‌هستی علی‌اکبر کرمت نخله‌ی طوباست که از عرش خدا شاخه دواندهرطب سفره‌ی شعبان تو ماه رمضان را سر افطار نشاندهجذبه‌ات طینت ما را به خداوند رساندهچقدر جاذبه داری علی‌اکبرنطق‌تو نطق‌محمدخلق‌تو خلق محمدخلقتت خلقت احمدچقدر مرتبه داری علی‌اکبر برقع از چهره اگر پس بزنی روز قیامتوای از آن زلف و رخ و عارض و قامتقلم و دفتر و دیوانصف‌محشر، صف‌میزانیک‌به‌یک محو مقامتهمه مشتاق به پابوس و سلامتدلربایی تو را یوسف‌صدیق به تصدیق درآمداز تجلی‌تو جبرییل به تشویق درآمد سوره‌ی شمس حسین‌است و قمر کیست اباالفضلآمدی مثل اباالفضل از او نور بخواهیما همه مست‌حسینیم‌ و تو حق داری از او خوشه‌ی انگور بخواهی فطرتا ای علی‌اکبر ز علی جربزه‌ی شیر گرفتیاز عمویت حسن آموزش شمشیر گرفتیبار اول که به همراهی بابا به کمان تیر گرفتیعمه از ذوق تو خندید‌علی‌جانچشم عباس درخشید‌علی‌جانکربلا از تو به لشگر خطی از خشم و غضب ماند‌علی‌اکبراز دلیری‌تو خصم پسرفاطمه در بهت و عجب ماند‌علی‌اکبربس که کشتی ملک‌الموت عقب ماند علی‌اکبرای دلیری تو یادآور خیبرجان‌عالم‌بفدایت علی‌اکبر روز میلاد تو می‌زد لب ارباب گل‌بوسه‌ به رویتبه فرقت، به گلویتچقدر هلهله‌می‌کرد ز فرط شعف و شوق عمویتبا چه‌حال عمه‌‌‌ی سادات زده شانه به مویتروز میلاد‌تو جای همه‌خالیجای پیغمبر و جای علی و فاطمه خالی قوت قلب حسینی و جگرگوشه‌ی اهل حرمی توروشنی دل زینب، رافع هر‌چه غمی توای دلارآی رقیهقدرت پای رقیهدوش‌تو جای رقیهروزی آمد که رقیه به تماشای تو بر نیزه و جمعی به تماشای رقیهروزی آمد که زمین تشنه خون شدتو به لشکر زدی و بخت نگون شدپیکرت از فرس افتادپدر از نفس افتادپس افتادهر طرف روی زمین قسمتی از تو علی‌اکبراربا اربا شدی ای شبه پیمبرکار مشکل شده عباس عبایی تو بیاورامیر عظیمی ]]> تاريخ و حماسه Sat, 31 Jan 2026 12:10:43 GMT http://asremrooz.ir/vdceo78x7jh8n7i.b9bj.html شماها در جمهوری اسلامی وظایف سنگینی را باید به دوش بکشید http://asremrooz.ir/vdchkvnx623nmvd.tft2.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ پاسدار شهید سید رضا ایلالی در تاریخ ۲ مهر ۱۳۳۵ در ساری استان مازندران چشم به جهان گشود و در ۸ بهمن ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی شلمچه به فیض شهادت نائل آمد.به گزارش عصر امروز سن این شهید عزیز هنگام شهادت ۳۰ سال بود و در ایام سالگرد شهادت این شهید عزیز بخش‌هایی از وصیتنامه ایشان را مرور می نماییم:✅ خدای من شاهد باش که من برای رضای تو و به فرمان روح خدا و برای احیاء دین و تداوم انقلاب منتسب به تو، به جبهه می روم نه برای چیز دیگر.✅ من به خاطر اسلام در این راه قدم گذاردم و اسلام را در امام خمینی یافتم و حرف او حرف اسلام است و اسلام یعنی پیاده شدن احکام قرآن و قرآن کلام خداست.✅ پس شما باید سخن امام خمینی را با جان دل پذیرا باشید و مبادا روزی فرا رسد که خدای نکرده چون مردم کوفه با او رفتار کنید✅  برادرها، شماها در جمهوری اسلامی وظایف سنگینی را باید به دوش بکشید، یک لحظه وقتتان را بیهوده به هدر ندهید و برای پیشبرد انقلاب اسلامی لحظه ای ساکت ننشینید و آنچه در توان دارید بکوشید تا این انقلاب الهی به تمام جهان صادر گردد و در مسیر اسلام عزیز گام بردارید و پشتیبان ولایت فقیه باشید.✅ خدایا به امام ما سلامتی و تندرستی همیشگی، به امت ما پشتکار و مقاومت، به رزمندگان ما صلابت و شجاعت، به روحانیت ما تقوا و عبادت و خدمت، به پاسداران ما شناخت مکتب و به دشمنان اسلام ذلت و پستی بیش از پیش عطا بفرما.🤲 هدیه به ارواح طیبه شهدا، امام شهدا و شهدای عزیزی که امروز سالگرد شهادتشان می‌باشد و این شهید عزیز فاتحه باصلوات. ]]> تاريخ و حماسه Thu, 29 Jan 2026 11:46:51 GMT http://asremrooz.ir/vdchkvnx623nmvd.tft2.html مژده ای اهل ولا ، روح عبادت آمد // چارمین حجت حق، شمس هدایت آمد http://asremrooz.ir/vdchxwnxi23nkwd.tft2.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ پنجم شعبان المعظم مصادف است با سالروز ولادت سید الساجدین، یادگار دشت کربلا،  زینت عبادت کنندگان، حضرت علی ابن الحسین علیهما السلام.ضمن عرض تبریک و شادباش به ساحت مقدس بقیت الله العظم ارواحناه فداه و نایب بر حقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:#ولادت_امام_سجاد_علیه السلاممژده کز آفاق روشن، گل به دست آمد بهاربرگ برگ سبزه را شیرازه بست آمد بهاردید دریا تشنه، صحرا عاشق است آمد بهارجام بر کف، خنده بر لب، می‌پرست آمد بهاردر مسیرش مخمل سبز چمن گسترده‌اندحلّه رنگینِ یاس و یاسمن گسترده‌اند باغ باید در قدومش عنبر‌افشانی کندهدهد شهر سبا، بال و پرافشانی کندماه بَذر نقره پاشد، گوهرافشانی کندآفتاب از مشرق گیتی زرافشانی کندتا ببیند آسمان اوج و فرود عشق راتا بخوانند اختران با هم سرود عشق را انتظار عاشقان فجر امید دیگری‌ستروشنی‌بخش جهان صبح سپید دیگری‌ستدر بهار آرزو عید سعید دیگری‌ستزاد‌روز سید سجاد عید دیگری‌ستعید تقوا و عدالت، عید آزادی رسیدجشن ایثار و شهامت، موسم شادی رسید کیست این مولا که شد صدق از صفایش جلوه‌گرعشق از او پیدا شد و مهر از وفایش جلوه‌گرحُسن یوسف از جمال دلربایش جلوه‌گرمطلع‌الفجر اجابت از دعایش جلوه‌گرلیلة‌القدر امامت، ناز‌پرورد حسیناز دو عالم آشنا‌تر با غم و درد حسین آن که آیین وفا را جلوه بخشید و جلاشاهد بزم و شهادت، یادگار کربلاروح ایمان و عبادت، اسوۀ اهل ولاخطبه‌خوان بی‌نظیر و... خسته از شام بلاراهبان کعبۀ آزادی و عشق و جهادپاسدار مکتب توحید و عدل و اتحاد دفتر آزادگی با سعی او شیرازه شداز گلاب اشک او گلزار ایمان تازه شدعشق عالم‌گیر شد، عرفان بلندآوازه شدآسمان در حیرت از آن صبر بی‌اندازه شدچون دم پاک مسیحا خطبه‌های شام اوزخمه بر تار عواطف زد صلای عام او گر چه عمری حسرت ایام را در دل نهفتگر چه در گلزار احساسش گل ماتم شکفتدشمن از اندیشۀ بیدار‌باش او نخفتاز قیام روز عاشورا سخن بی‌پرده گفتلاله‌های دشت خون را باغبانی کرد و رفتنهضت سرخ شقایق را جهانی کرد و رفت ای مدینه! ای که اعجاز لبش را دیده‌ایای که در هجرانِ گل، تاب و تبش را دیده‌ایگریۀ صبح و مناجات شبش را دیده‌ایصبر طاقت‌سوز و سعی زینبش را دیده‌ایموج‌زن دریای خون را دیده‌ای تا کربلادر رکابش یک چمن گل چیده‌ای تا کربلا ای مدینه! ما که از آن روضه دور افتاده‌ایمچون پرستو در بهار، از شوق و شور افتاده‌ایمخانه بر دوشیم و از فیض حضور افتاده‌ایمما مگر از چشم آن دریای نور افتاده‌ایمای مدینه! ارغوانی رنگ شد دل‌های ماسینه‌ها آتش گرفت و تنگ شد دل‌های ما ای مدینه! باز در کوی تو منزل می‌کنیمباز از دریای حسرت رو به ساحل می‌کنیمپشت دیوار بقیعت خاک را گِل می‌کنیمنور زهرا را چراغ روشنِ دل می‌کنیمای مدینه! ای که بوسیدی رکاب جبرئیلباز کن بر روی این پروانه «باب جبرئیل» ای مدینه! ما که با گل‌ها تبسم ‌می‌کنیمدر خیال خود تو را هر شب تجسم می‌کنیمگر بخوانی در حضورت دست و پا گم می‌کنیمبا نسیم صبحدم، گاهی ترنم می‌کنیمجلوۀ جنت به چشم خاکیان دارد بقیعیا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع #استاد_محمد_جواد_غفورزاده_شفق#ولادت_امام_سجاد_علیه السلامناگهان بانگِ هَل اَتیٰ پیچیددر دل صورها، صدا پیچیدصوت شیرین ربَّنا پیچیدعطر سجاده‌ی خدا پیچیدمُرشد اهل دین! سلامٌ علیکسَیِّدُ السّاجدین! سلامٌ علیکنغمه‌ی چَنگ و ضَربِ دف آمدموسمِ شادی و شعف آمدمِی عُشّاق از نجف آمددادِ کعبه از آن طرف آمد:گوش‌ها! بشنوید فریادمعاشقِ سینه‌چاکِ سجادمماه، نِعمَ الْبَدَل گرفت تو راحُسن، ضربُ المثل گرفت تو راشعر، بیتُ الغزل گرفت تو راتا پدرجان بغل گرفت تو راشب میلاد... کربلا رفتیبین آغوشِ عشقِ ما رفتیما ذبیحِ نگاهِ دلداریمبخدا سرسپرده‌ی یاریمدار بر دوش، مثلِ تَمّاریمبا علی‌ها چه عالمی داریمشَرَفُ الشَّمس مَشرقینی تودوّمین حیدر حسینی توعشق تزریق کرده در جانتتا پدر کرده بو‌سه‌بارانتعمه می‌گفت: ای به قربانت......به عمویت کشیده چشمانتچشمه‌ای، رو به جو نخواهی زدبا ابالفضل، مو نخواهی زدفرشِ پشتِ درِ تو از پَرِ ماستبامِ تو لانه‌ی کبوترِ ماستخانه‌ات سرپناهِ آخرِ ماستمادرت آبرویِ کشورِ ماستبا تو ما نیز جزءِ این ایلیمعجمی زاده‌ایم... فامیلیمهر که در کویِ وحدتِ تو دویداز همه غیر رَبِّ خویش بُریدبال هرکه عروج را فهمیداز صحیفه به صحن عرش رسیدمَلَک وحی اگر جلیل شدهبا دعایِ تو جبرئیل شدهقَطره‌ی نطقِ تو خودش دریاستواژه‌هایت عجیب بی‌همتاستمنبرت بانیِ تحول‌هاستخطبه‌ات مُهرِ ثبتِ عاشوراستاز تو داریم نوحه و دم رااز تو داریم این محرم راغمِ من را حضور تو کم کردعشق را بین سینه‌ام دم کردگنبدت را دلم مُجَسَّم کردحَرَمت را درست خواهم کرددر بقیعت به پا کنم... علنی!اوّلین چایخانه‌ی حسنیکاشی‌اش پُر لَعاب خواهد شددل زُوّار آب خواهد شدآب حوضش شراب خواهد شدصحن‌ها، انقلاب خواهد شدکنج هر صحن، انجمن داریتا خودِ صبح، سینه‌زن داریدر حرم عطر ناب خواهم ریختمثل مشهد، گلاب خواهم ریختمشک بر دوش... آب خواهم ریختیادِ طفلِ رباب خواهم ریختسهم جسمِ ضریح تو... تب نیستبی‌حیا دور عمه زینب نیست#بردیا_محمدی #ولادت_امام_سجاد_علیه السلامدر اشک‌هایش چلچراغ روشنی‌ها بودهر جمله از نجوای او روح مسیحا بودداماد حُسن یوسف و فرزند یاس عشقتصویری از آرامش و موج دو دریا بودرود «حیات طیبه» در اشک و نجوایشاز چشمه می‌گفت و نگاهش رو به دریا بودتسبیح اشکش دانه‌دانه ابر رحمت شداو در پی تطهیر روح اهل دنیا بودموج ملائک صف به صف محو مناجاتشسجاده‌ی او جلوه‌ای از عرش اعلا بوداو لیلةالقدر عبادت، جلوه‌ی مادرمثل امیرالمؤمنین...، او هم معما بوداو در حضیض خاک، سیر آسمان می‌کردآیینه‌ای غرق خدا، محو تماشا بودسجاد، زین العابدین، زین العباد، آرینامش همیشه زینت عرش مُعلّا بوداو قبله‌ی کروبیان عالم بالامولای جن و انس بود... افسوس تنها بوداز سوره‌ی انسانیت می‌خواند با امتکفر و نفاق و شرک هم در فکر حاشا بوداو مثل ابراهیم ِدر نزد خدا تسلیمغرق تکلم با خدا مانند موسی بوددر آزمون «البلاءُ لِلولا» هر بارتعبیر حُسنش «ما رأیت، الّا جمیلا» بودبر خاک، بر سجاده، در زنجیر، در آتش، حسّ رضایت در نگاهش خوب پیدا بودفرزند مکه گفت از راز منای عشقگویا علی گرم شکست لات و عزی بودهر بیت از شعر «فرزدق» شد سپاه او یک بیت شعرم کاشکی سرباز مولا بودتو مسجد و محراب مردم می‌شدی هرجا هرجا که می‌رفتی، عبادتگاه آنجا بودروح اذان، روح دعا، روح خدا بودینجوای تو فریادهایی آشکارا بودمحراب سر در آسمان دارد به دنبالتیک عمر در آیینه‌ی اشکت مصفّا بود...تیغ دودم بوده سکوت و اشک‌های تو میدان رزم تو تولا و تبرا بود#سایه_رحیمیان#ولادت_امام_سجاد_علیه السلاممژده ای اهل ولا ، روح عبادت آمدچارمین حجت حق، شمس هدایت آمدآسمانها و زمین گشته چراغان امشبوارث کرب و بلا ، کوه صلابت آمدآبرو یافته سجاده عشق از قدمشاسوه ی ذکر و مناجات و اطاعت آمدآسمان سجده کند پیش بلندای قدشبهر دلسوختگان بحر کرامت آمد آبرو داده به ایران ، نَسب مادر اوزاده ی دختر کسری به جلالت آمد با مناجات صحیفه شده هادی طریقآنکه بر خلق دهد درس سعادت آمد کرد با خطبه قیامی که قیامت بر خواستمظهر صبر به تبلیغ شجاعت آمدپیک حق مژده دهد بر همه خلق جهانپادشاه کرم و مهر و سخاوت آمدحضرت سید سجاد ، علی ابن حسینپسر ارشد خورشید ولایت آمدمی وزد عطر " شقایق" ز بیابان حجازچون بهاری که از آن بوی طراوت آمد #حمید_رضازاده_شقایق_کرمان#ولادت_امام_سجاد_علیه السلامآمدی و بوستان مصطفی رونق گرفتاز جمالت گلشن خیرُالنّسا رونق گرفتاز علی‌های حسین‌بن‌علی، دوم علیبا گل نام تو یاد مرتضی رونق گرفتیک سحر باد صبا آورد عطر زلف تومست شد جان‌ها و بازار صبا رونق گرفتاز فروغت نور می‌تابید بر خورشید و ماهاز دمت محراب و تسبیح و دعا رونق گرفتدر نماز و در سجودت عالمی حیران شدنداز زلال اشک تو خوف و رجا رونق گرفتاز دعاها و نواهای تو ای زین‌ُالعبادآیه‌های دل‌نشین ربّنا رونق گرفتتو دعا می‌خواندی و رشک جِنان می‌شد زمیناز لبت می‌ریخت نور آب بقا رونق گرفتبا همان انبان که می‌بردی به دوشت ناشناسدر دل شب آیه‌های «هَلْ أتی» رونق گرفتنهضت تو کرد خون کربلا را زنده‌تربا کلامت نهضت خون خدا رونق گرفتیادگار کربلا، مدیون ایثار توییماز یَم اشک تو یاد کربلا رونق گرفت#محمد_تقی_عارفیان#ولادت_امام_سجاد_علیه السلامدل با وضو باید بَرَد  نام شما رانامی که داده آبرو ، سجاده ها راسجاد یعنی تو؛تویی که می‌توان یافتدر سجده های هر نماز تو خدا راجویند اهل معرفت،اهل شریعتدر زمزمِ چشمانِ تو آب بقا را در هر فرازی از صحیفه می‌توان دیدجمله به جمله،جلوه ی خوف و رجا رازین العبادی و ملائک دست بوسَت وقتی که بالا میبری دستِ دعا رااز کربلا تا شام داغ و رنج دیدیبعد از پدر نوشیده ای جام بلا راما وام دار خطبه ات در شام هستیمشیعه یقینا از تو دارد روضه ها رادرمانده ایم و دستمان پیشت دراز استجز تو نمی‌گیرد کسی دست گدا راقلب مرا آباد کن با گوشه چشمیمانند معماری که می‌سازد بنا را #عباس_جواهری_رفیع ]]> تاريخ و حماسه Sat, 24 Jan 2026 13:08:12 GMT http://asremrooz.ir/vdchxwnxi23nkwd.tft2.html جهان دیده‌ست نور آسمان را در زمین پیدا // که امشب ماه شد از خانه‌ی ام‌البنین پیدا http://asremrooz.ir/vdcjhhethuqexoz.fsfu.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ چهارم شعبان المعظم مصادف است با سالروز ولادت سردار عشق و وفا، علمدار دشت کربلا، ساقی اهل خیام اباعبدالله الحسین علیه السلام، حضرت قمر بنی هاشم عباس ابن علی ابن ابیطالب علیهما السلام.ضمن عرض تبریک و شادباش به ساحت مقدس بقیت الله العظم ارواحناه فداه در میلاد عموی بزرگوارش و نایب بر حقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:ولادت#حضرت_عباس_علیه السلامای نبی‌طلعت، ای علی‌مرآتوی حسن‌خصلت، ای حسین‌صفاتملكوتی‌جمال هستی و هست،در جبین تو جلوۀ مَلَكاتمادرت فاطمه‌ست، اُمّ بنینخواهرت زینب است، خیر بناتعشق از جلوۀ تو شد مبهوتعقل از آفرینشت شد ماتمن و وصف کمال تو؟ حاشامن و شرح جلال تو؟ هیهاتبر تو ای حُسن دلفریب، درودبر تو ای ماهِ هاشمی، صلواتهر که چون تو غریق بحر خداستمی‌شود ناخدای فُلک نجاتهیچ‌کس روسپید عشق نشدچون تو در امتحان صبر و ثباتتو چه شب‌ها به روز آوردیدر مناجات قاضی الحاجاتای علمدارِ دشت سعی و صفادعوتم کن به وادی عرفاتبه من از خرمن عنایت خویشخوشه‌ای هدیه کن به رسم زکاتبه سویت آمدم ز روی نیازبه بَرَت آمدم به بوی براتکربلا را ندیده‌ام اماموج اشک من است شطّ فراتمنِ بی‌مایۀ سخن‌نشناستو بگو با بضاعت مزجات،چه بگویم كه گفت خیرالناس:«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»ای فدایی به راه دین، عباس شاهد مکتب یقین، عباسهست آیینۀ دل و جانتروشن از نور «یا و سین»، عباسوَه چه زیبا کشید نقش تو را قلم صورت‌آفرین، عباسبه جمالت حسین می‌نگریست با دو چشم خدای‌بین، عباستو ابوفاضلی و اُمّ بنین فخر دارد به آن و این، عباسجز تو در مذهب وفاداریکیست سردار راستین، عباس؟داشتی در قیام عاشورا ید بیضا در آستین، عباسمثل ماه شب چهاردهمجلوه‌های تو دلنشین، عباسطوق مهر تو دلنواز، ولیتیغ قهر تو آتشین، عباسغیرت و همت تو می‌بخشد خاتم عشق را نگین، عباسپرچم عشق را به دست تو دادرهبر عادل و امین، عباستو علمدارِ «فَضَّلَ اللّهی»در سپاه مجاهدین، عباسکیستم من؟ ز خرمن فیضت در همه حال خوشه‌چین، عباسکمترین نقش‌بند مدح توامدر مدیح تو بیش از این، عباس،چه بگویم كه گفت خیرالناس:«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»..به جمال تو ای حبیب خدادل جدا عاشق است و دیده جداشیرمرد جهادی و جاری‌ستدر رگ و ریشۀ تو خون خداسعی خورشیدی‌ات مُبَدَّل کردظلمت کفر را به نور هُدیتو و با ظلم آشتی؟ هرگزتو و بر ظالم اعتنا؟ اَبَدااز تب و تاب تو به وادی عشقشجر طور آمده به صدا..جان پاک تو شد فدای کسیکه «لَهُ رُوح العالَمین فِدا»چون تو در راه انقلاب حسیندِیْن خود را کسی نکرد اَدادر صف رستخیز رشک بَرَندبه شکوه و جلال تو شهداخنده بر لب، منادیان بهشتعاشقان تو را، دهند نداکه بیایید ای خداجویاندر پناه سلالۀ سُعَداگر شوم خاک درگهت آن روزدر مقام تو ای حبیب خداچه بگویم كه گفت خیرالناس:«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»چشم از آن لحظه‌ای که وا کردیدر دل از راه دیده جا کردیبه «یَدُ الله فَوقَ اَیدیهِم»که تو تسخیر قلب‌ها کردیسر نهادی بر آستان رضاپشت تسلیم را دو تا کردیهدف تو ثبوت «اِلا» بودبعد از آنی که نفی «لا» کردیتو به امضای خون خود، به حسیندل سپردی و اقتدا کردیخاک پای مقدس او راسرمۀ چشم و توتیا کردیترک سر در طریق حق گفتیبذل جان در ره خدا کردیکربلا دشت شور و عشق نبودکربلا را تو کربلا کردیچون نسیم سحر به همت عشقگره از کار خلق وا کردیدل بیگانه از ولایت رابا نگاه خود آشنا کردیای که بر گِردِ خیمۀ خورشیدسعی در مروه و صفا کردیای که آزادگان عالم راآگه از سرّ نینوا کردیای که با جذبۀ محبت خویشخانه در روح و جان ما کردیدر شگفتم به پاس این همه لطفکه تو ای مهر دلربا کردی،چه بگویم كه گفت خیرالناس:«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»دل و جانی خدای‌جو داریقبلۀ عشق پیش رو داریای محبت‌شعارِ مهرآیینسیرت و صورت نکو داریتو همانی که چشم در همه حالبه عنایات و فضل هو داریفیض‌ها برده‌ای تو از سه امامیعنی از وحی، رنگ و بو داریمُعتَصِم گشته‌ای به «حَبلُ‌الله»صحبت از «لا تَفَرَّقُوا» داریبه عطشناکی فرات قسممِی وحدت سبو سبو داریشده‌ای محو شاهد ازلیجز شهادت چه آرزو داری؟گر دو دستت جدا شود از تنسر پیکار با عدو داریگر امید تو ناامید شودزمزمه «اِن قَطَعتُموا» دارینشوی تا شهید، وا نشود،عقده‌هایی که در گلو داریگرچه زهرا نبود مادر توبه‌خدا رنگ و بوی او داریما که شرمنده‌ایم، بهر ظهورتو دعا کن که آبرو داریساقیا! گرچه موجی از دل‌هابسته بر هر شکنج مو داریبا چنین جلوه و جلال و جمالکه تو خورشیدِ ماه‌رو داری،چه بگویم كه گفت خیرالناس:«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»..✍ #محمدجواد_غفورزاده ولادت#حضرت_عباس_علیه السلامجهان دیده‌ست نور آسمان را در زمین پیداکه امشب ماه شد از خانه‌ی ام‌البنین پیداحسن انگشتر خلقت، حسین آن را نگین، امااباالفضل آمد و حالا شده نقش نگین پیداعلی آیینه‌ی رب، این پسر آیینه‌دار اوستبرای بهترین باید که می‌شد بهترین پیدابه معنایی که او بخشید بر مردانگی سوگند نشد دیگر زنی چون مادرش مردآفرین پیداهمین که سر به خاک آورد و تسبیح خدا را گفتسر پیشانی‌اش شد نقش فردوس برین پیداخدا را خواند واحد، شرم کرد از گفتن ثانیکه شد علم‌الیقین، عین‌الیقین، حق‌الیقین پیداچنان آسان به پرسش‌های مشکل می‌دهد پاسخکه بر لب‌های مولا نیست غیر از آفرین پیدابرای رتبه باید خوب را با خوب‌ها سنجیداگر در زیردستان می‌شود بالانشین پیدااباالقاسم، ابوالقربه، قمر، باب‌الحوائج اوستولی از بین این‌ها شد ابوفاضل‌ترین پیدااگرچه واقفم بر "لایُقاس" اما ابایی نیستبرای این که در اوصاف باشد هم‌نشین پیدابرای مصطفی در دین، برای مرتضی در زهدبرای مجتبی در حلم با او شد قرین پیدابه لطفْ آیینه‌ای از "رحمة‌للعالمین" داردبه رزمش شیوه‌ی رزم امیرالمومنین پیدابه سائل بهترین را داد، اما مثل بابایشنشد در سفره‌اش جز اندکی نان جوین پیداچه جای عیب اگر دور‌وبرش امثال من باشندکه در هر خرمنی هستند چندین خوشه‌چین پیدا"سقاهم ربهم" را تا نمی‌خواندند در گوششبرای امر سقایی نمی‌شد جانشین پیداتمام لشکر دشمن اسیر هیبتش هستندهمین که می‌شود با رزم‌ جامه روی زین پیداعلی آنقدر بازوهای او را می‌زند بوسهکه انگاری یدالله است از این آستین پیدادودستی با دوشمشیر از دوسو مردانه می‌جنگدچنان که می‌شود در دیده‌های ریزبین پیدابه‌غیر از لحظه‌ای که اخم او را دیده در صفینندیده مالک اشتر هراسی در جبین پیدابه تیغ خشم او شد محو از آیینه‌ی تاریخاگر شد ناکثین و قاسطین و مارقین پیدازمین از زخم‌های تازه پر می‌شد اگر هربارنمی‌شد زیر تیغش شهپر روح‌الامین پیدابه هرجا پرچم "هل من مبارز؟" را علم می‌کردهم‌آوردی نمی‌شد در تمام سرزمین پیدابه قصد رزم تا می‌تاخت می‌دیدند که می‌شدسر و دست و جنازه از یسار و از یمین پیدا"اشداء علی الکفار" دشمن بود و با این حالنمی‌شد در دلش از دوستان یک‌ذره کین پیداخجالت می‌کشید از زینب کبری از آن وقتیکه با ننگ امان‌نامه شده شمر لعین پیدازد آتش بر دلش آوای "این عمّی العباس؟"از آن ساعت که شد از خیمه با صوت حزین پیداامان از لحظه‌ای که شیرمردی خسته و زخمیزمین افتاده بود و گرگ‌ها شد از کمین پیداعمود خیمه را بابا کشید آن‌جا که دیگر شدحکیم بن طفیلی با عمود آهنین پیداتمام کربلا از عطر یاس پیکری پر شدبه هرسو قطعه‌ای از عین‌‌ و با و آ و سین پیداحسین از خاک دستش را چنان با بوسه برمی‌داشتکه گویی در زمین گردیده قرآن مبین پیداتمام پیکرش بر خاک می‌لرزید آن دم کهشد از گودی صدای ناله‌ی "هل من معین؟" پیداکنار حضرت صاحب‌زمان در روضه‌اش هستندپیمبرها - سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین - پیدادوایش گفتن یک جمله‌ی "یا کاشف الکرب" استاگر هرجای عالم شد دل اندوهگین پیدابرای حضرت عباس طوری گریه کردم کهشده لبخند در روی کرام‌الکاتبین پیداگرفتم در دوعالم دست‌هایش را، یقین دارمکه در محشر برایم می‌شود حصن‌ِ حصین پیدادلم تنگ عمود آخر است، آن‌دم که خواهد شدبه چشمم گنبد زرد تو روز اربعین پیدا✍ #مجتبی_خرسندیولادت#حضرت_عباس_علیه السلامشکفته شد گل روی مَلَک به عرش برینرسید ماهِ شب چارده به مُلک زمینشروع می‌کنم آغاز شعر را به رجزخلاف رسم تغزل، نه مثل آن و نه اینهنوز هم که هنوز است این خبر داغ استتمام گوش شو و پای این خبر بنشیندر انتظار علی بود خصم و در میداننقاب بر رخ عباس زد شهِ صفّینبه گاه رزمِ ابالفضل، خصم لکنت داشتتُ تُ تو کیستی ای ضّ ضّ ضربه‌ات سنگینبه یک اشارۀ تیغش از آن سر میدانگریزد اسب، بدون سواره و بی زینشکست پشت عدو را، جز این توقع نیستکه شیر داده به این شرزه شیر، ام ابنینرجز نخوانده به عجز آمدند و در نالهچنین بجنگد ابالفضلِ سیزده ساله!به جنگ، اذن که از بوتراب می‌گیردنخست مردم چشمش شتاب می‌گیردبه ذمۀ همه بی‌شک نماز آیات استاگر نقاب زند، ماهتاب می‌گیردفدای همت ماهی که عکس دستش رافرات در همۀ عمر، قاب می‌گیردفدای غیرت شاهی که قبل و بعد سفربرای زینب کبری رکاب می‌گیردمدیح ساقی لب تشنه، مست باید گفتز خطبه خوانی او سال شصت باید گفتبه بام کعبه زمانی که او قدم برداشتهرآنکه بود، ابالفضل را علی پنداشتعلی به دوش نبی رفت، کاش می‌گفتندکه ماه قوم قدم روی شانۀ که گذاشت؟!از آن کمال و شکوه و وقار و سنگینی‌دوباره کعبه گمان می‌کنم ترک برداشتبه ذوالفقار نبودش نیاز آن بالادو چشم داشت که گاهِ سخن به کار گماشتنه کربلا که علمدار ما نخستین باربه بام کعبه به یک یاعلی علم افراشتنگاه نافذ ساقی به باء بسم اللهبه قلب سنگی حجاج، بذر واهمه کاشتنه مست جام که عمری‌ست مست عباسمقسم به کعبه، مسلمان دست عباسم✍ #مسعود_یوسف_پورولادت#حضرت_عباس_علیه السلاماز ملائک پر شده دور و بر ام البنین بهر دیدار تو ای تاج سر ام البنین آمدی از آسمان و عطر خوشبوی تنت شهر را پر کرده سیب نوبر ام البنین بی گمان گهواره‌ات آغوش گرم مادر استراحت و آسوده‌ای زیر پر ام البنین اشک شادی می‌چکد بر گونه‌های اطهرتاز میان صحن چشمان تر ام البنین تو مسیحایی اگر، پس خوش به حال مریمتافتخار نسل پاک و اطهر ام البنین هم شجاعت، هم شهامت در رگانت جاری استوارث شیر خدا، شیر نر ام البنین أشبه الناسی به مولانا امیرالمونینای علی مرتضای دیگر ام البنین مثل بابا با نگاهت فتح خیبر می‌کنیچشم بد دور از وجودت، حیدر ام البنینآمدی قلب سپاه مادرت باشی و بسای تمام آبروی لشگر ام البنین تشنه‌ی آب فراتیم از کرم مهلت بدهساقی لب تشنه‌گان آب‌آور ام البنین چهارم شعبان رسید و کربلایم آرزوستکربلایم آرزو پایین پایم آرزوست یوسف ام البنین زیبا به دنیا آمدی مثل بابا خوش قد و بالا به دنیا آمدیساکنان آسمان را بنده‌ی خود کرده‌ایبا مرام! از اولش آقا به دنیا آمدی با "ابد والله ما انسی حسینا "بر لبت با شکوهِ حضرت عیسی به دنیا آمدی قبل میلادت تو را با عبد صالح خوانده‌اندکوه ایمان، اسوه‌ی تقوا به دنیا آمدی خضر مایی با خودت آب حیات آورده‌ایاز همان آغاز تو سقا به دنیا آمدی به حقیقت شد مبدل آرزوی مرتضی ای علمدار ولایت تا به دنیا آمدیهم پناه حجت حق در میان معرکههم کفیل زینب کبری به دنیا آمدی جای قنداقه کفن پوشیده و به یارینور چشم حضرت زهرا به دنیا آمدی صبح محشر که رسد، دست تو دست‌آویز ماستشکرلله شافع عقبا به دنیا آمدی در هجوم درد و رنج و غم صدایت می‌کنند دردمندان "حضرت مرهم" صدایت می‌کنند آزموده، فانی فی الله، روشندل توییما شهادت می‌دهیم از هر نظر کامل تویی جرعه‌ای از معرفت امشب بنوشان بر همهمطمئناً ساقی بن ساقی عادل توییجمع ایثار و فداکاری و تقوا و حیاضرب در اخلاص و ایمان و ادب حاصل توییهر صد و سی و سه بار اسمت قیامت می‌کند بانی هربار دل‌های متحول تویی هرچه خوبی بود یک جا در وجودت جمع شد از روایت این چنین پیداست ابوفاضل توییحاجت ما هرچه که باشد اجابت می‌کنی در گرفتاری فقط حلال هر مشکل توییرزق سال تک تک ما را خودت امشب بده به خدا روزی رسان این همه سائل توییمصرعی نذر تو دیوان‌ها به دنبال آورد افتخار شهریار و صائب و بیدل تویی السلام ای سربلند آزمون کربلا بازوان تو شده تنها ستون کربلا خُلق و خویت حیدری مشی و مرامت فاطمی محشری و ناز شستت شیرمرد هاشمی صاحب نطق علی، حُسن حسن، صبر حسینعلم باقر، صدق صادق، کظم غیظ کاظمی ابجد نام تو و نام اباصالح یکی‌ست پس به نوعی آینه‌دار امام قائميدشمنانت در عذاب از ضربه‌های مهلک‌اتدر امان از تیغ تو هرگز نباشد ظالمی در میان جنگ الگوی علیِ اکبریبی گمان از ابتدا استاد رزم قاسمی هیچ‌کس از حلقه‌ی دشمن جلودار تو نیستهر زمانی که به سوی قلب لشگر عازمیطعمه‌ی شمشیر تو با سر به دوزخ می‌رود از مصافت برنمی‌گردد حریف سالمی در بصیرت هم‌چنان آوازه داری پهلوانهم به باطل واقفی، هم به حقیقت عالمیشور جاری در رجزهای "رضازاده" توییتو شکوه پنجه‌ی ناب رسول خادمیدر جوانمردی همیشه تخته‌ات باشد وسط عالم و آدم همه بنده، تو مولایی فقط.. ✍ #علیرضا_خاکساری ولادت#حضرت_عباس_علیه السلامامشب که چلچراغ سماوات دیدنی استماه سپهر عشق و فضیلت دمیدنی استاز انعکاس آینه‌ی عشق و معرفتزیباترین پدیده‌ی اخلاص، دیدنی استفوج فرشته روی زمین جمع گشته استهرسو صدای بال ملائک شنیدنی استپیوسته بوسه بر رخ او می‌زند علیگلبوسه از جمال اباالفضل چیدنی استمهرش نصیب هردل غافل نمی‌شودبا نقد جان، ولایت این گل خریدنی استآید به گوش جان، نغمات فرشتگانپیوسته می‌رسد #صلوات فرشتگانآمد خبرکه فصل نشاط و طرب رسیدایام شادمانی میر عرب رسیددل‌های حق‌شناس که غرق سرور شدشوقی دگر به سینه‌ی هر حق‌طلب رسیدشیواترین سرور دوعالم سروده شدزیباترین پدیده‌ی عشق و ادب رسیدبا زر نوشته‌اند به هفت آسمان عشقاین ماه هاشمی‌ست که حیدر نسب رسیداندوه عالم از دل ما بار بست و رفتوقتی که نام نامی او روی لب رسیدغرق تجلیات گل یاس می‌شودهرکس مرید حضرت عباس می‌شودامروز آمدی که به فردا علم شوی !در پیشگاه حضرت حق محترم شوی!روزی پس از حسین به دنیا قدم زدی تا با عزیز فاطمه تو هم قدم شوی!نسل تو در کرامت و عزت زبانزدنددیگر عجیب نیست که صاحب کرم شوی!از کودکی خویش نشان داده‌ای بناست یک روز ساقی همه‌ی این حرم شوی!جبریل با پرش به روی آسمان نوشتفانی فی الحسین شدی روز سرنوشتروزی که جان‌نثار مسیر بلا شدی!تو حمزة الحسین به کرب و بلا شدی!در رزمگاه عشق حسینی به مرتبتگاهی حسن شدی و گهی مرتضی شدی!از چشمه‌ی فرات گذشتی تو تشنه‌کامآن گاه ساقی لب آب بقا شدی!از بس مقام و منزلت تو رفیع بودشایسته‌ی دعای همه اولیا شدی!باب المراد خلق تو بودی و باز همباب الحوائج همه‌ی ماسوا شدی!ای کاشف الکروب! غم از دل تو می‌بریدل را زموج غصه به ساحل تو می‌بریروح حیات می‌دهد آقا نسیم تویعنی دوباره زنده شدم از شمیم تودر مصحف همیشه‌ی جاوید روزگارنورانی است قدر و جلال عظیم توبر روی دامن همه‌ی سائلان عشقدائم کَرَم چکیده زدست کریم تودلدادگان مهر و وفا و شرف شدند، مدیون مهربانی و خُلق رحیم توزائر به بارگاه تو احساس می‌کندعطر حضور فاطمه دارد حریم تولطفی کن و «وفایی» خود را نوا بدهبرما کرامتی کن و کرب‌وبلا بده✍ #سیدهاشم_وفایی ]]> تاريخ و حماسه Fri, 23 Jan 2026 13:05:26 GMT http://asremrooz.ir/vdcjhhethuqexoz.fsfu.html ‌‌بسیجی که‌ در اغتشاشات مشکین‌دشت "اربا اربا" شد http://asremrooz.ir/vdci33apvt1a5v2.cbct.html به گزارش عصر امروز، بامداد دوم بهمن‌ماه 1404، خبری کوتاه اما جان‌سوز، دل‌های بسیاری را در مشکین‌دشت و فراتر از آن به لرزه انداخت؛ محمدجواد نوجه دهیان، بسیجی جوان و مدافع امنیت، پس از چند روز تحمل درد، جراحت و رنج، به شهادت رسید. جوانی که راه بازگشت را انتخاب نکرد، ایستاد، صبر کرد و در نهایت، جان خود را در مسیر امنیت مردم و صیانت از مقدسات فدا کرد.روایت این شهادت، به شامگاه پنجشنبه 18 دی‌ماه بازمی‌گردد؛ شبی پرالتهاب در شهرک بعثت مشکین‌دشت استان البرز. خیابان‌ها ناآرام بود و فضای شهر آمیخته‌ای از التهاب، نگرانی و بی‌قراری را تجربه می‌کرد. در میان این آشوب، خبر تلاش برای تخریب و به آتش کشیدن مسجد صاحب‌الزمان (عج)، قلب هر دلداده‌ای را به درد می‌آورد؛ مسجدی که نه فقط یک بنا، که پناهگاه ایمان و آرامش مردم محله بود.در همان لحظات، محمدجواد، با احساس مسئولیتی برخاسته از ایمان، غیرت و تعهد اجتماعی، تصمیم خود را گرفت و وارد میدان شد؛ آنچه او را به صحنه کشاند، باور درونی‌اش بود. او داوطلبانه و آگاهانه، با دستان خالی و بدون هرگونه تجهیزات دفاعی، راهی میدان مقابله با اقدامات آشوبگران شد؛ نه برای مقابله خشونت‌آمیز، بلکه برای جلوگیری از ناامنی، دفاع از اموال عمومی و حراست از حرمت مسجد.محمدجواد در دل حادثه حاضر شد؛ در جایی که خطر، واقعی و نزدیک بود اما او ایستاد، با آرامش و شجاعت، همان‌گونه که بسیجیان این سرزمین سال‌هاست در لحظات سخت ایستاده‌اند. او در میانه این مأموریت مردمی، هدف حمله اغتشاشگران قرار گرفت و آجری که با خشونت به ناحیه سرش اصابت کرد، محمدجواد را به شدت مجروح ساخت؛ ضربه سنگین بود.مسیری که او انتخاب کرده بود، به عقب بازگشتی نداشت. او بلافاصله به مرکز درمانی منتقل شد و روزها و شب‌های پس از آن، برای محمدجواد، روزهای صبر و مقاومت بود؛ روزهایی که درد، مهمان دائمی جسمش شده بود و امید، در دل اطرافیانش رفت‌وآمد می‌کرد. کادر درمان با تمام توان تلاش کردند، خانواده با دل‌هایی لرزان دعا خواندند و دوستان و هم‌رزمان، چشم‌انتظار خبر بهبود ماندند.اما شدت جراحات وارده، مجال ادامه نداد. محمدجواد، پس از چند روز تحمل درد و رنج فراوان، در سکوت سحرگاه دوم بهمن‌ماه، آرام و بی‌صدا، دعوت حق را لبیک گفت و به جمع شهدای مدافع امنیت پیوست؛ شهیدانی که بی‌هیاهو می‌آیند، بی‌ادعا می‌ایستند و بی‌توقع، جان خود را نثار آرامش جامعه می‌کنند؛ آنان که حضورشان در زندگی مردم شاید دیده نشود، اما نبودشان عمق امنیت را به یادها می‌آورد.شهادت محمدجواد نوجه دهیان، بار دیگر پرده از حقیقتی روشن برداشت؛ اینکه امنیت امروز جامعه، نتیجه آسایش‌طلبی نیست، بلکه حاصل ایثار جوانانی است که خطر را به جان می‌خرند تا مردم در آرامش زندگی کنند؛ جوانانی که در حساس‌ترین لحظات، میان ماندن در حاشیه امن یا قدم‌گذاشتن در دل حادثه، راه دوم را انتخاب می‌کنند و این انتخاب، میراث ماندگار غیرت و مسئولیت است.او نماینده نسلی بود که امنیت مردم را بر آسایش شخصی ترجیح می‌دهد؛ نسلی که اجازه نمی‌دهد اموال عمومی غارت، به مقدسات هتک حرمت و آرامش جامعه قربانی آشوب شود. شهادت محمدجواد، نه‌تنها روایت مظلومیت مدافعان امنیت، بلکه گواهی روشن بر تداوم راه ایثار، مسئولیت‌پذیری و مقاومت در این سرزمین است؛ راهی که با خون شهیدان استوار مانده است.نام او، امروز در کنار دیگر شهدای مدافع امنیت می‌درخشد؛ جوانی که با دستان خالی، اما دلی سرشار از ایمان، ایستاد و نشان داد امنیت، بهای بزرگی دارد؛ بهایی که گاه با خون بهترین فرزندان این سرزمین پرداخت می‌شود؛ خونی که بی‌صدا بر زمین ریخت تا چراغ آرامش در خانه‌ها خاموش نشود و فردای این سرزمین، در سایه ایثار و فداکاری، همچنان پابرجا بماند.گزارش: مینا صدیقیان ]]> تاريخ و حماسه Fri, 23 Jan 2026 08:05:49 GMT http://asremrooz.ir/vdci33apvt1a5v2.cbct.html در مشکلات پشت و پناهم حسین شد // بیراهه رفته بودم و راهم حسین شد http://asremrooz.ir/vdcg7y9wuak9t74.rpra.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ سوم شعبان المعظم مصادف است با سالروز ولادت با سعادت سرور و سالار جوانان اهل بهشت حضرت حسین ابن علی علیهماالسلام.ضمن عرض تبریک و شادباش به ساحت ملکوتی بقیت الله العظم ارواحناه فداه و نایب برحقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:ولادت # حضرت_امام_حسین_علیه السلامعالم چراغانی شده از نور امشبدنیای محزون می‌شود مسرور امشبنزدیک شد بر جان ما دور خوشی‌هاناراحتی از جمع ما شد دور امشبدرهای توبه باز خواهد شد به عالمگیرم که شیطان می‌شود رنجور امشبباید حیات خویش را از سر بگیریموقتی منادی می‌دمد در صور امشبهر دل می‌یابد مژده‌ی پیغمبری راهر خلوتی هم می‌شود چون طور امشبمیلاد آب و آینه، میلاد نور استیعنی بساط عاشقی شد جور امشبدر آسمان‌ها حاملان عرش اعلیسرمی‌دهند این نغمه را با شور امشب؛ماه ظهور چند خورشید است این ماهاز ابتدا تا انتها عید است این ماه::جان‌ودل شیعه پی جام حسین استوقتی سر آغاز غزل نام حسین استمانند آب از تشنگان رفع عطش کردآرام‌ِ دل نام دل‌آرام حسین استهر قاعده خورده به‌هم از لطف آقاآزاد، یعنی آن که در دام حسین استمکتوب شد در زمره‌ی خوبان عالمهر نام که در بین خدّام حسین استایمان ما کفر است در روز قيامتمعيار اگر آن روز اسلام حسین استمرغ سعادت می‌نشیند روی بامشهرکس کبوتروار بر بام حسین استتا که پر قنداقه‌اش در آسمان‌هاستعرش‌ِ خدا هرشب در احرام حسین استزیباست دنیا با حسین و با اباالفضلشد ذکر لب‌ها یاحسین و یااباالفضل::#حضرت_عباس_ع_مدح_و_ولادت ای باعث آرامش احوال ارباببا تو همیشه خوب می‌شد حال اربابآسایشی در عمق جانش نقش می‌بستهر بار می‌رفتی به استقبال اربابدیدی که از روز ولادت نقش بستهبر روی دیوار دلت تمثال اربابتثبیت کردی با ادب جای خودت رادر سینه‌ی از عشق مالامال ارباب"اِرکَب بِنَفسی اَنتَ یاعَبّاس" یعنیشأن تو والا بود در اقوال اربابفانی شدی در او و هرجایی که می‌رفتسایه به سایه آمدی دنبال اربابای "کاشف‌الکرب" حسین و خاندانشماه قبیله، ای عموی آل اربابدر بین اهل‌آسمان فخر زمینیآرام جان‌ و قلب زین‌العابدینی✍ #مجتبی_خرسندیولادت # حضرت_امام_حسین_علیه السلامملائک مست جام تو، خلایق جلد بام تو سند خوردند امشب عالم و آدم به نام تو قدم بر چشم این دنیا نهادی؛ چشم ما روشن جهان آفرینش چیست غیر از رزق عام توجوانان بهشتی را چه زیبا سروری دادند به قربان تو و قربان آن دارالسلام تو معظم کرده شعبان المعظم را نفس‌هایت تمام انبیا در حسرت شأن و مقام تو نبی گهواره جنبانت، حسن می‌رفت قربانت علی و فاطمه بودند هر دم هم‌کلام تو تویی سرچشمه‌ی عزت، تویی اسطوره‌ی غیرت هر آیینه قوام ماست از لطف قیام تو در آن ثانیه‌ها حتی به فکر قاتلت بودی فدای مهربانی‌هات، قربان مرام تو دلیل دلخوشی‌هایم! همیشه دوستت دارم الهی کم نگردد از سرم لطف مدام توکه هستی تو؟ که هستی تو؟ امام من، امام من که هستم من؟ که هستم من؟ غلام تو، غلام تو✍ #محمود_یوسفیولادت # حضرت_امام_حسین_علیه السلامامشب دوباره عشق را تحکیم کردندبا دست حق نقشی دگر ترسیم کردندیک دسته گل دادند بر زهرا و حیدراز فاطمه وز مرتضی تکریم کردنددُردانه‌های آفرینش شوق خود رابا فرشیان و عرشیان تقسیم کردنداین است آن انسان که در عرش الهیخیل ملائک پیش او تعظیم کردندمی‌خواستم پرسم که میلاد چه نوری‌ستکامشب به آل مصطفی تقدیم کردنددیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین استهستی پُر از عطر دل انگیز حسین استآن شب ملائک زآسمان‌ها نور دیدنداز آسمان‌ها تا مدینه پر کشیدندسجّاده‌ی شکر و دعا را پهن کردندوقتی طنین بال فطرس را شنیدندبا عرض تبریک و درود حق تعالیدر محضر پیغمبر اکرم رسیدنداذن ورود خانه‌ی حیدر گرفتنددر دست زهرا گوشوار عرش دیدندوارستگان عشق در میلاد آن گلوقتی که از جام وصالش می‌چشیدنددیدم جهان پُر از فروغ و زیب وزین استهستی پُر از عطر دل انگیز حسین استتنها نه مه محو نگاه روشنش بودخورشید هم یک خوشه‌چین از خرمنش بودآفاق پُر شد از شمیم لاله آنگاههستی بهشت عشق از عطر تنش بوداین باغبان عشق و ایثار و شهادتیک بوستان لاله به روی دامنش بودبر صد‌هزاران تاج گل هم برتری داشتدستی که همچون طوق گل بر گردنش بوددیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین استهستی پُر از عطر دل انگیز حسین استامشب خدا در عرش او را میهمان کرداز او پذیرایی میان آسمان کرداو را نشان شب‌نشینان فلک دادخاصان درگه را دوباره شادمان کرددر مصحف نورانی خود تا به محشرنام همیشه سبز او را جاودان کردگل‌های دیگر گَر بِه رنگ یاس بودنددر لاله‌زار عشق او را ارغوان کردبا خلقت نور حسین آل طاهاامشب که عشق و معرفت را ترجمان کرددیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین استهستی پُر از عطر دل انگیز حسین استامشب شب اعجاز صورت آفرین استفصل شکوفایی ایمان و یقین استای دل شب نور است وین نور هدایتبر رهروان حق امام راستین استبا این همه قدر و جلال او عجب نیستگهواره جنبانش اگر روح الأمین استمنزلگه و قدر و مقامش آسمانی‌ستیک چند روزی گرچه مهمان زمین استامشب که از نور ولایت روشنم منامشب که با یادش دلم خلوت‌نشین استدیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین استهستی پُر از عطر دل انگیز حسین استای تشنگان عشق! او آب حیات استسرمنشأ خیر تمام کائنات استگر درمسیر نهی از منکر قدم زداحیاگر امربه‌معروف و زکات استتسنیم و زمزم تشنه‌ی لعل لب اوستکِی تشنه‌ی یک جرعه از آب فرات است؟! می‌گفت پیغمبر «وفایی» کاین حسینشنورهدایت، کشتی اهل نجات استگرچه شب میلاد او گفتم زمدحشگرچه زقدر و جاه او ادراک مات استدیدم جهان پُر از فروغ و زیب و زین استهستی پُر از عطر دل انگیز حسین است✍ #سیدهاشم_وفاییولادت # حضرت_امام_حسین_علیه السلامزیباترین ستاره‌ی خلقت رسیده استسجده کنید، روح عبادت رسیده است نور خدا، چراغ هدایت رسیده استباید قیام کرد، قیامت رسیده استامشب که مست می‌شوم از بوی کربلافطرس! ببر سلام مرا سوی کربلاتاج سر ملائکه‌ی آسمان حسینتنها دلیل خلق زمین و زمان حسینذکر زمان سختی پیغمبران حسینزهرا سپرده است بگوییم: جان حسینگفتم حسین و ولوله افتاد در جهان گفتم حسین و فاطمه با خنده گفت: جان در مشکلات پشت و پناهم حسین شدبیراهه رفته بودم و راهم حسین شدتنها دلیل گریه و آهم حسین شدزهرا اجازه داد که شاهم حسین شدفهمیده‌ایم طبق روایات معتبراز کشتی حسین نباشد بزرگتراز کودکی "حسین" مسیحای زینب است یعنی تمام لذت دنیای زینب استغیر از حسین کیست که همتای زینب استکنج دل حسین فقط جای زینب است"زینب" همان که سیطره دارد به عالمینزینب نگو، بگو همه‌ی هستی حسینما تشنه‌ایم، تشنه‌ی باران کربلا ما سائل‌ایم، سائل سلطان کربلا دل برده از ملائکه ایوان کربلا دست تمام عالم و دامان کربلابی صبح کربلا، شب عالم سحر نداشتدنیا چه داشت؟ کرببلا را اگر نداشتافلاک زیر سایه‌ی گنبد طلای اوستجبریل معتکف شده‌ی کربلای اوستدنیا و هر چه هست در آن خاک پای اوستاصلاً بهشت گوشه‌ی صحن و سرای اوستعشق "حسین" در دل ذرات عالم است دنیای بی حسین شبیه جهنم استاز اشک روضه، چشم مگر سیر می‌شود؟بی کربلا زمانه زمین‌گیر می‌شود خوشبخت آن که پای علم پیر می‌شود عالم به آب علقمه تطهیر می‌شودامشب بساط گریه برایت فراهم است "باز این چه شورش است که در خلق عالم است"✍ #احسان_نرگسیولادت # حضرت_امام_حسین_علیه السلامبار دیگر ذات حَق دَرخلقَتَش اعجازکَردسومّ شَعبان رسیدوباب رحمت بازکردمُرغک طَبعم دوباره نَغمهٔ خوش سازکردیاعلی گفت وبه عشق اوسُخَن آغازکَردیاعلی گویَم شب میلادشاه عالَمَین2تامدینه پَرکشیدم درهوایت یاحسین2نورمصباحُ الهُدی تاشدبه عالم آشکارسایه افکنداَبررحمت بَرسَرلیل ونَهارگَشت طَی عُمرخزان وآمداَزرَه نوبَهارآمدآن سلطان عشق وآمدآن کوه وَقاریاعلی گویَم شب میلادشاه عالَمَین2میکنم باردگراَزدل صدایَت یاحسیَن2جلوهٔ حَق رابه چشم دل تماشامیکنممثل فُطرُس دَرهوایش بال وپَروامیکنممیزنم دل رابه دریامَیل دَریامی کنممیروم تاشهریَثرب سَیرگُل هامیکنمساغَردل راپُرا‌زجام تَوَلاّمی کنمیاعلی گویَم شب میلادشاه عالَمَین2اَی تمام عالَم وآدَم فَدایَت یاحسین2بایَداَزخُم خانهٔ عشقَش سبوگیرَم سبوو‌زبَرای بُردَن نامَش وُضوگیرَم وضوتاکه اَزاین لالهٔ خوشبوبگیرَم رَنگ وبواوبه ماداده دراین دنیای پُرغَم آبرویاعلی گویَم شب میلادشاه عالمین2بَرده دل اَزاَهل معناکربلایَت یاحسین2خسروی فَر ]]> تاريخ و حماسه Thu, 22 Jan 2026 14:09:09 GMT http://asremrooz.ir/vdcg7y9wuak9t74.rpra.html چه شد دوباره؟! صدای وحوش می آید! // صدای خنده ی شیطان به گوش می آید http://asremrooz.ir/vdcfm1dmyw6djca.igiw.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ در روزهای گذشته فتنه آمریکایی صهیونی کشور را با آشوب مواجه کرد و در این میان مردمکشور در حماسه حضور خود بار دیگر دشمنان کشور را با شکستی مفتضاحنه بدرقه نمودند.در این میان شاعران کشور نیز دست بکار شده و با سروده های خود پرده از رخ دشمن به زیر کشیدند که بخشی از آن را در زیر مشاهده می نمایید:#جنگ_نرم #مرگ_بر_اسرائیلاگر چه کربلای حادثه تکرار خواهد شد  ولی بار دگر حق فاتح پیکار خواهد شد دوباره حق و باطل گشته رو در رو در این دنیا به زودی چشم‌های خفته هم بیدار خواهد شد   هر آنکس می شود مغرور و مست  باده قدرتبه دست حق زمین گیر و ذلیل و خوار خواهد شد  در این عالم هر آنچه رخ دهد معلول علت‌هاست  عیان از پشت پرده حکمت و اسرار خواهد شد یقین دارم به زودی چشم فتنه کور می‌گردد حقیقت در جهان زندگی معیار خواهد شداگر بار دگر خصم دنی آتش برافروزد بنای آرزوها بر  سرش آوار خواهد شد شب تاریک  سختی‌ها نشان صبح آزادیست رسد روزی که دنیا سر به سر گلزار خواهد شدشود گر اهل ایمان تابع امیال نفسانی صعود از پرتگاه  حادثه  دشوار خواهد شدبدست مردم ایران بنای ظلم می ریزدبه زودی جاده آزادگی هموار خواهد شدجهان لبریز از ظلم است، اما وعده ی حق استکه قهر حق نصیب مردم بدکار خواهد شداگر روزی در این دنیا شود دیوان حق برپا چگونه این همه ظلم و ستم انکار خواهد شدنمی ترسیم ما از های و هوی دشمن نادانکه ما را نصرت حق هر زمانی یار خواهد شدبه زودی کاخ های ظلم و استکبار می ریزدظهور مهدی ما سر خط اخبار خواهد شد#محمد_هوشمند#جنگ_نرم #مرگ_بر_اسرائیلبسیجیان علی دم به دم شهید شدندکه هم کنایه شنیدند و هم شهید شدندبسیجیان علی را شهادت اینگونه استکه کوثرانه به چندین رقم شهید شدندبسیجیان علی نوجوانی خود رابه چای هیأتی تازه دم شهید شدند!بسیجیان علی سال های پیش از اینبه روضه با غزل محتشم شهید شدند!بسیجیان علی از قدیم زینبی انداگر به راه دفاع از حرم شهید شدندگهی کلنگ به دستِ مناطق محرومگهی به مدرسه ها با قلم شهید شدندبه اربعین حسینی بسیجیان علیبه درب خانه در اوّل قدم شهید شدندبسیجیان علی شیعیان زهراینداگر حساب کنی، تازه کم شهید شدند!بسیجیان علی عاشقان عبّاسندشدند کرب و بلا هم‌قسم، شهید شدندبسیجیان علی را به تشنگی بشناسببین که زیر کدامین عَلم شهید شدندولی من و تو چه کردیم؟ ادّعا کردیم!!بسیجیان علی دست کم شهید شدند!به خون خویش نوشتند صبح نزدیک استبسیجیان علی صبحدم شهید شدندشعر: مهدی جهاندار#جنگ_نرم #مرگ_بر_اسرائیل«جهان محل عبور است، باشد اما آه... چگونه مادرت از داغ تو عبور کند»چقدر حادثه را به موبه مو مرور کند؟ چقدر عذر بیارد، بهانه جور کند؟ نگفتی آه... ملینای من! همیشه پدربه جان خریده بلا را که از تو دور کند؟ پس از تو هر طرف خانه را که خیره شومچقدر خاطره در ذهن من خطور کندتفنگ خواست به لبخند تو نشانه روَدو گیسوان تو را موج خون، نمور کندگلوله خواست وطن را بگیرد از تو ولیتو خواستی که مرا بیشتر غیور کندتو خواستی که خدا جان نازنین تو رابه آسمان ببرَد میهمان نور کندتو را گرفت در آغوش، حضرت زهراو دیر نیست که فرزند او ظهور کندو دیر نیست طلوع شگفت آن خورشیدکه چشم حرمله‌ها را به نور کور کندجهان محل عبور است، باشد اما آه... چگونه مادرت از داغ تو عبور کندبه کربلا برو امشب، گل سه ساله‌ی من! خودت بگو که رقیه مرا صبور کند... میلاد عرفان‌پور#جنگ_نرم #مرگ_بر_اسرائیلاز شورش و از فتنه و تشویش به دوریمامروز عزادار جوانانِ غیوریمما هم گله داریم از این وضع گرانیاما نه به آشوب، نه با سنگ‌پرانی!آشوب‌گری چارهٔ اوضاع وطن نیستای هم‌وطن این قائله کارِ تو و من، نیستاهل گله با هم‌وطنش جنگ ندارددر دست خودش اسلحه یا سنگ ندارد خائن شده این مرتبه طغیانگر و سرکشاین‌بار به میدان زده با شیوه‌ی داعشمأمور به تخریب مساجد، اموی‌هامشغول به سلاخی مردم، رجوی‌هاآتش‌زده آتش حرمِ سبز قبا راوحشی‌شده، ای وای که قرآن خدا راحرمت‌شکنی این‌همه نه از سر خامیستآتش به حسینیه زدن، کار حرامیستتردید نداریم که صهیون به کمین استآشوب کجا خواسته‌ی معترضین استمظلوم‌کشی، حیله‌گری شیوه‌ی گرگ استاین بی‌شرفی عادت شیطان بزرگ استوضعیت این خانه، به بیگانه چه مربوط؟!این خطّه به آن قاتلِ دیوانه چه مربوط؟!از خصم نگیریم در این قائله دستوردلسوز وطن نیست جنایت‌گر مزدوربا خلق ندارند برادر، سَرِ یاریآن منتظرالسلطنه های سرکاریدر خواب ببینند که کوتاه بیاییم!با قاتل شیران وطن، راه بیاییمعمریست که بارَش نرسیدست به منزلچشمش بشود کور که ایران شده همدلافتاده اگر قائله در کشور حیدرهیهات اگر آشفته شود لشکر حیدرما پای وطن بی برو برگرد بمانیمصد مرتبه خواندیم، ولی باز بخوانیم«باید ز سَرِ صدق بر این خاکِ‌ در افتادبا آل علی هر که درافتاد، ورافتاد!» شاعر مجید تال#جنگ_نرم #مرگ_بر_اسرائیلچه شد دوباره؟! صدای وحوش می آید!صدای خنده ی شیطان به گوش می آیدیهود باز به آتش کشیده قرآن راو خون هر چه مسلمان به جوش می آیدهر آنکه باکری و صدرزاده و حججی‌ستهر آنکه مرد، به خشم و خروش می آیداز آتشی که به پا کرده تندباد ستمسیاوش است که آئینه پوش می آیدمیان همهمه‌ی فتنه ها برادر منبه هوش باش که بانگ سروش می آید:می آید او که به باطل امان نخواهد دادهم‌او که با علم حق به دوش می آیدشعر: رضا ابوذری ]]> تاريخ و حماسه Sun, 18 Jan 2026 14:15:03 GMT http://asremrooz.ir/vdcfm1dmyw6djca.igiw.html اسلام من آغاز شد با یا رسول الله(ص) من بنده ی ناچیزم و آقا ، رسول الله(ص) http://asremrooz.ir/vdcbz9bfarhbazp.uiur.html به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ بیست و هفتم ماه رجب روزی است که بهتر از آن خورشید بر آن نتابیده است زیرا وجود نازینین پیامبر نور و رحمت، رحمت للعالمین، صاحب خلق خوش و لطف عمیم، حضرت محمد مصطفی (صلی الله و علیه و آله) به پیامبری و رسالت برگزیده شد.ضمن عرض تبریک و تهنیت این عید بزرگ به ساحت مقدس قطب عالم، حضرت بقیت الله العظم ارواحناه فداه و نایب بر حقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:#بعثت_پیامبر_اکرم_حضرت_محمد_صلوات_الله_علیه اسلام من آغاز شد با یا رسول اللهمن بنده ی ناچیزم و آقا ، رسول اللهمن از ازل تا روز آخر عبد درگاهماز ابتدا تا انتها مولا ، رسول اللهما ذره ایم از ذره کاری بر نمی آیدمی سازد از ما قطره ها دریا ، رسول اللهوقت اذان دست موذن را که می گیرد؟!الا خدا الا علی الا رسول الله ؟!نام علی را می برم زیرا که می دانمراضی است از ما با علی تنها ، رسول اللهپیغام مبعث را که آوردی بمان جبریلبگذار تا حیدر بگوید با رسول اللهنور علی نور محمد بوده از اولدر صورت حیدر شود پیدا رسول اللهاز کعبه و از مسجد الاقصی کجا می رفت؟با مرتضی در لیله الاسرا  رسول اللههرجا محمد بوده آنجا با علی بودهبا مرتضی بوده است در هر جا ، رسول اللهوقتی منافق ها فراری می شدند از جنگمی ماند در حصن علی حتی ، رسول اللهمن معتقد هستم به تایید علی راحتپرونده ام را می زند امضا رسول الله#محسن_ناصحی#بعثت_پیامبر_اکرم_حضرت_محمد_صلوات_الله_علیه تو آمدی که جهان باغ و گلستان  باشدهمیشه چشمه ی مهر و  وفا روان باشدتو آمدی که به ظلمات روشنی بخشیز نور روی تو  بر  نور حق نشان باشدوجود پاک تو را حق به ما عنایت کردکه با تو گوهر  انسانیت عیان باشدتو آمدی که در این خاکدان خاطره هاکسی دلیل  خداوند مهربان باشدجهان جهل بشر را کمی تکان دادیکه بهر دخترکان خانه امان باشدبه رغم  نیت دشمن خدا اراده نمودکه نام پاک تو در دهر جاودان باشدبه صفحه صفحه تاریخ خوش درخشیدیچنانکه امت تو سرور زمان باشدچو گل گرفته شمیمت فضای عالم راطنین نام تو  بر جسم مرده جان باشدبه شوق نام تو هر لحظه بال و پر گیرمخصوص وقت سحر موسم اذان باشدفدای خُلق عظیمت که شرح سیره توبه هر دلی برسد جلوه ی جنان باشدتو اسوه  حَسن مردم خداجوییخوشا کسی که مطیع  تو در جهان باشدبه عشق  خال لبت بیقرار  و مدهوشمبمیرد آنکه به این عشق بدگمان باشد✍️#هوشمند#بعثت_پیامبر_اکرم_حضرت_محمد_صلوات_الله_علیه عُزی ؛ هبل ؛ لات و منات امشب پریشانند از سنگ بودن ؛ بت شدن آنها پشیمانندمعبد به دستش بی گمان ویرانه خواهد شد بُت ها گمان آشفته ؛ سرگردان ؛ پریشانند طائف به خود می لرزد آوای محمًد را نزدیک می بیند ؛ چه بت هایی که لرزانندعُزی حراض از تو مُسلًم چشم می پوشد عُزی بدان بت ها تمامی رو به پایانند تب کرده بُت از شوکت زیبای میلادش عُزی ؛ هبل؛ لات و منات امشب به هذیانند عُزی سقام از تو حفاظت کی کند ؛ هرگز بت های مکه بی گمان در مرز بحرانندطائف یقین دارم به چشمش خوب خواهد دید: بت ها پریشانند ؛ گریانند ؛ ویرانندبت ها پریشان ؛ جان به لب در گوشه ی معبد یکجا نشسته ؛ خسته جانان در غم جانند از بت شدن بی شک پشیمانند بت هایی که از همین حالا به فکر کار کتمانندکتمان کنند اینان همین بت بودن خود را سودی ندارد بت شدن در حال خُسرانند میلاد پاکی ؛ خوبی  و احساس و شور و شوق ّبت ها همه سر در گریبان سر به دامانند #علی_اصغر_هدایتی#بعثت_پیامبر_اکرم_حضرت_محمد_صلوات_الله_علیه چشم بگشا که بشر خسته دل و خونجگر استدیده‌اش بی رمق و از غم ایام تر استچون یتیمی ست که مشتاق نگاه پدر استبخت او بسته و از دست ستم دربدر استمانده در بی کسی و غربت و تنها شده استپای غم در دل ایام بشر وا شده استهر که در مکه پی نان شبش افتادهطعم تلخی و گسی در رطبش افتادهشور وحدانیت از تاب و تبش افتادهشهر در دست غم و بولهبش افتادهکعبه دنبال خلیل است تبر بردارد قدمی در پیِ آیات ظفر برداردجبرئیل آمده تا حکم نبوت بدهدبر همه خلق خدا باده‌ی رحمت بدهدمستغیثین همه را عزت و دولت بدهدبه دل سوختگان مژده‌ی رأفت بدهد جبرئیل آمد و دارد به لبش شور بیانفارغ از خود شده گفتا به محمد که بخوانتا لبش گرم می نام خدا گردیدهتا خدا از همه هستیش جدا گردیدهعرش و فرش از اثرش مست صدا گردیدهدلخوش آنست که مقصود ندا گردیده جز محمد چه کسی هست که سلطان باشد؟صاحب معجزه‌ی مطلقِ قرآن باشد؟از حرا پای به بیرون بِنِهُ و داد بزنحکم امر ازلی را همه فریاد بزنبال بگشا و شرر بر دل صیاد بزنتیشه بردار و به هر ریشه‌ی بیداد بزناز قدمهای تو لرزد دل هر بیدادیتا که بخشی به همه غمزدگان آزادیلب ز لب واکن و از شاکله‌ی فرمان گو همه دم از عمل و منزلت انسان گو همه جا از عطش سینه و از ایمان گواز رحیمیِ خدا از میِ الرحمان گومصطفایی و خدا پشت و پناهت باشدچشم هر خسته دلی چشم به راهت باشدگام بردار و برو هست علی همگامتدست حق داری و باشد همه جا صمصامتبرسان بر همه ابنا بشر پیغامتتا فراگیر شود در همه جا اسلامتبعد این لحظه همه شعر تو را میگویندوقت شادی و شعف ذکر تو را میگویندیا محمد همه مشتاق به اسلام تواندشیعیانت همه دلبسته‌ی ضرغام تواندتو نبی هستی و هستی همه ایتام تواندخلق محتاج تو و چشم به اکرام تواندلحظه‌ی آمدنت نور علیٰ نور شدهمکِّه از زمزمه‌ی نام تو پر شور شدهگر چه در راه تو صد گونه خطر بنشستهطعنه‌ها پشت سرت بین گذر بنشستهنور امید به چشمان سحر بنشستهصحبت از نصرت تو بین خبر بنشستهدر کنارت یل صاحب علمت می‌آیداسدالله قدم در قدمت می‌آیدذوالفقارش هنرش هر قدمش شعر خداستگریه‌هایش،سخنش،چشم ترش ذکر خداست نفسش،بازدمش،زمزمه‌اش،عِطرِ خداستدر چَکاچَک، هدفش،تیغ کجش مهر خداستای که بر رحمت واسع همه جا مشهوریتا علی هست بدان در همه جا منصوریمحمد حسین علیرمضانی#بعثت_پیامبر_اکرم_حضرت_محمد_صلوات_الله_علیه ای ابتدا محمد و تا انتها علیای انتها محمد و از ابتدا علیای بین کعبه احمد و ای در حرا علییعنی که یک حقیقتِ مَحضید با علیدر باطنِ ظهور تو در اِختفی علییا مرتضی محمد و یا مصطفی علیصَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیدر جوش آمده‌است خُم خانگی مادر چشمِ ماست سرمه‌ی مستانگی مابیرون زده است  یک  رگِ دیوانگی مانورِ نبی است کعبه‌ی پروانگی مااز مرتضاست نعره‌ی مردانگی مااِلّایِ مانده در پسِ اظهار لا علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیباید به دشتها برود چوپان شودباید سفر رَود نَفس راهبان شودتاجر شود مسافرِ یک کاروان شودباید میانِ مکه امین و امان شودباید از آنچه فکر کنی بیش از آن شودتا که شود پیامبرِ مرتضی علیصَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیچل سال انتظارِ زمین و زمان بس استچل سال پشت پرده برای جهان بس استچل سال منتظر شدنِ آسمان بس استچل سال  بین خلوت کروبیان بس استحالا خدا نوشت که ای بی نشان بس استبرخیز  با ملائکه  برخیز  با علیصَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیاز عشق از حضور  لبالب نشسته بوددر خلوتی شگفت و مقرب نشسته بودبین حرا به چله‌ی یارب نشسته بوداشراقِ نور بود اگر شب نشسته بودجبریل پیش روش مودب نشسته بودای بازویِ نبوتِ تو هرکجا علی صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیخورشیدِ مکه بر تنِ ظُلمتکده بتاببر مردمان منجمدِ شب زده بتابصبرِ زمینِ یخ زده  سرآمده بتابتنها به مکه نه که بر هر بُتکده بتابهرچند مشکل است به دل غم مده بتابغم نیست تا که ذوالفقارِ نبی هست با علیصَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیيَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّل اگر کار مشکل استاصرار در مقابل انکار مشکل است گیرم  میان مشرک و کفار مشکل استماندن ولی مقابلِ کرار مشکل استبودن به پیش ضربِ علی‌وار مشکل است   مرحب که هست پیش تو ای مرحبا علیصَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علیوقتش رسیده است  از این پس علی بگو امشب نجف برو شبِ مبعث علی بگو در  صحنِ آن سرای  مقدس علی بگوبین رواقهای مُقَرنَس علی بگوآری کَسم علی است نه هرکس ، علی بگونَفسِ محمد است به نَصِ خدا علیصَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی#حسن_لطفی ]]> تاريخ و حماسه Fri, 16 Jan 2026 11:53:16 GMT http://asremrooz.ir/vdcbz9bfarhbazp.uiur.html