توصيه به ديگران
۱
پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۵۹
نگاهی کوتاه به تهدیدات آینده انقلاب اسلامی ملت ایران
یکی از بهترین راهها برای حفظ و پاسداشت یک دستاورد مهم، آسیب شناسی و اعلام خطرات تهدید کننده آن و گوشزد کردن آن به کسانی است که مهمات امور در دستشان است، می باشد؛ حال اگر آن دستاورد، انقلابی بزرگ باشد که رهاورد خون پاک شهیدان و زحمت ایثارگران و نیز تلاش تمام یک ملت است، آسیب شناسی آن مهم تر می شود.
نگاهی کوتاه به تهدیدات آینده انقلاب اسلامی ملت ایران
Share/Save/Bookmark
به گزارش سرویس سیاسی عصر امروز به نظرمی رسد یکی از بهترین راهها برای حفظ و پاسداشت یک دستاورد مهم، آسیب شناسی و اعلام خطرات تهدید کننده آن و گوشزد کردن آن به کسانی است که مهمات امور در دستشان است، می باشد؛ حال اگر آن دستاورد، انقلابی بزرگ باشد که رهاورد خون پاک شهیدان و زحمت ایثارگران و نیز تلاش تمام یک ملت است، آسیب شناسی آن مهم تر می شود. ما در زیر به اختصار پنج خطری که آینده ایران و انقلاب اسلامی را تهدید می کند بر می شماریم.

الف) مشخص نبودن نظام اقتصادی کشور: بزرگترین مسایل و چالش های نظام جمهوری اسلامی، علاوه بر تلاش برای بهبود شرایط اقتصادی و افزایش تولید ثروت که با گذشت از تحریم های فعلی ان شاء الله میسر خواهد شد، این است که اساسا چه نوع نظام اقتصادی را باید در کشور حاکم کند؟! دلیل این چالش این است که در ابتدای انقلاب و طی اصل 44 قانون اساسی، نظام اقتصادی شبه سوسیالیستی البته با لعاب اسلامی بر کشور حاکم شد (این نظام اقتصادی، نظامی مرکب از سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی تعریف شد و مهمترین و بزرگترین بخش اقتصاد هم بخش دولتی تعیین شد و بخش خصوصی تنها به عنوان مکمل بخش دولتی و بخش هم به عنوان بخش تعاونی معرفی شد، که وعده ایجاد آن داده شد ولی این وعده هیچگاه محقق نشد؛ به هر روی این نظام اقتصادی بیشتر تاکیدش بر عدالت اجتماعی بود تا توسعه اقتصادی فرد محورانه و لیبرالی؛ به همین دلیل هم با روحیه عدالت طلب مردم ایران سازگاری نسبتا خوبی داشت).

در هر حال بعد از چندین سال، مسئولان ارشد کشور متوجه شدند این نوع نظام اقتصادی نتوانسته توسعه مناسب را در بعد اقتصادی برای کشور ایجاد نماید، لذا مجبور شدند به بازخوانی این اصل بپردازند و تحت عنوان سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی این اصل مهم قانون اساسی را کاملا دگرگون گرداند و نظام اقتصادی شبه لیبرالی را البته باز با لعاب اسلامی، اختیار کنند (نظام اقتصادی شبه لیبرالی که در تحت عنوان سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی ابلاغ شد درصدد واگذاری 80 درصد اقتصاد دولتی به بخش خصوصی برآمد تا بجای بخش دولتی، بخش خصوصی محور و مدار اقتصاد کشور قرار گیرد).

البته این سیاستها هم در اجرا چیز دیگری از کار درآمد و خلاصه نتیجه آن مجاب کننده نبود، زیرا اساسا نظام غیر عادلانه و توام با تبعیض سرمایه داری با فرهنگ و سنت دینی عدالت محور مردم ایران سازگار نیست. ضمن اینکه باید دقت داشت که نظام اقتصادی سرمایه داری مولد و ایجاد گر نظام سیاسی لیبرال – دموکراسی است و لذا اگر نظام اقتصادی لیبرال در کشور ما شکل گیرد خطری جدی علیه نظام سیاسی کشور ما، که نظامی متفاوت و حتی متضاد با نظام لیبرال – دموکراسی است، شکل می گیرد و این بسیار خطرناک خواهد بود. 

به هر روی مساله نوع نظام اقتصادی که باید در کشور حاکم باشد امروز به گره کوری در انقلاب و نظام تبدیل شده است و ایکاش می شد متفکران برجسته ای که آگاه به علم اقتصاد مدرن هستند به همراه علمای اسلام شناس و قرآن شناس و البته زمان شناس و همچنین به همراهی ایرانشناسان آگاه به تاریخ و فرهنگ و روحیات ایرانی، به طراحی نظام اقتصادی مدرنی که متناسب با اصول اساسی اسلام و نیز همخوان با فرهنگ و روحیات ایرانی باشد، می پرداختند و مملکت را از این بن بست نظری و عملی نجات می دادند. ( البته جا دارد در اینجا این نکته را متذکر شویم که ضرورتی ندارد ما یک نوع نظام اقتصادی بسیار خاص و ویژه از پیش خود تاسیس و ابداع کنیم، چون اساسا ادیان برای اصلاح و تعدیل آمده اند و نه ابداع و تاسیس چرا که این دومی از عقل خود بشر نیز ساخته است، بلکه اگر بتوانیم یک نوع نظام اقتصادی که مورد تایید عقل جمعی بشر است را اخذ کنیم و متناسب با شرایط دینی و فرهنگی خود در آن تعدیلات و اصلاحاتی انجام دهیم، همین کفایت می کند).

البته ما پیشنهاداتی در خصوص نظام اقتصادی اسلام داشتیم:

اول؛ مساله رباست که خوشبختانه توسط یکی از مراجع بزرگ تقلید این مساله حل شده و ایشان با تقسیم ربا به ربای استهلاکی و ربای تولیدی؛ فقط ربای استهلاکی که فرد برای رفع ضروریات زندگی وام می گیرد حرام دانسته و ربای تولیدی که برای سرمایه گذاری و کسب سود بیشتر است را بی اشکال دانسته اند، این نظریه نوین می تواند بسیار راهگشا باشد.

دوم؛ اینکه در نظام سوسیالیستی اصالت با جمع است و در نظام لیبرال اصالت با فرد ما می توانیم در نظام اقتصاد اسلامی ضمن احترام به فرد و جمع، اصالت را به خانواده دهیم، چرا که خانواده به شدت مورد اهتمام و احترام اسلام است، و حتی شاید بتوان نوعی مالکیت خانوادگی نیز در کنار مالکیت عمومی و فردی و تعاونی تعبیه کرد.

سوم؛ اینکه، شعار محوری در اقتصاد اسلامی باید \" حرص در تولید و قناعت در مصرف \" باشد. البته می توان این شعار را به زبان فلسفی، که بحث را عمق بیشتری می بخشد، اینطور تعبیر کرد که شایسته است انسان به حدی از تعالی برسد که \" برخوردار باشد از بیشترین قادریت ایجاد نمایی، با داشتن کمترین قابلیت ایجاد پذیری \". توضیح بیشتر آنکه در عالم به سه مرتبت قایلیم: یک مرتبت كه در واقع بالاترین مرتبه است؛ همانا ذات خداست. ذات خدا، در عالم، قابلیت ایجادپذیری و تاثیر پذیری از غیر، ندارد. بلكه فقط می توانند ایجاد نماید و منشا اثر باشد. مرتبت دیگر که پایین ترین مرتبت است و جماد و نبات و حیوان در آن جای دارند این ویژگی را دارند كه صرفا در عالم هستند و ایجاد را از دیگران می پذیرند بی آنكه بتوانند خود ایجادی نمایند و منشا اثری گردند. اما مرتبت سوم كه در میانه مرتبت خدا و مرتبت جماد و نبات و حیوان قرار دارد، مرتبت انسان است كه هم قابلیت ایجادپذیری دارد و هم از قادریت ایجادنمایی برخوردار است اما کمال و نقطه اوج انسان، نکته مهم در اینجاست، که کمال و نقطه اوج انسان در این است که همچون ذات خدای تعالی، تنها ایجاد نمایی کند و ایجاد نمای محض باشد و به هیچ وجه ایجاد پذیر نباشد، گرچه به دلیل ساختار وجودیش انسان نمی تواند ایجاد پذیر نباشد اما برای تعالی باید آن را به حداقل رساند تا مانند ذات خداوندگاری شود؛ و چنین است که در قرآن فرمود: صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ . و نیز پیامبر فرمود : تخلقوا باخلاق الله ) ..

ب) افزایش تفکرات قومیت پرستانه: متاسفانه در سالهای اخیر، یعنی پس از استقلال جمهوری های شوروی، به ویژه جمهوری آذربایجان و نیز تشکیل اقلیم کردستان و ...، اندیشه های قومیت گرایانه و تفکرات قبیله پرستانه به شدت تشدید شده است. اندیشه های قومیت گرایانه تحت عناوینی چون پان ترکیسم و پان کردیسم و پان عربیسم و... به شدت مشغول فعالیت هستند و متاسفانه مسئولان و متفکران ما از آن غافلند. این تفکرات قوم و قبیله گرایانه و اکثرا تجزیه طلبانه یکی از تهدیدات جدی در دهه پنجم انقلاب است که باید برای آن کاری کرد. به نظر می رسد یکی از بهترین کارهایی که می توان کرد تاکید بر عناصر مشترک هویت ایرانی چون اسلام، تشیع و عاشورا و عناصری چون نوروز یا دیگر جشن های ایرانی (چرا که جامعه ما نیاز شدید به شادی شرعی دارد) و نیز توجه به شاهنامه و داستانهای آن و نیز شخصیت های مشترک چون کوروش ذوالقرنین و مولانا و نظامی و ... است .(جا دارد صدا و سیمای ما یک سریال فاخر راجع به کوروش ذوالقرنین، نه به عنوان یک شخصیت صرفا ایرانی بلکه به عنوان شخصیتی قرآنی، بسازد اگر این کار صورت گیرد می تواند برای جوانان امروزی که از بحران هویت رنج می برند هویت آفرین باشد). 

ج) افزایش تفکرات فمنیستی در میان زنان: تفکرات زن پرستانه و جریانات فمنیستی که میل افراطی به حضور در جامعه و رقابت با مردان دارند؛ متاسفانه در سالهای اخیر به شدت زیاد شده است و این اندیشه زن پرستانه آینده جامعه و به ویژه خانواده ایرانی را تهدید می کند؛ چرا که درست است که حضور فعال زنان در جامعه فواید زیادی دارد ولی خالی گذاشتن عرصه خانه و خانواده نیز مضرات زیادی دارد شاید به همین جهت باشد که همانطور که اخیرا در برخی رسانه ها منتشر شد کشور پیشرفته ای مثل ژاپن تصمیم گرفته تنها 30 درصد ظرفیت دانشگاهها را به دخترها اختصاص دهد و باقی را به پسرها واگذارد، زیرا معتقدند زنها هر چه بیشتر تحصیل کنند تمایل کمتری به ازدواج و تشکیل خانواده و فرزند آوری پیدا می کنند و این خطری است برای جامعه آنها. (به نظر می رسد این خطر برای جامعه ما نیز هست و باید به این مساله مهم توجه داشت که کار و نقشی که زن در جامعه ایفا می کند، تا حدود زیادی از عهده مردان هم بر می آید و مردان هم می توانند انجام دهند؛ ولی کاری که زن در خانواده می کند، انجام آن، تا حدود بسیار زیادی، از عهده مردان بیرون است). 
 
د ) گسترش دین گریزی و اباحه گری و تفکرات نیهیلیستی: متاسفانه روز به روز شاهد گسترش مظاهر بی دینی در جامعه هستیم. (بی حجابی یک نمونه آن است که ظاهر است ولی کسی به بی نمازی و بی روزه گی توجه ندارد چرا که باطن است؛ متاسفانه روحانیون ما نیز به این امر توجه ندارند که منشا این بد حجابی ها و بی حجابی ها سست شدن اعتقاد افراد به مسایلی بنیادی تر چون وجود خدا و وجود قیامت و ضرورت وجود شریعت و... است) به هر روی آنچه می بینیم این است که مردم به ویژه جوانان تقیدشان به حجاب و نماز و روزه کمتر از والدینشان شده است. متاسفانه رواج تفکراتی که دین را در اخلاق خلاصه می کنند هم در این امر موثر بوده است. (چندی پیش به دیدار یکی از خویشاوندان خود رفتم. او گفت که چند وقتی است که نماز را کنار گذارده چون معتقد است که دین فقط اخلاق است و او بی نماز خواندن هم به اخلاق پایبند است. این مساله برای من بسیار تعجب آور بود چرا که او را از کودکی می شناختم و از همان سنین با هم نماز می خواندیم. این فقط یک نمونه است و نمونه های دیگری نیز وجود دارد). البته علاوه بر گسترش بی دینی، رواج بی خدایی و نیهیلیسم و هیچ و پوچ انگاری و الحاد نیز زیاد شده است ( فردی تعریف می کرد در کلاس کنکوری استاد بعد از سخنان معمول گفته بود که امیدوار است با تلاش دانش آموزان و کمک خدا، همه آنها در کنکور موفق شوند. بعد از این سخن بیش از نیمی از کلاس با خنده و استهزا گفته بودند: کدوم خدا؟! مگر خدایی هم هست؟! باید توجه داشت تفکرات الحادی با اشاعه اندیشه های نو آتئیست هایی نظیر داوکینز و هیچنز و هریس و هاوکینگ و ... به ویژه در میان جوانان تحصیلکرده رو به گسترش است و اگر چه شماری از متفکران الحاد و نیهیلیست را سرنوشت محتوم همه بشر می دانند اما نباید تسلیم این سرنوشت محتوم شد و برای آن چاره ای اندیشید). و از سویی دیگر گسترش عرفان های نو ظهور در میان افرادی که روحیه مذهبی و معنوی تری دارند نیز فزونی یافته است. به هر روی به نظر می رسد باید برای این امور چاره ای اندیشید و چه کسی بهتر از روحانیون. ایکاش روحانیون ما بجای انجام امور روزمره به انجام کارهای فکری و تئوریک زیر بنایی و چاره اندیشی برای مقابله با دین گریزی و شریعت گریزی و بی خدایی و الحاد و نیهیلیسم و عرفان های نو ظهور می پرداختن . 

به هر روی ما در این جستار کوتاه تهدیداتی را که به نظرمان آینده انقلاب اسلامی و ایران عزیزمان را تهدید می کند بیان کردیم؛ امیدواریم که مردم و مسئولین و متفکران در آن تامل و تدبر کنند. 

مهزیار مهرآذین 
کد مطلب : 246047